Alien.
Відкрити в Telegram
من نمیدانم گناه چیست. آنها فقط به من فهمانده بودند که من مقصرم. _ @Russian1999bot wlw ✄🏳️🌈 http://t.me/safeCht_bot?start=5gDvaN
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
369
Підписники
+224 години
+137 днів
+1330 днів
Архів дописів
369
اگر کوهها کر نبودند
اگر آبها تر نبودند
اگر باد میایستاد
اگر حرفهای دلم بی اگر بود
اگر فرصت چشم من بیشتر بود
اگر میتوانستم از خاک
یک دسته لبخند پرپر بچینم
تو را میتوانستم ای دور
از دور ، یکبار دیگر ببینم
369
به کمینِ آب
صدای آمدن از هر سو میآمد
به چشمی تر
دهان به سینهی باد بود
که بوی باران میآورد و
زخم از حلق برمیداشت
بر سپیدی
که دلِ شیر میخواهد از تو نوشتن
که تنِ آهو داری
نمیدهی بنوشم
369
کاش بازگشت را بهانهای بود
یا سوگ شاعر را گشایشی
کاش تشنهی شوریده در سرابی نو مینگریست
یا توفان در ساعتی سزاوار درمیرسید
به تو رشک میبرم، به تو
به تو که در سپیدهدمِ شعفْ جوان بودهای
و هرگز مجال نیافتهای
که به افسونهای نادمیده دل خوش داری
و از نقابهای دریده به شگفت آیی
چه کنم که باور کنی؟
نه مرا از نواختن پردهای نو پروایی بود
و نه نغمهگران را بر لب دریغایی
لیک ماه رخ ننمود
و هر اختری که پی افگندیم
نیک نیامد
شاید نجات در اشک بود و نمیدانستیم
شاید بیگانگیمان نشانِ بُرنایی بود
و دیوانگیمان گُواهِ دانایی
اما ای گسیخته از منّتِ تن،
ای گریخته در تمنای تداعی،
سوگند میخورم که خون تابناک تو
هم طلسم تیرهچشمان را خواهد شکست
و هم رونق دروغزنان را.
369
گفتی احساس به یغما برده داری، میخرم
باغبانی و گل پژمرده داری، میخرم
گفتی از ترس فلک، یک عالم احساس نجیب
گوشهی پیراهنت افسرده داری، میخرم
گفتی انگار از نبرد خویش با دل میرسی
نوجوان کشتهای بر گُرده داری، میخرم
گفتی از بیعاشقی در تیر باران غزل
یک بغل مصراع پیکان خورده داری، میخرم
جای فریاد و سرور کودکانه در دلت
گفته بودی عندلیب مرده داری، میخرم
گفتی از آن عمر سرتاسر زمستان، یادگار
بینهایت شعر سرما خورده داری، میخرم
عمر کوتاه من و تو در حد اندازه نیست
هر چه اندوه و غم نشمرده داری، میخرم
369
هان، اي شبِ شومِ وحشت انگيز!
تا چند زني به جانم آتش؟
يا چشم مرا ز جاي بَركَن،
يا پرده ز روي خود فروكش،
يا باز گذار تا بميرم
كز ديدنِ روزگار سيرم.
ديري ست كه در زمانه ي دون
از ديده هميشه اشكبارم،
عمري به كدورت و اَلَم رفت
تا باقيِ عمر چون سپارم.
نه بختِ بدِ مَراست سامان
و اي شب، نه تُراست هيچ پايان.
چندين چه كني مرا ستيزه
بس نيست مرا غمِ زمانه؟
دل مي بَري و قرار از من
هر لحظه به يك ره و فسانه
بَس بَس كه شدي تو فتنه اي سخت
سرمايه ي درد و دشمنِ بخت.
اين قصه كه مي كني تو با من
زين خوبتر ايچ قصه اي نيست،
خوبست وليك بايد از درد
نالان شد و زار زار بگريست
بشكست دلم ز بيقراري
كوتاه كن اين فسانه، باري.
بین این همه شعر زیبا واقعا سخته شعری رو به عنوان شعر مورد علاقه انتخاب کرد. ولی این رو این روزها زیاد میخونم.
369
Who made the world?
Who made the swan, and the black bear?
Who made the grasshopper?
This grasshopper, I mean—
the one who has flung herself out of the grass,
the one who is eating sugar out of my hand,
who is moving her jaws back and forth instead of up and down—
who is gazing around with her enormous and complicated eyes.
Now she lifts her pale forearms and thoroughly washes her face.
Now she snaps her wings open, and floats away.
I don't know exactly what a prayer is.
I do know how to pay attention, how to fall down
into the grass, how to kneel down in the grass,
how to be idle and blessed, how to stroll through the fields,
which is what I have been doing all day.
Tell me, what else should I have done?
Doesn't everything die at last, and too soon?
Tell me, what is it you plan to do
with your one wild and precious life
شعر the summer day از Mary Oliver انگار که احساساتمو بهتر از خودم ابراز میکنه چون همیشه اینجوریم که تو این زندگی باید چیکار کنم؟ باید چجوری باشم؟ و همیشه به این فکر میکنم که چجوری زندگیای بسازم که کاملا مال خودم باشه و بتونم خودم رو داخلش تعریف کنم
369
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران...
369
کتاب 'نیست' - فاضل نظری - ۱۳
مرگ تماشایی
از تو دل کندم که تمرین شکیبایی کنم
تا خودم را تشنه روزی که میآیی کنم
آبرویی که کم کم جمع کردم حاضرم
روز دیدار تو یک جا خرج رسوایی کنم
از کتاب گیسوانت صفحهای باز کن
تا برایت مو به مو تفسیر زیبایی کنم
میپذیرم عشق هم دروغی بیش نیست
گر در آغوش تو هم احساس تنهایی کنم
صبر کن تا مثل رودی بر فراز پرتگاه
مرگ را در دیده مردم تماشایی کنم
