𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
552
Підписники
+224 години
-4127 днів
-51130 днів
Архів дописів
552
با گوش دادن به آهنگهای هایده و مهستی یادش میوفتم. با رفتن توی اینستا یادش میوفتم که بلند بلند ریلز میدید. با رفتن به اون رستوران یادش میوفتم. با دیدن ماه یادش میوفتم. خلاصه که من ابد و یکروزم رو باختم.
552
کافیه یه شب بری کنار دوستات تا متوجه بشی که فقط تو با غم توی اتاق گیر نکردی و انحصاریِ تو نیست. همه یه جنگ پنهانِ درونی دارن، حالا برای یکی دلتنگیه، یکی ترس از آینده، یکی شکست عشقی، یکی خستگی از زندگی. آدمها غمشون رو با خودشون حمل میکنن و ما از بیرون فقط لبخندشون رو میبینیم.
552
و من زیاد حرف میزنم. حتی اگه دهنم رو باز نکنم، انقدری توی مغزم با آدمهای توی زندگیم مکالمه ایجاد میکنم که زبون تخیلیم مو در میاره.
552
هرچی زندگی منو جلوتر هل میده بیشتر متوجه این موضوع میشم که آدمها نون دلشونو میخورن و سهمشون از دنیا رو از جنس دلشون میگیرن.
552
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
چی شد که در سکوتم، تصمیم به سکوت گرفتم؟ انگار که تمام رسالتم، محافظت از این سکوته.
552
بذار بهت بگم و اگه دوست داشتنی قبول کن. آدمها گاهی از ناتوانی آسیب میزنن نه از بدی، گاهی سکوت از فریاد خیلی خطرناکتره و گاهی دوست داشتن کافی نیست.
552
آدمها وقتی در حال جنگیدنان، گریه نمیکنن؛ وقتی بست میشینن یه جا و میشکنن، که دیگه نیازی به جنگیدن نمیبینن. برای یه چیز هم گریه نمیکنن، برای همهچیز گریه میکنن.
552
همیشه سوگ بخاطر مرگ کسی نیست. سوگِ دوستی که دیگه برنمیگرده. سوگِ دور شدن از جایی که حس و معنای خونه رو داشت. سوگِ اون نسخهای از خودت که دیگه هرگز نخواهی بود و تو این سوگ رو در کنار چیزهای دیگه با خودت حمل میکنی به امید اینکه خودش کمکم کوچیکتر بشه. بالاخره میگذره، اکثر چیزها میگذره. اما همهش مهم بوده، همهش. حتی فقدانهایی که هیچکسی نمیبینه و نمیفهمه.
552
ریحانه بهم گفت: به این فکر کن که اون هم داره تموم میشه براش و خوشحال باش چون تصمیمی بود که تو گرفتی و اون هم الان پذیرفتش و اینکه شاید درستش همین بود و راه درست همین بود. به این فکر کن تو یک انسان بین ۸ میلیاردی بعدم کره زمین بین چندین سیاره دیگس بعد از اون هم کهکشان بعد از اون منظومه شمسی و ...کیهان و خیلی چیزهای دیگه. میبینی؟ ما که هیچی حتی سیاره ما سرِ سوزن هم نیستش پس چرا از این عمر کوتاهی که داده شده لذت نبریم حتی از درد هم لذت میتونیم ببریم چون ناراحتی همیشه هست مهم اینه بعد از کلی سختی بازم لبخند بزنیم چون آدمها ناچارند با تصمیمهایی که گرفته شده زندگی کنن.
552
مدام به خودم میگم خیلی حیفی عزیزم. خیلی. این همه رویا، این همه استعداد، این همه حرف نگفته، این همه خداحافظی نکرده، زندگی نزیسته، حیفه.
552
الان که توی ضعیفترین و شکستخوردهترین ورژن خودمم بیشتر از همیشه جسارت ادامه دادن رو میفهمم. درود به تمام آدمایی که این جسارت رو داشتن. ولی داستان من همینجا تمومه، حتی اگه تموم نشه یه منِ جدیدی متولد میشه که باید از نو بشناسمش. ولی صبر کن، مگه من حوصلهش رو دارم دیگه؟
