اتاقِ زیرشیروانی
Відкрити в Telegram
531
Підписники
Немає даних24 години
-287 днів
-13530 днів
Архів дописів
راستی منم شاعرا و نویسنده هارو معرفی میکنم، البته به دلایلی یه دور آپلودا کامل پاک شده
جالبه که بدونی تسلا انقدر به خودش و ذهنش اعتماد داشت که خیلی از اختراعات دستگاه ها به نام خودش ثبت نشده و اصلا براش مهم نبوده همیشه باور داشت بهتر از این رو میتونه خلق کنه.
شاید زندگی قهرمانانه ای نداشت ولی از هزاران هزار قهرمان، شجاع تر بود.
میدونستی راجب یه دستگاه کار میکرد که میگفت با این دستگاه دیگه نیازی به حضور فیزیکی توی جنگ نیست و یک ابر قدرته قراره با امواج کار کنه اما خب عمر بهش اجازه نداد.
و حتیییی بعد این همه سال خیلی از دست نوشته هاش قابل درک برای بشر نیست
Repost from N/a
اولین چیزی که از توی این ماتریکس ازش متنفرم اینه که مجبورم رنج و درد و خستگی آدم هارو ببینم.
فرض کنید یک آدم رو خیلی براش ارزش قائلی، خیلی بهش وابسته ای و از صمیم قلبت دوستش داری؛ و مجبوری خستگیش رو ببینی.
_به زبون نمیاره، ولی تو میدونی که خستست. میدونی که تنها دلیل زنده بودنش به جا گذاشتن یه رد پا از خودشه.
نمیتونم دردش رو ببینم.
نمیتونم خستگی رو توی چشماش تحمل کنم.
نمیتونم به رنج هاش تا صبح فکر نکنم.
