کوچه ارغوان🪻
Відкрити в Telegram
شعرها زنده اند، نوشتهها. واژهها که از گوشه خيال انگشتان چکه مىكنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنیها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
77
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+1430 днів
Архів дописів
بهترین خواب
هنگامیست که سنگینی یک کتابِباز روی قفسه سینه یا صورت باشد و ندانی به کدام دنیا رفتهیی خیال یا سرزمین جملهها.
✨🌌
هرگز به چنین برداشتی از مفهوم کتاب نیندیشیدهام: دیواری میان انسان و واقعیت.
-اینها پنجره است عسل، دیوار نیست؛ عصارهی واقعیت است نه کاغذ و مقوا..
عسل، مدتها، مبهوت، نگاه میکند، و عاقبت میگوید:
خدای من! خدای من! چقدر کتاب! چقدر کتاب! تو، واقعا، همهی اینها را خواندهیی؟
- بیشتر شان را.
پس تو.. تو از پشت یک دیوار بلند کاغذی و مقوایی به زندهگی نگاه کردهیی.
کدام دیر؟ کدام دیر عزیز من؟ برای عاشق، زمان وجود ندارد تا حضورش باعث شود که دیر یا مختصری دیر به قرارگاه برسد.
یک عاشقانه آرام
-نادر ابراهیمی
كتابى
خلوتى
شعرى، سكوتى
مرا مستى و سكر زندگانیست
چه غم گر در بهشتی ره ندارم كه در قلبم بهشتی جاودانيست..
#فروغ_فرخزاد
+1
تو در زندهگی من يک نفر نبودى
يک كتابخانه بودى كه آتش گرفت..
حالا من در خاكستر تو
دنبال یک صفحه
يک جمله
يک كلمه مىگردم
كه ثابت كند روزى كسى مرا خوانده بود.
-مصطفی نیشابوری
-مثلا بخاطر شما ما رو ماشین میزد چیکار میکردین؟
+هیچی لغو سفر میزدم، میرفتم.
-واو وجدان کاری
+از صداقت کلام خوشتون اومد؟
-اصلا اشک در چشمان ما حلقه زد.
