838
Подписчики
+324 часа
+757 дней
+18730 дней
Архив постов
842
روزی بلاخره هم دیگر را خواهیم دید،
و تو به من نگاه خواهی کرد
همانطور که من به تو نگاه میکردم،
اما دیگر هیچ احساسی نخواهم داشت.
با لبخندی بر لب از کنارت خواهم گذشت،
درونت شعله ای از پشیمانی خواهد سوخت
چرا که زمان زیادی طول کشید تادریایی:
آن کس به دنبالش میگشتی،
من بودم...
اما...
تمام این ها فقط چیزی است،که دلم میخواهد باور کنم،
حقیقت این است که
شاید من هیچوقت نتوانم
بی احساس از کنارت بگذرم.
شاید هنوز هم با دیدنت،
تمام آنچه را که میانمان بود به یاد بیاورم و قلبم،
برخلاف عقلم، هنوز تورا بخواهد.
توهم هیچوقت پشیمان نخواهی شد،
شاید هیچوقت آن روز نرسد که بفهمی
چه کسی را از دست دادی،
نه انتخابت بودم، نه مقصدت، نه حتی کسی که قرار است
روزی برای از دست دادنش حسرت بخوری.:)
