uk
Feedback
『آوای دریا』

『آوای دریا』

Відкрити в Telegram

ناشناسمون: @A_aAVvAa_bot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
3 298
Підписники
+16024 години
+4117 днів
+1 03330 днів
Архів дописів
اینو یاد بگیرید که بزرگ‌ترین مشکلات با صحبت کردن حل میشه اما مسخره ترین چیزا با حرف نزدن تبدیل به فاجعه میشن.

از آبروی خودت مراقبت کن چون خیلی بیشتر از خودت عمر میکنه.

شما آن چیزی نیستید که نشان میدهید، آن چیزی هستید که پنهانش میکنید.

«چه‌قدر خودت را عذاب می‌دهی، چه‌قدر خودت را به خاطر زندگی می‌آزاری! این چیز‌هایی که از آن‌ها شکایت می‌کنی، همان زندگی است؛ هرگز برای هیچ‌کس یا در هیچ‌زمان، بهتر از این نبوده است.»

بگذر؛ و بگذار بگذرد.

شازده کوچولو: کِی اوضاع بهتر میشه؟ روباه: از وقتی بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره.

من فکر میکنم آدم‌ها بعد از رها کردن چیزی که با تمام وجود برایش جنگیده‌اند و بی ثمر مانده، تازه می‌فهمند که چقدر محکم‌اند، چقدر تحمل دارند چقدر در برابر زندگی صبورند و چقدر ارزششان بیشتر از چیزهایی‌ست که به هر قیمتی می‌خواستند آن هارا نگه دارند.

از آدم ها بت نسازید، این خیانت است. هم به خودتان هم به خودشان؛ خدایی می‌شوند که خدایی کردن نمی‌دانند و شما در آخر می‌شوید سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته.

می‌تواند که تورا سخت زمین گیر کند درد یک بغض اگر بین گلو گیر کند!

کسی که لا به لای حرفاش زیاد میگه بیخیال بیشتر از هرکسی فکر و خیال داره فقط دیگه حال و حوصله بحث نداره.

شیشه ای که عاشق سنگ بشع     تقدیرش شکستنه :)

اما عزیز من، هرآنچه شد، خودت را تنها مگذار.

وقتی در نهایت متوجه می شوید که نحوه‌ی رفتار یک شخص، بیشتر از آنکه به شما ارتباط داشته باشد به کشمکش های درونی خودِ او ارتباط دارد ، چیزی به دل نگرفتن و گذشت کردن را می آموزید. A

نشد که از دلم جدا کنم تورو.....

photo content

فهمیدم چیزایی که آدم دلش می‌خواد بگه اکثرا چیزایی هستن که باید درون خودش نگه داره. A

خاک من گِل شود و گُل شکفد از گِل من تا ابد مهر توبیرون نرود از دل من

وصف احوال من افتاد به دستان قلم من نوشتم که غمی نیس؛ تو بخوان سخت گذشت
وصف احوال من افتاد به دستان قلم.... انگار فقط او بود که می‌توانست بی قضاوت، همه چیز را بفهمد؛ بی‌آنکه سوال بپرسد؛ فقط گوش بدهد به دل خسته‌ام. نشستم و نوشتم {غمی نیست}... اما میان واژه ها، بغض خودش را لو داد، جایی میان فاصله کلمات، جایی که دیگر نمیشد پنهانش کرد. گاهی آدم برای قوی به‌نظر رسیدن، دروغ‌های قشنگ مینویسد؛می‌گوید خوبم، آرامم، گذشته‌ام..... می‌نویسد که همه چیز تحت کنترل است، که دلش دیگر نمیلرزد، اما حقیقت این است که بعضی دردها، فقط شکلشان عوض میشود، نه خودشان. اگر کسی بلد باشد بین خط ها را بخواند، می‌فهمد که هرجمله، تکه‌ای از یک {سخت گذشت} است؛ میفهمد که این آرامش نوشته شده، چقدر با آشوب نانوشته فرق دارد. من نوشتم که چیزی نیست، که همه چیز عادی ست، که روزها می‌گذرند و شب‌ها بی دغدغه تمام میشود... اما نگفتم چندبار در سکوت، به گذشته برگشتم، چندبار با خاطره ها حرف زدم و بی جواب ماندم، چندبار دلم خواست همه چیز را از نو شروع کنم و نشد. آنوقت میبینی که پشت {غمی نیست}، چه دنیایی از نادیده گرفتن درد پنهان شده....... و میفهمی من، فقط بلد شدم قشنگ بنویسم، نه اینکه راحت‌تر درد بکشم. _A @Avay_eDaryaa

کیفیت خودتون رو ببرید بالا ، آدمِ درست حسابی ، آدمِ درست و حسابی میپسنده!

پیدا کردن نقطه ضعف های دیگران کمی هوش میخواهد؛ اما سوء استفاده نکردن از آن مقدار زیادی شعور...