uk
Feedback
『آوای دریا』

『آوای دریا』

Відкрити в Telegram

ناشناسمون: @A_aAVvAa_bot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
3 140
Підписники
+12124 години
+2327 днів
+86430 днів
Архів дописів

سازگاری بیش از حد عزیزت نمی‌کنه، بی‌ارزشت می‌کنه!

حقیقت تلخه، چون ما توی دنیایی زندگی می‌کنیم که پره از دروغه.

با همه میگیم می‌خندیم اما تو دلمون می‌دونیم، بلیطِ هرکی چقدر می‌ارزه!

امید؟ امید دهکده ای در من بود که یک شب تمام آن را آتش زدند هوایی جز خاکسترِ اندوه در این حوالی نیست..

آدمیزاد هرچی عمیق‌تر میشه، تمایلش به توضیح دادن کمتر میشه؛ انگار می‌فهمی که سکوت، بلندترین جوابی هست که می‌تونی به کج‌فهمی‌ها بدی! قدرتِ واقعی یعنی بلد باشی کجا دیگه نباید کلمه‌هاتو خرج کنی:)

قشنگه.. گوشش بدید 🙃

چسب زخم ها بعداز خوب شدن زخم دور انداخته میشن؛ این درباره چسب زخم ها نبود.

آدم‌هایی هم هستند که وجودشان از غمِ این دنیا می‌کاهد.

حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد عاقبت با اشک غم گوه امیدم آه شد گفته بودی یوسف گم گشته باز آید ولی یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد..

آدمی عجیب است، آگاهانه برای خود وابستگی به‌وجود می‌آورد و سپس از آنها رنج می‌کشد.

خاطرات پاک نمی‌شوند، بلکه در تنهایی به سراغت می آیدو گریبانت را می‌گیرد. خاطرات همیشه هست، در موسیقی هایی که گوش میکنی، در عکس هایی که میبینی، درکوچه هایی که از آن رد میشوی.... خاطرات آنقدر می‌آیند و می‌روند تا دیوانه ات کنند؛ تا بشوند همه‌ی زندگیت....

همه‌ی حرف های نزده ی ما به غم چشم ها، آه کشیدن های عمیق، سکوت طولانی و لبخندهای بی‌جان بدل شد. A

سزای فهمیدن، رنجیدن است....

photo content

تا جان و دلم باشد من جان و دلت جویم یا من به کنار افتم یا تو به کنار آیی
میدانی.. گاهی درمیان این همه هیاهوی بی معنای دنیا، وقتی سکوت شب از همه چیز سنگین تر میشود، فقط صدای تپش قلب من می‌آید که مدام نام تورا زمزمه میکند. در آن لحظات انگار تمام دنیا رنگ میبازد و تنها یک حقیقت باقی میماند:{نیاز بی پایان من به تو.} من در این مسیر نه به دنبال یک آرامش معمولی هستم نه دنبال رابطه ای که در آن کمی از من و کمی از تو باشد؛ من از آنهایی نیستم که با نیمه کامه قانع شوند یا با یک نگاه گذرا تسکین یابند. من در جست‌وجوی آن "تمامیت" هستم؛ همان جایی که مرز میان من و تو از بین بروند و من دیگر نتوانم تشخیص دهم کجای من تمام و کجای تو آغاز می‌گردد. اما باید با تو صادق باشم.... من دیگر حوصله ایستادن های طولانی در میانه راه را ندارم؛ خسته‌ام از این مسیرهای نیمه تمام، از این نقشه هایی که هیچگاه به مقصد نمیرسند و از این زندگی که در حالت "شاید" و "اگر" پیش می‌رود. من در این عشق با تمام وجودم ایستاده ام. با تمام زخم هایی که در گذشته بر روحم نشسته، با تمام رویاهایی که برای تو ساخته ام و حتی با تمام لرزش‌های صدایم وقتی نام تورا میبرم. من از تو چیزی جز "خود واقعیت" نمیخواهم؛ اما درعوض تمام "خودم" راهم در این مسیر میریزم. من می‌دانم که عشق یک تصمیم سرنوشت ساز است، یه سقوط شیرین یا یک پرواز ابدی. و من دیگر توان معلق ماند در میان این دو را ندارم _A @Avay_eDaryaa

مواظب حرفات باش وقتی گفته شد، فقط میشه بخشیدش، نمیشه فراموشش کرد... A

حتی خوب بودن هم اندازه داره آدمی که همیشه خوبه مثل یه شیشه‌ی تمیزه که هیچوقت دیده نمیشه! A

نازنینم بودی و نازت مرا دلگیر کرد کاش میشد درد دلهای مرا تصویر کرد هرچه کردم تا بدانی دوستت دارم نشد تلخی ناباوری هایت دلم را پیر کرد...