843
Підписники
+2024 години
+1017 днів
+21230 днів
Архів дописів
842
روزی بلاخره هم دیگر را خواهیم دید،
و تو به من نگاه خواهی کرد
همانطور که من به تو نگاه میکردم،
اما دیگر هیچ احساسی نخواهم داشت.
با لبخندی بر لب از کنارت خواهم گذشت،
درونت شعله ای از پشیمانی خواهد سوخت
چرا که زمان زیادی طول کشید تادریایی:
آن کس به دنبالش میگشتی،
من بودم...
اما...
تمام این ها فقط چیزی است،که دلم میخواهد باور کنم،
حقیقت این است که
شاید من هیچوقت نتوانم
بی احساس از کنارت بگذرم.
شاید هنوز هم با دیدنت،
تمام آنچه را که میانمان بود به یاد بیاورم و قلبم،
برخلاف عقلم، هنوز تورا بخواهد.
توهم هیچوقت پشیمان نخواهی شد،
شاید هیچوقت آن روز نرسد که بفهمی
چه کسی را از دست دادی،
نه انتخابت بودم، نه مقصدت، نه حتی کسی که قرار است
روزی برای از دست دادنش حسرت بخوری.:)
