مرثیه فرمانده.
Відкрити в Telegram
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
495
Підписники
Немає даних24 години
-217 днів
+12430 днів
Архів дописів
اسم اکانتت به رنگ غمه و دیدمش لبخند غمگین زدم
وای کاراتههه کلی موفق باشیی
بابام همیشه بهم میگفت سنگینه واسه همین منو فرستاد تکواندو و خب عاشقشم
Repost from 𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝖇𝖔𝖗𝖓
+فکر نمیکنی خیلی زود از پیش من رفتی؟ _فکر نمیکنی خیلی داری خودتو اذیت میکنی؛ قویِ سیاه؟ +نمیتونم بهت فکر نکنم؛ حتی یه ثانیه نمیتونم از فکر کردن بهت غافل بشم، اگه این اسمش اذیت کردنه، خب من حاضرم تا ابد اذیت بمونم! _اما تو باید زندگی کنی قویِ سیاه، این حق توئه؟ .. فکر کردن به من باعث میشه این حق ازت گرفته بشه! +اونجا، جات خوبه؟ سرد نیست، تاریک نیست؟! _اولش بود! .. سرد بود، تاریک بود؛ چون تو دیگه در کنارم نبودی و من فقط بین یه مشت خاک اسیر شده بودم؛ اما الان به آرامش و روشنایی رسیدم، آسمون جای حقیقیِ من بود؛ یادت که نرفته چقدر بهش علاقهمند بودم؟ پس نگرانِ من نباش. +ولی این منصفانه نیست، منم میخوام بیام پیشت، میخوام پرواز کنم به سمت آسمون؛ جایی که تو و من برای همیشه بهش تعلق داریم؛ قلبِ من! _هیچوقت برای خیلی چیزها منصفانه نیست! تو باید صبور باشی قویِ سیاه؟ رازش فقط صبور بودنه .. +برای آخرین بار، مثل قدیمها منو توی آغوش امنِ خودت راه میدی؛ بالِ پروازِ قویِ سیاه؟ _چرا که نه! نه تنها در آغوشت میگیرم؛ بلکه بالهای قویِ سیاهام رو بیوقفه میبوسم و میبوسم؛ تا یه روز پرواز کنه و اوج بگیره سمت روشناییِ قلبش!
ایان ♱
اومدم ناشناس بدم اسم اکانتت اینطوریم کرد :)))
میتونم بدونم رزمی چه رشتهای کار میکنی؟
