uk
Feedback
Before the Betrayal

Before the Betrayal

Відкрити в Telegram

Memories of me and Mahsa before the betrayal.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 273
Підписники
-2924 години
-1647 днів
+1 02230 день
Архів дописів
من هنوزم خواب میبینم

اشتباه از من بود همان روزی که سعی کردم آغوشم را برای گرفتن بازوان دیگری گشاد و گشادتر کنم و پا بلندی‌های مداومم برای در آغوش گرفتنش، انگشتان پایم را به زق زق انداخته بود. باید یاد می‌گرفتم که خودم هم جان پناهی می‌خواهم؛ خودِ من نیز به دنبال شانه‌هایی برای تکیه کردن خواهم بود؛ من خودم را فراموش کردم. تمام وجودم را به پای دیگرانی فدا کردم که بارها با شکسته‌های قلبم کاردستی‌های رنگارنگ درست می‌کردند و برایم پست می‌کردند. من دوست داشتن‌های بی‌نهایتم را در انسان‌های محدود خلاصه کردم و خودم و جانم را فدای دیگران. اشتباه از من بود که فراموش کردم بازوانم دیگر رمقی ندارند و می‌خواهند آرام بگیرند. البته می‌دانی، تقصیر من نبود؛ من بی‌نهایت دوستت داشتم، گمان می‌کردم دوست داشتن می‌تواند تمام چیزی که داریم باشد، تمام مشکلاتمان را آب و جارو کند اما اشتباه می‌کردم؛ دوست داشتن همه چیز نیست.

چشای همیشه گریون دیگه شستن نداره!

«گاهی انسان چنان به اندوهش خو می‌گیرد که اگر روزی آرامش از راه برسد، آن را غریبه‌ای بیش نمی‌بیند.»

«گاهی انسان چنان به اندوهش خو می‌گیرد که اگر روزی آرامش از راه برسد، آن را غریبه‌ای بیش نمی‌بیند.»

همه ی بدبختی انسان ها از این است که به زبان صریح و روشن حرف نمی زنند.

Repost from بهارنارنج
𐙚₊˚🌷آفتاب و روزهای روشن خورشید گرم می‌تابد و عطر خاک 🌙در کوچه‌ها می‌پیچد 🌿💚صدای خنده و بازی، عصرها را شیرین‌تر می‌کند 𐙚
𐙚₊˚🌷آفتاب و روزهای روشن خورشید گرم می‌تابد و عطر خاک 🌙در کوچه‌ها می‌پیچد 🌿💚صدای خنده و بازی، عصرها را شیرین‌تر می‌کند 𐙚₊˚🪷✨غروب‌ها آرام و آسمان پر از رنگ‌های زیباست تابستان با همه‌ی گرمایش، فصل خاطره‌ هاست و این خاطره، در چنل‌هایی با بوی زندگی ثبت می‌شود

شبای جوونی چه بی اعتباره !

Repost from بهارنارنج
این پیام رو فور کن فولدر بذارم𐙚₊˚🤎🥥🪐
اینجا جوین باش
پرایوت فور نشه

«وجود شر شدید، بی‌دلیل و ظاهراً بی‌معنا، یکی از قوی‌ترین استدلال‌ها علیه تصور سنتی از خدای قادر مطلق، دانای مطلق و خیر مطلق است.»

💮فور کنید اینجا جوین باشید فولدری با جذب +100 بزنم براتون ✒️🤩

1) Manzel Be Manzel.mp310.72 MB

پس از تو روح سرگردان موجم.

ای کاش حیوانی باشید در کمال حیوانی اش؛ اما تو کجا و دنیای پاک حیوان کجا! -چنین گفت زرتشت

‏ما دیدیم در حقارت‌های غریبه زندگی کنیم کمتر درد می‌کشیم تا در حقارت‌ها و دروغ‌های خودمان. نامه به سیمین ابراهیم گلستان

دست تقدیر این زمانم، کرده همرنگ خزانم؛ اکنون هرچه در آینه می‌نگرم، نشانی از بهارِ دیروز نمی‌یابم. گویی سرنوشت، مرا هم‌رنگِ خزان آفریده است؛ فصلی که شکوهش در فرو ریختن است و زیبایی‌اش در وداع. دیگر در من از هیاهوی رویش خبری نیست؛ تنها سکوتِ برگ‌هایی مانده که یکی پس از دیگری از شاخه‌ی امید جدا می‌شوند.

photo content

ما نمی دانستیم مرگ ممکن است این قدر زیبا باشد. من تمام شب نخوابیدم. ساعت هشت صبح نظامیانی با ماسک های ضدگاز در خیابان ها در حرکت بودند. هنگامی که سربازان و ادوات جنگی را در خیابان ها دیدیم، نترسیدیم، بلکه برعکس، آرامش پیدا کردیم. حالا که ارتش به کمک مان آمده، همه چیز درست خواهد شد. ما هنوز درکی از آن نداشتیم که اتم صلح آمیز هم می تواند مرگبار باشد و این که انسان در برابر قوانین فیزیک ناتوان است. صداهایی از چرنوبیل - سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ

به گرد دل همی‌گردی چه خواهی‌ کرد می‌دانم چه خواهی‌ کرد دل را خون و رخ را زرد می‌دانم یکی بازی برآوردی که رخت دل همه بردی چه خواهی بعد از این بازی دگر آورد می‌دانم به یک غمزه جگر خستی پس آتش اندر او بستی بخواهی پخت می‌بینم بخواهی خورد می‌دانم به حق اشک گرم من به حق آه سرد من که گرمم پرس چون بینی که گرم از سرد می‌دانم مرا دل سوزد و سینه تو را دامن ولی فرق است که سوز از سوز و دود از دود و درد از درد می‌دانم به دل گویم که چون مردان صبوری کن دلم گوید نه مردم نی زن ار از غم ز زن تا مرد می‌دانم دلا چون گرد برخیزی ز هر بادی نمی‌گفتی که از مردی برآوردن ز دریا گرد می‌دانم جوابم داد دل کان مه چو جفت‌وطاق می‌بازد چو ترسا جفت گویم گر ز جفت‌وفرد می‌دانم چو در شطرنج شد قایم بریزد نرد شش‌پنجی بگویم مات غم باشم اگر این نرد می‌دانم -مولانا