uk
Feedback
هم‌سکوت

هم‌سکوت

Відкрити в Telegram

باید میان آوا ها ما «هم‌سکوتِ» هم باشیم... @Ermia1789 سید محمد ارمیا کیش بافان

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
743
Підписники
-624 години
+87 днів
-9430 днів
Архів дописів
من اشک‌های تو را دیدم و پا به پای تو خندیدم و از نگاه تو فهمیدم میان همهمه‌ی مردم به جز سکوت در این عالم کسی نمی‌شنود چیزی به مرغ گفت قفس: این‌بار به شوق و حسرت آزادی نه بال بال بزن بی‌فکر نه های های بخوان با غم فقط بخواب که برخیزی فقط بمیر که بگریزی... #ارمیا_کیش_بافان

به جرم بردن اسمش که شرب خمر من است گرفته اند مرا گزمه و عسس به دو دست اگر که بردن نامش سر از بدن نبرد موذن از چه سر خود گرفته پس به دو دست؟ غرض به گرم گرفتن مکیدن خون بود که بفشرند اناری که شد ملس به دو دست اگر غلط نکنم بوی بوتراب آمد همان زمان که فرو آمد از فرس به دو دست فضایل یل ام‌البنین ببین به دو چشم که امتحان خدا داده‌است پس به دو دست نترس از اینکه بگیرند شاخ و برگت را که سرو سر به فلک زد چو شد هرس به دو دست... #محمدرضا_طهماسبی
الله اکبر!

چه احتیاج به آغوش دیگران داریم؟ که خانه‌ی ابدی گوشه‌ی عبای علی‌ست فمن یمت یرنی خوانده‌ایم و می‌گوییم خوشا سری که اگر هست، روی پای علی‌ست❤️ #ارمیا_کیش_بافان

Repost from N/a
سکوت می‌کنم اما نه اینکه می‌گذرم سکوت می‌کنم! اما پر از صداست سرم... #ارمیا_کیش_بافان @mim_kaf_mim
سکوت می‌کنم اما نه اینکه می‌گذرم سکوت می‌کنم! اما پر از صداست سرم...
#ارمیا_کیش_بافان
@mim_kaf_mim

آینه با سر سفیدی گفت:«مویش را ببین! پرچم صلحی‌‌ست که روی سرش افراشته...» #ارمیا_کیش_بافان

Repost from علویات
تلاش کننده برای دنیا، به آن نرسد؛ و دنیا روی می آورد به رها کننده‌اش! @alaviaat | نهج‌البلاغه،خطبه۸۲

همچو چنگم! سر تسلیم و ارادت در پیش تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم... #سعدی

‌ به عقل سر نسپردم هزار شکر، اگر که برای داشتنش عشق اثرگذار نیامد... ‌ #حامد_رحمانی_حسینی

مرگ گفت: «ای‌دوست! می‌گفتند دنبال منی» سر زمین انداختم یعنی حقیقت داشته... #ارمیا_کیش_بافان

ناگهان قالیچه‌ای از گوشه‌ی چشمم گذشت با خودم گفتم سلیمان را هوا برداشته! #ارمیا_کیش_بافان

احترامی را که باید؛ به اجل نگذاشته دسته گل به آب داده! منتها گل کاشته... #ارمیا_کیش_بافان

بی‌نقص بودن در سرشت هیچکس نیست تیمور هم یک جای کارش لنگ می‌زد حتی دلش از جنس آهن هم اگر بود یک بار تا امروز باید زنگ می‌زد :) #ارمیا_کیش_بافان @Amirsabetii1

🍂پاییز شد سرایش و خوانش: #امیرحسین_ثابتی @Amirsabetii1

بر شاخه‌های خشکِ دارِ روی تپه ما برگ‌های زردِ حلق‌آویز بودیم جز غم کسی در زندگی نشناخت ما را ما نیمه‌ی غمگین‌ترِ پاییز بودیم! #ارمیا_کیش_بافان

شال وا کن، عصر آبان، آه سردم را ببینی قلب سرخم را که دیدی... روی زردم را ببینی... #سیدحسن_میلانی

پرسيد: قافيه چيه؟! گفتم: مثلا شما آخر مصراع اول كه "كمرنگ" ميشى ما مجبور ميشيم آخر مصراع دوم "دلتنگ" بشيم.

در نماز خود گرفته گوشه‌ی دیوار را ناتوانی سخت اذیت می‌کند بیمار را در نگاهش طاقت پیمودن این راه نیست کاش دنیا راه می‌آمد همین یک بار را... از کلامش خون‌جگر بودن مشخص می‌شود گرچه پنهان می‌کند خود زردی رخسار را غم چه بیش از این که جای خلوت سجاده‌اش بینِ بستر دیدم عبدِ تا سحر بیدار را شوق وصلت می‌کِشد او را به دنبالت ولی در قیامت تازه باید کرد این دیدار را چیزی از تنهایی او کم نخواهد شد ولی دست‌کم در دل ندارد وحشت بازار را...🖤 #ارمیا_کیش_بافان

در تصور گاهی آدم ها به معنا می‌رسند برکه در رویای خود از ماه، ماهی ساخته عاقبت در بین مشتی خاک پیدا می‌کند هرکه عمرش را برای جست و جو پرداخته... #ارمیا_کیش_بافان

باد را در قفس نگه داری وصف بیهودگی‌ست زندگی‌ات پای اندوه تو نشست! نرفت پا به پایت گریست زندگی‌ات #احسان_محمودی