لحظه هایِ آبی
Відкрити в Telegram
406
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+2630 днів
Архів дописів
ولی وقتی داشتم پاورپوینت درست میکردم وقتی داشتم لوگو دانشگاه شیراز میزاشتم یجوری شدم یه حس براورده شدن ارزو به خودم میگفتم چقدر دلت میخواست فکر میکردی نمیشه اما الان دانشجو دانشگاه شیرازیییی یادت نره داری رویاتو زندگی میکنی
چقدر الان میفهمم رها چقدر الان نیاز دارمممم اینجوری باشممممم هیچی حس نکنممم اخ خدایاااا
Repost from مرز باریک
کاش با پوست و استخون حس نمیکردیم: «فقط مرگه که چاره نداره!» شبیه زندهزنده سوختن در آتشه عزیزِ من. کجایی تو؟
دلایلی برای زنده ماندن:
فیلم هایی که می خوام ببینم
کتاب هایی که قراره بخونم
جام جهانی
دیدن اجرای بی تی اس تو فینال جام جهانی
Repost from le vent nous portera
سایهای از غم بر روی هر احساسی. هر احساسی. هر احساسی. سایهای از غم.
