3 288
订阅者
+12124 小时
+2327 天
+86430 天
帖子存档
3 297
وصف احوال من افتاد به دستان قلم من نوشتم که غمی نیس؛ تو بخوان سخت گذشتوصف احوال من افتاد به دستان قلم.... انگار فقط او بود که میتوانست بی قضاوت، همه چیز را بفهمد؛ بیآنکه سوال بپرسد؛ فقط گوش بدهد به دل خستهام. نشستم و نوشتم {غمی نیست}... اما میان واژه ها، بغض خودش را لو داد، جایی میان فاصله کلمات، جایی که دیگر نمیشد پنهانش کرد. گاهی آدم برای قوی بهنظر رسیدن، دروغهای قشنگ مینویسد؛میگوید خوبم، آرامم، گذشتهام..... مینویسد که همه چیز تحت کنترل است، که دلش دیگر نمیلرزد، اما حقیقت این است که بعضی دردها، فقط شکلشان عوض میشود، نه خودشان. اگر کسی بلد باشد بین خط ها را بخواند، میفهمد که هرجمله، تکهای از یک {سخت گذشت} است؛ میفهمد که این آرامش نوشته شده، چقدر با آشوب نانوشته فرق دارد. من نوشتم که چیزی نیست، که همه چیز عادی ست، که روزها میگذرند و شبها بی دغدغه تمام میشود... اما نگفتم چندبار در سکوت، به گذشته برگشتم، چندبار با خاطره ها حرف زدم و بی جواب ماندم، چندبار دلم خواست همه چیز را از نو شروع کنم و نشد. آنوقت میبینی که پشت {غمی نیست}، چه دنیایی از نادیده گرفتن درد پنهان شده....... و میفهمی من، فقط بلد شدم قشنگ بنویسم، نه اینکه راحتتر درد بکشم. _A @Avay_eDaryaa
3 297
پیدا کردن نقطه ضعف های دیگران کمی هوش میخواهد؛
اما سوء استفاده نکردن از آن مقدار زیادی شعور...
3 297
به چه میاَندیشی
به خزانی که گذشت ،
به بهاری که نبود ،
به اُمیدی که کنون رفته به باد ،
یا به عهدی که دگر رفته زِِ یاد ،
به چه میاَندیشی !
به دو چشمی که تو را هیچ ندید
به دودستی که تو را هیچ نخواست ،
یا به قلبی که برایت سخن اَز عشق نگفت ؟
3 297
اشکهایش را پاک کرد و لبخند زد و
گفت: «احساس کسی را دارم که از یک ساختمان بلند سقوط کرده است و تمام استخوانهایش شکسته است، اما نمرده است، اما نمردهام!»
کیمیا رجبی
3 297
آدم باید کسی را برای زندگی انتخاب کند که وقتی دیوارها ترک برداشت، به فکر تعمیر باشد، نه فرار از زیر آوار.
3 297
انتخابتون آدمی باشه که آدم حسابیه،
آدمی که منطقیه
آدمی که جا و مکان میشناسه،
آدمی که حرمت و احترام حالیشه.
3 297
میدونم چرا هیچوقت بهیادِ من نیستی ..
من زخمی به روحت به یادگار نگذاشتم که با هر تلنگری به یادم بیفتی ، چرا که انسان به زخمها بیشتر می اندیشد تا مرهم ها .🖤
3 297
این تبسم های بی معنا چه دارد با خودش؟
گفت و گو با سایه ای تنها چه دارد با خودش؟
شاید از من دل برید، اما فراموشم نکرد
زندگی جز شاید و اما، چه دارد با خودش؟
عشق تا امروز حرف تازه ای با خود نداشت
این جهان مختصر، فردا چه دارد با خودش؟
ماهی آزاد من، در تنگ خود آسوده باش
جز پریشانی مگر دریا چه دارد با خودش؟
3 297
هرچی بیشتر چیزهای غلط زندگیت رو تحمل کنی، رسیدن به چیزهای درست زندگیت رو بیشتر به تاخیر میندازی.
A
