𝐵𝓁𝓊𝑒
Відкрити в Telegram
218
Підписники
Немає даних24 години
-47 днів
-430 днів
Архів дописів
217
تو آمدی، قلبم را تکان دادی و رفتی، انگار فقط آمده بودی بگویی هنوز میشود درد کشید.
-داستایفسکی.
217
این روزا خوبم؛
ولی از وقتی فراموشت کردم خوبم؛ صبح تا شب به دیوار نگاه میکنم؛ به همه چی فکر میکنم، غیر تو.
217
- اما نیرویی او را وا میداشت بگریزد؛ به گوشهای کنجی جایی دور از شهر جایی دور از آدمها.
- سمفونی مردگان | عباس معروفی
217
گفتیم اسمت چی بود؟
گفت دلبر که جان فرسود از او
گفتیم مگه توام بلدی؟
گفت اسممه؛ رفت
عین رفتن جان از بدن دیدم که جانم میرود....
