پرتو؛
Відкрити в Telegram
جهان ترانه میشود ؛ 𝘛𝘢𝘭𝘬🗣️: https://t.me/SecretPulseBot?start=tLXnqOMCyyFv 𝘐𝘎: https://www.instagram.com/text4_mood?igsh=MTlpNWIzNXV3ODdnbg%3D%3D&utm_source=qr
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
246
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
+1830 днів
Архів дописів
246
من الان تو اون مودیام که محافظت از روانم اولویت شماره یک منه، من ترک میکنم، تموم میکنم، بلاک میکنم، بیصدا میکنم، هر کسی و هر چیزی که ازم حس آرامش رو بگیره.
246
هم تموم میکنم، هم بلاک میکنم هم ریموو میکنم، هم میوت میکنم، چون به مرحله ای رسیدم که اولویت زندگیم فقط خودمم و خودم.
246
گاهی توی حالت میل به معاشرت صفر میشم. گالری خلوت میکنم. اکانتتکونی میکنم. ریمو، بلاک، سکوت، پاسخهای کوتاه. انگار آدمزده میشم. فقط مناسبم برای کنج خلوتم و دوری از آدمها.
246
از كسانى كه فارسى تايپ ميكنن
زود سين ميزنن
توى صحفه چت ميمونن
بصورت همزمان و صميمانه تشكر ميكنم....
246
از رفاقت با كسى پشيمون نيستم، چون بيشتر مثل ی درس میبینمشون ولى از اعتماد بيجا خيلى پشيمونم خيلی...
246
از آن دو شب
۶ ماه گذشت هر روز بيدار ميشم
ورزش ميكنم ، با دوست هام وقت ميگذرونم، سفر ميرم
و همچنان ی غم بزرگ ته دلم هست…
246
من همیشه به اونایی که حساس نیستن حسادت میکنم، هیچی رو جدی نمیگیرن، وحشت نمیکنن، میدونن چطور نادیده بگیرن، وقتشون رو با فکرکردن بیش از حد تلف نمیکنن، دلبستگی ندارن، به این آدم ها حسودیم میشه چون واقعا وقتی کوچکترین تغییر توی لحن حرف زدن یا رفتار میتونه خیلی اذیتم کنه
246
دلم میخواست مثل یه پیرمرد تنها، عصرای پنجشنبه کت چهارخونهی قهوهای کرمم رو بپوشم، ادکلن قدیمیم رو بزنم، کلاه مخملم رو بردارم و با دورچرخه برم توی شهر.
توی یه کافهی قدیمی که از جوونی هام همیشه میرفتم اونجا، چای توی استکان کمرباریک و کیک وانیل بخورم، به آدما نگاه کنم و موقع برگشتن از سمت بازار برای خونه خرید کنم.
دلم میخواد مثل یه پیر مرد، خسته باشم؛ آروم زندگی کنم و مثل یه پیر مرد چیزی واسه از دست دادن نداشته باشم.
