Moonlight
Відкрити в Telegram
laughter loud enough to hide the pain, secrets heavy enough to change everything.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
235
Підписники
-124 години
-57 днів
-530 днів
Архів дописів
235
جیمی.
- ۳۱ سالشه، روانشناسه.
- آدمیئه که همه رو تحلیل میکنه به جز خودش.
- شوخ و آروم و گاهی بیش از حد منطقی میشه.
235
سانتا.
- ۲۷ سالشه، پرستاره.
- خیلی اجتماعیه و همه رو دور هم جمع میکنه.
- رابطهش با پرث خیلی وقته فراتر از دوستی پیش رفته ولی هیچکدوم اسمی روش نمیذارن.
235
پِرث.
- ۲۸ سالشه، پزشک اورژانسه.
- وقتی همهی اطرافیانش احساسی تصمیم میگیرن اون منطقی فکر میکنه.
- توی زندگیش ترسهای زیادی داره.
235
دانک.
- ۲۵ سالشه، باریستای مونلایته.
- همیشه شوخی میکنه برای همین همه فکر میکنن هیچ چیزی ناراحتش نمیکنه.
- بیشتر از هرکسی پنهانکاری میکنه.
235
جونگ.
- ۳۰سالشه، صاحب کافه-بار مونلایته.
- هیچوقت اجازه نمیده کسی بهش نزدیک شه.
- از اون آدم هاییئه که دعوای بقیه رو نگاه میکنه و آخرش یک جمله میگه که همه ساکت میشن.
235
پووین.
- ۲۷ سالشه، وکیله.
- آدم اجتماعی و با اعتماد به نفسیئه.
- پشت این اعتماد به نفس ترس زیادی از شکست داره.
- گاهی برای محافظت از خودش حقیقت رو پنهان میکنه.
- در گذشته است رو میشناسه و باهم ارتباط داشتن.
235
پوند.
- ۲۷ سالشه، متخصص امنیت سایبریئه.
- دوست نزدیک ویلیامه.(؟!)
- ظاهرش بیاحساس و کم حرفئه ولی احساساتی ترین آدمیه که میشه شناخت، فقط بلد نیست نشونش بده.
235
اِست.
- ۲۹سالشه، یه عکاس خبری مستقله.
- نگاهش همیشه جدی به نظر میرسه حتی وقتی فقط داره فکر میکنه.
- توی برخورد اول مغرور به نظر میاد؛ آدمی نیست که زیاد حرف بزنه معمولا شوخی هاش خشک و غیر منتظرن.
- احساساتش رو بیان نمیکنه و کمک خواستن براش سخته.
235
ویلیام.
- ۲۵ سالشه، نویسنده و خبرنگاره و توی یه شرکت مجله اجتماعی-فرهنگی کار میکنه.
- لبخند زدن براش یه عادته، حتی وقتی حالش خوب نیست.
- آدمیئه که احساساتش روی صورتش دیده میشه.
- به جزئیات آدم ها توجه میکنه؛ از اون آدم هاییئه که بعد از یک بار دیدن کسی یادش میمونه اون شخص چه قهوه ای دوست داره با از چی متنفره.
- یه آدم اورثینکر و خجالتیه.
235
+4
Between the lines
بعضی آدمها با قلبی پر از حرفهای نگفته زندگی میکنند؛ با گذشتهای که هنوز در سکوت دنبالشان میآید و زخمی که کسی از آن خبر ندارد. در میان آشوب روزها، چند زندگی به هم گره میخورند؛ جایی میان عشق، خشم، خنده و حقیقت. شاید گاهی برای پیدا کردن آرامش، باید با سنگینترین بخشهای وجودمان روبهرو شویم. چون هر کسی، رازی را با خود حمل میکند که تنها خودش وزنش را میداند.Couple: WilliamEst PondPhuwin JoongDunk Other(?)
235
݄ Between the lines @moonll1ghtbot
📑 : character biographies
every smile hid a scar,
every goodbye sounded like a confession.
𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟣 ݄ 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟤 ݄ 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟥
𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟦 ݄ 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟧 ݄ 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟨
𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟩 ݄ 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟪 ݄ 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟫
𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟣𝟢Between notes : @l1ghtnote
