گلسیب
Відкрити в Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
247
Підписники
+724 години
+327 днів
+3230 день
Архів дописів
248
ببخش من رو، حلالم کن زبون بستهی من، قول بده زمانی که سر روی خاک گذاشتم و اومدم توی آسمون، اجازه بدی باز اونجا مامانت باشم.
248
«یا مجیب الدعوات و تکیهی امن قلوب
یا تو صدرِ رحمات و پرده بر کلِ عیوب
دل اگر خوف ندارد ز شب و فصل غروب
چو تو هستی به کنارش ز پی حلِ صَعوب»
-از بنده.
248
Repost from le vent nous portera
دچار
دچاربودن! شاید در حدی پیش بره که به جنون برسه و تمام تو رو مختل کنه. روزمرگی عادی تو رو ازت بگیره. اما ترجیحش میدم. ترجیحش میدم به خالیبودن، به اعتدال داشتن، به کمی از چیزی رو داشتن. سوختن تا نهایتش رو میخوام. تا ژرفنا. تا خاکسترشدن. نمیدونم چه چیزی. فقط به یک چیزی دچار باش. به یک کسی دچار باش. به معشوق، به سینما، به مامان، به ادبیات، به موسیقی، به نقاشی، به سازت، به غم و دردت، به گیاهت، به شخصیت داستانت، به شعر. فقط دچار باش. به نوشتن. که وجودت بسوزه بهخاطرش. زمین رو بدون اینکه وجودت برای کسی/چیزی از شدت خواستن و مایلبودن سوخته باشه ترک نکن!
248
Repost from le vent nous portera
حسش کن!
بنویس، بساز، بِکِش، خلق کن، برقص، گریه کن. از حالتی به حالت دیگر تبدیلش کن. ابرازش کن. زندگیش کن!
و این رو بدون چیزی رو که داری تجربه میکنی به هرشکلش، همهی آدمها شانس تجربهش رو ندارن!
248
شما نسبت به بچهها و حیوانات و افراد مسن بیتفاوت نباش و کمکی از دستت براومد انجام بده، اگر چهرهت روشنتر نشد، اگر دنیا باهات مهربونتر نشد، اگر دلت بزرگتر نشد، اگر خوابیدن برات آسونتر نشد، و...
حتی اگر همهی اینا نشد، حداقلش اینه که دعای خیرِ همهشون بدرقهٔ راهت میشه، میدونی دعای خیر بدرقهٔ راه باشه چقدر راه هموار تره؟
248
من واقعاً آدمِ شبم، یعنی تازه از عصر به بعد میفهمم چطور باید روز رو گذروند و چه مدلی بود، قبلش اصلاً سیستمم هنگه.
248
منفور بودن همیشه بد نیست، اگر در جای مناسبی منفوری، برای انسانهای مناسبی منفوری، این عالیه، به قولِ شاعر:
«پسندِ ناکسان بودن
نشانِ ناکسی باشد.»
248
نمیدونم دربارهی احساسم چه اسمی بذارم، اما هربار اسمِ تورو میشنوم حواسم چند ثانیه از دنیا پرت میشه.
