میانِ غبار و نور 🍁 ؛
Відкрити в Telegram
225
Підписники
-424 години
-27 днів
-230 днів
Архів дописів
شما که او را ندیدهاید ،
چشم هایش، چشم هایش . .
باور کنید من هم سير نديدمش ؛
چشمهایش نگذاشتند .
وقتی تو گریه میکنی ؛
شک میکنم به بودنم . .
پر میشم از خالی شدن
گم میشه چیزی از تنم
بی تو باخت و بردنم هیچ ؛
بی تو تنها ماندنم هیچ
گریه و خندیدم هیچ
با تو دیگر ترس جان هیچ
با تو خشم آسمان هیچ
با تو بودن غیر از آن هیچ . .
