گلسیب
Відкрити в Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
247
Підписники
+724 години
+327 днів
+3230 день
Архів дописів
247
حالا اینجا هستی تا دست به قلم برده و بنویسی،
بنویس از صبر برای غم های مکرر و نامتناهی، از صبر و تشویقش به تحمل.
بنویس از تحمل برای ظلم های مرئی و نامرئی، از حاصل تحمل که خشمی شعلهور است و خاموش نشدنی.
بنویس از خشم، از خشم تلنبار شده در قلبی که مستحق سوختن نبود و شایسته بود برای عشق،
بنویس از عشق، از این کلاف طولانی و سرگردان، دوست داشتنی و شکنجهگر، از این آبادیِ ویرانگر، از این تضادِ شیرین و زنندهی مست کننده.
بنویس از تضاد، از این فریب آلوده به تزویر، از این حقهی همیشگی و دوبارگی برای ماندن در اسارت.
بنویس از اسارت، از دانهچینی کردن بالهای توانمند اسیر بنویس، از مرگ تدریجی اشتیاقش، از بیهوده گذشتن عمرش گاهی با امیدِ آزادی، گاهی مایوس و نومید از تقدیر، دلزده از هرآنچه هست و دلسرد از هرآنچه نیست و محروم از هرآنچه که باید میبود.
بنویس، از صبر، از تحمل، از عشق، از اسارت، از اسیر، از آزادی، از امید و از ناامیدی بنویس.
بنویس، بنویس و فکر نکن. بنویس و اشک نریز.
۰۴/۵/۱۹
247
به کسایی که رشتههای هنری و جذابی دارن حسودیم میشه، ماها نهایتاً بتونیم از گریههامون تو فرجهها عکس هنری بگیریم.
247
انقدر این آهنگ رو دوست دارم که دلم میخواد همراه باهاش فریاد بزنم.
زیباست مثل شعر گفتن،
گفتن از تو! گفتن از تو! گفتن از تو!
تو رنگ گرم و زندهی آواز هایی.
آهنگ زیبای تمام ساز هایی.
