『آوای دریا』
Ir al canal en Telegram
3 140
Suscriptores
+12124 horas
+2327 días
+86430 días
Archivo de publicaciones
3 220
امید؟
امید دهکده ای در من بود که یک شب تمام آن را آتش زدند
هوایی جز خاکسترِ اندوه در این حوالی نیست..
3 220
آدمیزاد هرچی عمیقتر میشه، تمایلش به توضیح دادن کمتر میشه؛
انگار میفهمی که سکوت، بلندترین جوابی هست که میتونی به کجفهمیها بدی!
قدرتِ واقعی یعنی بلد باشی کجا دیگه نباید کلمههاتو خرج کنی:)
3 220
حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد
عاقبت با اشک غم گوه امیدم آه شد
گفته بودی یوسف گم گشته باز آید ولی
یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد..
3 220
خاطرات پاک نمیشوند، بلکه در تنهایی به سراغت می آیدو گریبانت را میگیرد.
خاطرات همیشه هست، در موسیقی هایی که گوش میکنی، در عکس هایی که میبینی، درکوچه هایی که از آن رد میشوی....
خاطرات آنقدر میآیند و میروند تا دیوانه ات کنند؛ تا بشوند همهی زندگیت....
3 220
همهی حرف های نزده ی ما
به غم چشم ها،
آه کشیدن های عمیق،
سکوت طولانی
و لبخندهای بیجان بدل شد.
A
3 220
تا جان و دلم باشد من جان و دلت جویم یا من به کنار افتم یا تو به کنار آییمیدانی.. گاهی درمیان این همه هیاهوی بی معنای دنیا، وقتی سکوت شب از همه چیز سنگین تر میشود، فقط صدای تپش قلب من میآید که مدام نام تورا زمزمه میکند. در آن لحظات انگار تمام دنیا رنگ میبازد و تنها یک حقیقت باقی میماند:{نیاز بی پایان من به تو.} من در این مسیر نه به دنبال یک آرامش معمولی هستم نه دنبال رابطه ای که در آن کمی از من و کمی از تو باشد؛ من از آنهایی نیستم که با نیمه کامه قانع شوند یا با یک نگاه گذرا تسکین یابند. من در جستوجوی آن "تمامیت" هستم؛ همان جایی که مرز میان من و تو از بین بروند و من دیگر نتوانم تشخیص دهم کجای من تمام و کجای تو آغاز میگردد. اما باید با تو صادق باشم.... من دیگر حوصله ایستادن های طولانی در میانه راه را ندارم؛ خستهام از این مسیرهای نیمه تمام، از این نقشه هایی که هیچگاه به مقصد نمیرسند و از این زندگی که در حالت "شاید" و "اگر" پیش میرود. من در این عشق با تمام وجودم ایستاده ام. با تمام زخم هایی که در گذشته بر روحم نشسته، با تمام رویاهایی که برای تو ساخته ام و حتی با تمام لرزشهای صدایم وقتی نام تورا میبرم. من از تو چیزی جز "خود واقعیت" نمیخواهم؛ اما درعوض تمام "خودم" راهم در این مسیر میریزم. من میدانم که عشق یک تصمیم سرنوشت ساز است، یه سقوط شیرین یا یک پرواز ابدی. و من دیگر توان معلق ماند در میان این دو را ندارم _A @Avay_eDaryaa
3 220
حتی خوب بودن هم اندازه داره
آدمی که همیشه خوبه مثل یه شیشهی تمیزه که هیچوقت دیده نمیشه!
A
3 220
نازنینم بودی و نازت مرا دلگیر کرد
کاش میشد درد دلهای مرا تصویر کرد
هرچه کردم تا بدانی دوستت دارم نشد
تلخی ناباوری هایت دلم را پیر کرد...
