uk
Feedback
لحظه هایِ آبی

لحظه هایِ آبی

Відкрити в Telegram

https://t.me/HarfChatBot?start=191de9867127

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
406
Підписники
+424 години
+67 днів
+2230 днів
Архів дописів
امروز تولد کسیه که هنوز آرزو داریم یه روز زامبیا حمله کنن تا با هم بریم به جنگشون. تولد کسیه که هر بار وارد بهخوان می‌شم، می‌بینم یه عالمه کتاب جدید خونده و با خودم می‌گم این دختر اصلاً کی انقدر وقت پیدا می‌کنه؟ کسی که مطمئنم هر کسی آرزو داره یه نفر مثل اون توی زندگیش داشته باشه. کسی که فقط به داشتنش فکر می‌کنم و احساس غرور می‌کنم. کسی که هر وقت نگاش می‌کنم یاد ماه می‌افتم. کسی که انگار از یه دنیای دیگه اومده؛ انگار متعلق به این زمان نیست، انگار از دل افسانه‌ها بیرون اومده. اصلاً آدم معمولی‌ای نیست. هرچقدر هم بخوای، نمی‌تونی اون رو معمولی ببینی. یه چیزی تو وجودش هست که با همه فرق داره. نمی‌دونم چجوری توصیفش کنم... از اون آدم‌هاست که ناخودآگاه بهت حس خوب می‌ده. لازم نیست سال‌ها بشناسیش یا رابطه عمیقی باهاش داشته باشی؛ حتی یه برخورد کوتاه هم کافیه تا دوستش داشته باشی. بعضی وقتا فقط نگاش می‌کنم و با خودم می‌گم: «خدایا... این دختر واقعاً دوست منه؟» و بعد یادم می‌افته که چقدر خوش‌شانسم. تولدت مبارک، ماهِ دوست‌داشتنی.💙🌙

چاعان پسر چاعاتای جرن دختر میرای اگه یه روز یه سریال ترکی بیاد که دقیقا بازیگرا رو اینجوری انتخاب کنن نمیتونم تصور کنم که قرار چقدر ذوق زده بشم:))))))

از اون طرففف جِرَن آیروک انگار دخترِ میرای دانر😭😭

چاعاتای اولوسوی بازیگر موردعلاقمه💘 و حالا هر دفعه که چاعان اِفه آک رو میبینم یادش میفتم چطور می‌تونم عاشق چاعان نشم؟

😩😩😩😩💘

وای خدایاااا😭💘

وای من عاشق دژاووم😭 در واقع عاشق دژاوو فیلم ها و سریال ها هستم عاشق صحنه هایی هستم که قبلا تو یه فیلم دیگه دیده بودم و باز دوباره تو فیلم جدیدم میبینمش یعنی هیچی قشنگ تر از این نیست برام😭😭

خوابم نمیاد🚶🏻‍♀️

اسپانیاااااا چه بازی،کیف کردم🤌🏻 فرانسه با اون همه ستاره هیچ کاری نتونست بکنه واقعا عالی بودن وای از اول جام جهانی منتظر همچین بازی قشنگی از اسپانیا بودم همیشه بردن اما نمیدونم همیشه انگار یچی کم بود الان واقعا عشق کردم💛❤️

💙🍒
+1
💙🍒

رها این نقاشی رو تو دفتر شادلین دید و گفت شبیه یکی از دوستاش و عکس گرفت که بفرسته براش. دلم می‌خواست بدونم اون دوستش کی بود🫠
رها این نقاشی رو تو دفتر شادلین دید و گفت شبیه یکی از دوستاش و عکس گرفت که بفرسته براش. دلم می‌خواست بدونم اون دوستش کی بود🫠

آخرین باری که رها رو دیدیم شادلین خواهر کوچیکم رها رو کشید🫠 الهی بگردم رهای سبزم💚
آخرین باری که رها رو دیدیم شادلین خواهر کوچیکم رها رو کشید🫠 الهی بگردم رهای سبزم💚

😭😭😭😭🤌🏻✨️

انگار موهای زن‌های داستان‌های شاهنامه‌ست

و اینکه گیس‌های خوشگل و نازززززززت رو هم دیدم

امروز رها برام آهنگ بی تی اس فرستاده🧘🏻‍♀️

خیلی خوشحالمممم

فکر کنم هیچ‌روزی شبیه به امروز، این همه کار رو در حال راه‌رفتن و در مسیر‌بودن انجام نداده‌‌ام: آبرسان و ضدآفتاب و رژ لب زدم، عکس گرفتم، کتاب خوندم، لقمه‌ی نون و پنیر و گردو خوردم، صرف فعل حفظ کردم، ویدیوی یوتیوب دیدم، قصه نوشتم، ساندویچ خوردم، شکلات خوردم، با آینه صورتم رو چک کردم، عینکمو تمیز کردم، آب و قرص خوردم، توی گوشی یادداشت کردم و داستان نوشتم، توی دفترم لیست نوشتم، قطره‌ی چشم ریختم، موهامو هزار بار باز کردم و بستم، به زخم دستم پماد زدم، روی دستم نقاشی کشیدم، شکلات خوردم، کمی سریال دیدم، با گوشی صحبت کردم، جواب پی‌وی‌هامو دادم. هر روز صبح زندگی رو در یک کوله جمع می‌کنم و از خوابگاه می‌زنم بیرون و شب برمی‌گردم. و احساس می‌کنم چقدر «رهام»، جدا و کنده‌شده، جاری و در راه. بندنشده. عاشق درخت‌هام، اما هرگز مایل نیستم درخت باشم، درخت‌بودن مرگ منه. همیشه در یک‌جا ساکن بودن و حرکت‌نکردن و ریشه‌کردن در یک‌جا برای سبز شدن، اما من به این شکل سبز نمی‌شم. من به این شکل می‌میرم و مرداب می‌شم.

کاش زودتر فردا ظهر بشه با ناهار بخورمممم😭