اتاقِ زیرشیروانی
Відкрити в Telegram
531
Підписники
Немає даних24 години
-287 днів
-13530 днів
Архів дописів
تو غلط میکنی اینگونه مرا رام کنی.
نه به اینه نه به دل رحم کنی.
مرد شور من عاشق که تو را میخواهم!
پس از این گور پدر دل که به آن شرم کنی.
چه کسی داد اجازه که کنی مجنونم ؟
به چه حقی آمدی مانند لیلا حکم کنی ؟!
به من اصلا چه که آهویی و موی تو بلند ؟
چه کسی گفته مرا تا به سحر غرق کنی ؟
بخورد توی سرم پیک سلامت بادت.
آه از دست نگاهی که در این دل بکنی.
کبک کوهی خرامان، سر جایت بتمرگ!
هی نخواه ناز و ادا کم بکنی.
آخرین بار تو باشد که میایی در خواب.
پلک نبندم بعد از این در دل ما درد کنی.
لعنتی، عمر مگر از سر راه آوردم ؟!
هر دم از ما دل ببری جان بکُنی؟
این غزل هم مال تو بردار و از اینجا گم شو.
نه دگر از من و از ما یاد کنی.
#نویسنده_ماهی
