uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

-

-

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 066
Підписники
-324 години
+117 днів
+18130 днів
Архів дописів
-
1 067
حسرت اینکه چیزی بخوام و بابام برام بخره..
حسرت اینکه چیزی بخوام و بابام برام بخره..

-
1 067
حسرت گرفتن عکسای دوتایی تو مسافرت..
حسرت گرفتن عکسای دوتایی تو مسافرت..

-
1 067
حسرت اینکه پیام بابامو جواب بدم..
حسرت اینکه پیام بابامو جواب بدم..

-
1 067
حسرت اینکه شماره بابامو بگیرم و اون جواب بده..
حسرت اینکه شماره بابامو بگیرم و اون جواب بده..

-
1 067
..
..

-
1 067
از بس که خواندم روضه های در گلو را ،گلی گم کرده می‌جویم او را…

-
1 067
هر بلائی که از تو آید رحمتی‌است هرکه را رنجی دهی، خود راحتی است زان به تاریکی گذاری بنده را تا ببیند آن رخ تابنده را :)
هر بلائی که از تو آید رحمتی‌است هرکه را رنجی دهی، خود راحتی است زان به تاریکی گذاری بنده را تا ببیند آن رخ تابنده را :)

-
1 067
ماشاالله به این همه غیرت

-
1 067
قسم خوردم تو آغوشت بمیرم؛ روسفیدم کن.

-
1 067
انقد قشنگ بود که نمیدونم چی بگم..

-
1 067
الهه‌جانم... ببخشید اگر باعث غصه‌ی شما شدم حلال کنید عزیز اقامحسن. https://t.me/namira_mo/1127

-
1 067
رفتی که برگردی، حسابی دیر کردی دیر آمدی و دخترت را پیر کردی'

-
1 067
طبیعیه بغض کردم:)؟

-
1 067
Repost from «سَحاٰبه»
بابا؛ خودت را بزن به آن راه که مثلا نمی‌دانی تولدت است. خبر نداری شمع و کیک و بادکنک خریده‌ام تا مثل روزهای کودکی‌‌ام که مرا غافلگیر می‌کردی غافلگیرت کنم. من هم خودم را به آن راه می‌زنم که نمی‌دانم رفته‌ای، نمی‌دانم که دیگر ندارمت. تصور می‌کنم شمع‌ها را خودت فوت کردی و نسیم نبود، کیک را هم خودت بریدی و دست من نبود، اخر تو هستی...همیشه، همه‌جا. بابا تولد برای گفتن حرف های قشنگ است. برای گفتن از تو، از بودنت کنار ما، از خستگی های شبانه‌ات، دوییدن‌هایت برای ما...بابا تولد برای آرزو کردن ۱۲۰ سالگی‌ات است، برای بوسیدنت. باید کمی پایین بیایی، کمی قدر آسمان. چراکه من حالا که بزرگ شده‌ام هم، حتی حالا که خانومی‌ام برای خودم به قول تو، قد کشیده‌ام و چندین پیراهن پاره کردم هنوز هم قدم به تو نمی‌رسد تا گونه‌ات را ببوسم. دستم نمی‌رسد ابرها را کنار بزنم، روی پنجه بایستم و گردنت را بغل کنم، باید بیایی پایین بابا. روی بال فرشته‌ها بنشین و شبیه امروز که ناگهانی برایم کادو فرستادی و خواستی یادم باشد که به یادمی...بیا و در آغوشم بگیر. تولد‌ که بی‌بغل نمی‌شود بابا...
برای الهه...و شهید والامقام محسن ابراهیمی؛

-
1 067
بابا نمیذاره حسرت چیزی به دلمون بمونه. دید که با خودمون گفتیم کاش حداقل حضرت آقا بودن تا توی دیدار خانواده ی شهدا با دیدنشون
بابا نمیذاره حسرت چیزی به دلمون بمونه. دید که با خودمون گفتیم کاش حداقل حضرت آقا بودن تا توی دیدار خانواده ی شهدا با دیدنشون آروم میشدیم؛ یهو تو مراسم تولدشون انگشتر حضرت آقا رسید برای تسلای دلمون…

-
1 067
این میشه دردِ بی درمانی:)💔

-
1 067
ناسلامتی امروز یادبود تولد شماست باباجان حتی امروز هم برای دخترانتان کادو فرستادید؟ یک روز دست از پدر بودن بردارید امروز را ف
ناسلامتی امروز یادبود تولد شماست باباجان حتی امروز هم برای دخترانتان کادو فرستادید؟ یک روز دست از پدر بودن بردارید امروز را فقط آقا محسن باشید نه ‌برای من و الهه و مادر همین یکبار برای خودتان باشید دیگر... حالا حالا ها وقت هست برای پدر بودن تا آخر عمر باید هوای مارا داشته باشید. مثل همین امروز که کیک تولد به نام شماست و کادوها برای ما از طرف شما! (از طرف ماهلین جانِ کوچکتان که سهم پدر داشتنش در دنیا فقط ۲ ماه بود! با همان سن کوچک؛ با همان زبانِ بی زبانی)

-
1 067
گلم بودیُ ، گلاب کردنت..
گلم بودیُ ، گلاب کردنت..

-
1 067
از حال بدی جونی ندااارم بچه ها

-
1 067
ی دکترمون نشه امروز؟