『آوای دریا』
Відкрити в Telegram
3 298
Підписники
+16024 години
+4117 днів
+1 03330 днів
Архів дописів
3 287
اینو یاد بگیرید که
بزرگترین مشکلات با صحبت کردن حل میشه
اما مسخره ترین چیزا با حرف نزدن تبدیل به فاجعه میشن.
3 287
«چهقدر خودت را عذاب میدهی، چهقدر خودت را به خاطر زندگی میآزاری! این چیزهایی که از آنها شکایت میکنی، همان زندگی است؛ هرگز برای هیچکس یا در هیچزمان، بهتر از این نبوده است.»
3 287
من فکر میکنم آدمها بعد از رها کردن چیزی که با تمام وجود برایش جنگیدهاند و بی ثمر مانده، تازه میفهمند که چقدر محکماند، چقدر تحمل دارند چقدر در برابر زندگی صبورند و چقدر ارزششان بیشتر از چیزهاییست که به هر قیمتی میخواستند آن هارا نگه دارند.
3 287
از آدم ها بت نسازید، این خیانت است.
هم به خودتان هم به خودشان؛
خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند و
شما در آخر میشوید سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته.
3 287
کسی که لا به لای حرفاش زیاد میگه بیخیال بیشتر از هرکسی فکر و خیال داره فقط دیگه حال و حوصله بحث نداره.
3 287
وقتی در نهایت متوجه می شوید که نحوهی رفتار یک شخص، بیشتر از آنکه به شما ارتباط داشته باشد به کشمکش های درونی خودِ او ارتباط دارد ، چیزی به دل نگرفتن و گذشت کردن را می آموزید.
A
3 287
فهمیدم چیزایی که آدم دلش میخواد بگه اکثرا چیزایی هستن که باید درون خودش نگه داره.
A
3 287
وصف احوال من افتاد به دستان قلم من نوشتم که غمی نیس؛ تو بخوان سخت گذشتوصف احوال من افتاد به دستان قلم.... انگار فقط او بود که میتوانست بی قضاوت، همه چیز را بفهمد؛ بیآنکه سوال بپرسد؛ فقط گوش بدهد به دل خستهام. نشستم و نوشتم {غمی نیست}... اما میان واژه ها، بغض خودش را لو داد، جایی میان فاصله کلمات، جایی که دیگر نمیشد پنهانش کرد. گاهی آدم برای قوی بهنظر رسیدن، دروغهای قشنگ مینویسد؛میگوید خوبم، آرامم، گذشتهام..... مینویسد که همه چیز تحت کنترل است، که دلش دیگر نمیلرزد، اما حقیقت این است که بعضی دردها، فقط شکلشان عوض میشود، نه خودشان. اگر کسی بلد باشد بین خط ها را بخواند، میفهمد که هرجمله، تکهای از یک {سخت گذشت} است؛ میفهمد که این آرامش نوشته شده، چقدر با آشوب نانوشته فرق دارد. من نوشتم که چیزی نیست، که همه چیز عادی ست، که روزها میگذرند و شبها بی دغدغه تمام میشود... اما نگفتم چندبار در سکوت، به گذشته برگشتم، چندبار با خاطره ها حرف زدم و بی جواب ماندم، چندبار دلم خواست همه چیز را از نو شروع کنم و نشد. آنوقت میبینی که پشت {غمی نیست}، چه دنیایی از نادیده گرفتن درد پنهان شده....... و میفهمی من، فقط بلد شدم قشنگ بنویسم، نه اینکه راحتتر درد بکشم. _A @Avay_eDaryaa
3 287
پیدا کردن نقطه ضعف های دیگران کمی هوش میخواهد؛
اما سوء استفاده نکردن از آن مقدار زیادی شعور...
