احتمالا جاسوس کا.گ.ب/
Відкрити в Telegram
۲۱ سالگی. معلم زبان، تولیدکننده محتوا، عاشق علوم، فمنیست، دانشجوی ادبیات انگلیسی فردوسی، فن یک ویکیپدیا، خوره پاپکالچر، سریال ترکی بین، دلتنگ ادینبرگ اما گیر افتاده در مشهد..!
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
509
Підписники
+124 години
-17 днів
-930 днів
Архів дописів
توی فیلم eternity یه جایی پسره به دختره میگه:
+ You love to complain
- No one loves to complain
+ تو عاشق غر زدنی..!
- هیچکس عاشق غر زدن نیست.
بعد این خیلی با من گیر کرده. هرروز توی ذهنم تکرار میشه.
من در خانوادهای بزرگ شدم که بهم میگفتن چیزی که بوی شدیدتری داره مدرسه نبر که کسی دلش نخواد یوقت..! ولی هیچوقت به خودم حق نمیدم اسم چیزیو «چسی!» بذارم یا به کسی بگم «نپوش، نخور، نشون نده چون من ناراحت میشم.»
دو. از طرف شنونده هم، خیلی مهمه که توجه کنید آدما نمیتونن سطح مالی و زندگیشون و داراییهاشون رو تغییر بدن که بنظر شما پز و چسی نباشه. مثلا من خیلی میشنوم میگن «فلان چیزتو نشون نده. مردم ندارن، دلشون میشکنه.» در کمال احترام مقصر نداشتن مردم کسی که "داره" نیست.
یک. شما میخواید همدردی کنید و سعی میکنید یه چیز مشترک پیدا کنید. درسته نیتتون خوبه..! ولی نیت خوب همیشه کافی نیست. باید شدیدا روی حرفاتون حساس باشید. حرفها حتی با نیت و منظور خوب ممکنه کسیو اذیت کنن و احساسی درش برانگیخته کنن که اصلا هدف شما نبوده. بعد اینجا دیگه هدف و نیت و منظور شما کاملا هیچ میشه، چون احساس منفیی که ینفر گرفته خیلی مهمتره.
من منظورم ناله واقعی نیست بچهها..!
شما نمیتونید داراییهاتون رو تغییر بدید که بقیه احساس بدی نداشته باشن. منظورم ایناییه که میان وسط ناله خیلی رندوم یه چیزی میپرونن که نه به ما ربط داره نه به بحث..!
مثلا یکی اومده از اینکه چقدر تجربه بدی با والدینش داشته و مورد خشونت قرار میگرفته، حرف میزنه. بعد یکی درمیاد میگه «واییییی منم بابام یبار برام کیف موردعلاقمو نگرفت خیلی ناراحت شدم. هرچند هیچوقت دستش روم بلند نشدههههههاااا» خب دهنتو ببند آخه.
خب ببینید به طور کلی وقتیه که ینفر میاد پیش شما ناله میکنه ولی در لایههای زیری درواقع داره پز میده....!
مثلا
«جدیدا شونهم خیلی درد میکنه.» «چرا؟!» «ماشین دستم نیست، با اتوبوس میرم اینور و اونور مک و آیپد رو میذارم تو کیفم اذیت میشم.»
«هیچی پول ندارم!» «چرا چیکار کردی؟» «خونه خریدم با حقوق ۶۰ میلیونی باید صد میلیون قسط بدم»
*الان بیست و یک سالمه. درباره تدریس هر کمکی بخواید بهتون میکنم اما اینجا توی دیلیم دوست ندارم خیلی درگیر مسائل کاریم بشم.
الان هم عمه معنوی همتون هستم و آغوشم به روتون بازه🍸🫂
برای دوستای جدید….🌷
من در یکی از آخرین روزهای اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۴ متولد و رضوان نامیده شدم. در یکی از روزهای پانزده سالگیم برادرم تصمیم گرفت من «آنا» باشم و من «آنا» موندم. آخرین لحظات ۲۰ سالگیم رو دارم در بیاینترنتی و دوری از دوستانم میگذرونم.
ریاضی دوست بودم اما تجربی خوندم. هرچند نهایتا علاقهم به زبان توی زندگیم پیروز شد. (این علاقه در سرشت من نبوده و توسط مامانم با کتک در سن ۱۳ سالگی در من ایجاد شده.) اینروزها درحال تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی در دانشگاه فردوسی مشهد هستم.
مشغول یادگیری و تدریس زبان هستم. تخصصم نینیها و کودکان تا ۱۲ سالگیشون هستن. دورهها و وبینارهای خیلی زیادی رفتم و سعی کردم شناخته شده بشم. خیلی تلاش میکنم از CLIL و TBLT در کلاسهام استفاده کنم.
به تولیدمحتوا به صورت تصویری علاقهمندم. این دیلی و یک چنل تخصصی برای مدرسین زبان رو دارم. قبلا در اینستاگرام و تلگرام تولید محتوا میکردم و تازه داشت خوب میشد.
سعی میکنم تاثیر داشته باشم. سعی میکنم اکتیویست باشم. سعی میکنم درباره حقوق زنان حرف بزنم (فمنیستم). سعی میکنم درباره آموزش عادلانه حرف بزنم. سعی میکنم درباره حقوق کودکان حرف بزنم.
