همسکوت
الذهاب إلى القناة على Telegram
741
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
746
به ذلت بر زمینش سر نهادیم و ثنا گفتیم
به روز حشر با عزَت برون آرد زمین ما را
غبارِ قبر او با آستین برگیر تا آن بت
کشد بر آستانش در جزا از آستین ما را
#محمد_سهرابی
746
Repost from محمد مصطفی احمدی
نگاه کن به خود ای سرو پیر، پسدادی...
تقاص عاشقیات را پس از زغال شدن
#محمد_مصطفی_احمدی
746
Repost from خطخطیهای آزاد
از پیلهای که بسته ام و وا نمیشوم
پروانهی غریبهی فردا نمیشوم
افتاده این درخت به دست تو بر زمین
زخمی به من زدی که سرِپا نمیشوم
یک پنجره غبار نشسته به جان من
بعد از تو سالهاست تماشا نمیشوم
گفتند مرده را بغلت زنده میکند
کشتی مرا به بوسه و احیا نمیشوم
آنقدرها بزرگ شدم با نبودنت
حالا درون قلب کسی جا نمیشوم
#امیرحسین_آزاد
746
Repost from محمد مصطفی احمدی
کاش میشد ولو به قدر سلام...
کاش یکبار میگذاشت غرور
#سید_محمد_امین_موسوی
746
من از این دار، با مرگ خودم کوتاه میآیم
در این بازی اگر عاشق شوم منصور خواهم شد
قیامت با همین یک بوسه بر پا میشود امشب
تو اسرافیل باش ایدوست! من هم صور خواهم شد
#ارمیا_کیش_بافان
746
Repost from عباس تافته
به مادرم
که بعد رفتنش بیشتر بزرگم کرد:
ملحفههای سفید خانه را دور ریختم
چادرنماز کهنه ات را هم...
آنها که تو را در کفن ندیدند
نمیدانند چه مرگم است!
از وقتی لباس هایم
بوی اسپند تو را ندادند
زود به زود
به دستگیرۀ در میگیرند و پاره می شوند
لیوان ها بیشتر از دستم سُر میخورند
و دست و پایم بیشتر از قبل زخم می شود
سپر بلای خانه که نباشد
همین است
مرا ببخشید
اگر موقع راه رفتن کمی قوز میکنم
چند سال است کسی شانهام را نتکانده
این روزها بی قرارتر از همیشهام
ازین اتاق به آن اتاق
سردرگم
یک جا که بنشینم
جای خالی تو آوار می شود روی سرم...
بعد از تو به سیگار پناه نبردم
مویم مثل برادرم سپید نشد
خطی روی پیشانیم نیفتاد
لکنت زبان نگرفتم...
تنها دلم شکست...
هنوز حرف که میزنم
صدای خرده شیشه می آید...
نمیشود یک بار که کلید میچرخانم
پشت در به استقبالم بیایی؟
اصلا مگر نمیگویند دعای یتیم ها میگیرد؟
آنقدر دلتنگ سر گذاشتن به روی زانوی توام
که هر شب منتظر مرگ مینشینم
تا تو را به بالینم بیاورد...
به خدا قسم که روز قیامت
نامه اعمالم را زیر بغل می زنم و
به دنبال تو میدوم
هراسان
درست مثل کودکیم که آستینت را
در بازار گم کرده بودم....
مرا ببخش
که وقتی خاکت را
گل میکردند
تازه از آب و گل در آمدم...
قد کشیدم
بزرگ شدم...
خیلی بیشتر از سنم
خیلی وقتها یک نفر زیر خاک میرود
اما
دو نفر میمیرند
میخواهم
چارستون بدنم را سپر سنگ مزارت کنم
تا کسی روی نامت پا نگذارد
هر چه باشد
ته تغاری ها بیشتر روی مادرشان حساس اند...
#عباس_تافته
746
Repost from N/a
_برادری کن و مارا درون چاه بینداز
برادرانه مرا کُشت مثل بچهی آدم
#ارمیا_کیش_بافان
#امیرحسین_آریننژاد
746
...تو هم رسیدهای از راه و جام آوردی
تو هم رسیدهای از راه و با شراب شدن
بهخاطر کمری فوق العاده و باریک
حریف تلخ زبانیِ استکان شدهای
چه آتشی که گلستان شد از تبسم تو
و ناخدا که اسیر است در تلاطم تو
تو آن دلی که اولوالعزم بودنت درد است
و با شکسته شدن نیز امتحان شدهای...
#ارمیا_کیش_بافان
746
سلام و عرض ادب🌹
متاسفانه کانال قبلیم، سهوا حذف شد
خوشحال میشم در کانال جدیدم ببینمتون🙏
https://t.me/hatefi1818
746
دیدم که لب گشودی و با لبخند...
شرمندهام، اگر که گمان کردم...
از بس که داغدار لبت بودم
با مرگ هم دهان به دهان کردم!
#ارمیا_کیش_بافان
746
Repost from جنونِ موزون|سیدامیرمحمدهاتفی
لذت ببر از حبس که هر قدر بگردی
در پیچ و خم این همه دیوار... دری نیست
#سید_امیرمحمد_هاتفی
746
🦋
اینکه وقتی نیستی
لباست را تنم میکنم و عمیق بو میکشم ،
دیوانگیست؟
ناگزیر نبوده ای که ویرانه ای را
با بوی تنِ کسی از نو بسازی...
من به بودنت ناگزیرم..
https://t.me/negar99_65
746
Repost from ساکن سرزمین دل🫀
.
رونمایی کتاب «سه راه ادبیات»
گزیده شعر جوان خراسان
.
شنبه ۳ مردادماه ۱۴۰۵
از ساعت ۱۷ تا ۱۹
باغ کتاب تهران
به میزبانی: امیرعلی سلیمانی
با سخنرانی: زهیر توکلی
با حضور: اعضای انجمن ادبی آغاز مشهد
@saken_sarzamin_del
