'نوشته های لیلا؛ نخوانده های مجنون'
Відкрити в Telegram
🪽روایت های مهجورِ ثامن یارِ در قفس مانده ی او'
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
3 271
Підписники
+1524 години
+1267 днів
+65330 день
Триває завантаження даних...
Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
серпень '26
серпень '26
+737
в 14 каналах
липень '26
+1 024
в 31 каналах
Get PRO
червень '26
+1 651
в 10 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 30 серпня | +23 | |||
| 29 серпня | +25 | |||
| 28 серпня | +3 | |||
| 27 серпня | 0 | |||
| 26 серпня | +1 | |||
| 25 серпня | +20 | |||
| 24 серпня | +96 | |||
| 23 серпня | +4 | |||
| 22 серпня | +8 | |||
| 21 серпня | +7 | |||
| 20 серпня | +24 | |||
| 19 серпня | +55 | |||
| 18 серпня | +22 | |||
| 17 серпня | +23 | |||
| 16 серпня | +29 | |||
| 15 серпня | +155 | |||
| 14 серпня | +47 | |||
| 13 серпня | +9 | |||
| 12 серпня | +17 | |||
| 11 серпня | +40 | |||
| 10 серпня | +1 | |||
| 09 серпня | +17 | |||
| 08 серпня | +30 | |||
| 07 серпня | +27 | |||
| 06 серпня | +5 | |||
| 05 серпня | +5 | |||
| 04 серпня | +2 | |||
| 03 серпня | +11 | |||
| 02 серпня | +19 | |||
| 01 серпня | +12 |
Дописи каналу
Repost from -وداد
وامّا...
طرفدارِ زن، زندگى، آزادى حضرت محمّد بود.
"همان كه پس از او
هيچ دخترى زنده به گور نشد"
| 2 | در باب رحمت'
امروز، روز عطر و لبخند و صلوات است!
ما تاریکی جهان قبل شما را ندیده ایم لکن ظلمت بعدتان را با تمام وجود درک کردیم. تمام روز و شب هایی که از اضطراب و مشکل و دلگیری به ذکر صلوات مشغول بودیم خودمان را سر به دامانتان دیدیم و در آغوش پدرانهتان اشک ریختیم.
ما معتقدیم نور از شما آغاز شد و شما معنای بارز رحمتید. و ما هربار به شما توسل میکنیم انگار شما میآیید و خاک هارا از صورتمان کنار میزنید و از گور تنهایی مارا میرهانید مانند تمام دخترکانی که در پیش از این هم...
میدانید جنابِ رحمت للعالمین؛
اصلا گمان نمیکنم پیش از شما کسی در این دنیا برخاسته باشد تا زن را کرامت ببخشد. تا دختر را ستایش گوید. تا برگ گل را نوازش کند. اصلا انگار آمدید تا لطافت را برای مردم دنیا به ارمغان بیاورید و عشق معجزه ی شما بود!
سوغات شما از بهشت برای ما عطر و لبخند و صلوات است و امروز بیش از آنکه مبارکِ شما باشد بر ما مبارک است یا اباالزهرا.. | 1 |
| 3 | در باب رحمت'
امروز، روز عطر و لبخند و صلوات است!
ما تاریکی جهان قبل شما را ندیده ایم لکن ظلمت بعدتان را با تمام وجود درک کردیم. تمام روز و شب هایی که از اضطراب و مشکل و دلگیری به ذکر صلوات مشغول بودیم خودمان را سر به دامانتان دیدیم و در آغوش پدرانهتان اشک ریختیم.
ما معتقدیم نور از شما آغاز شد و شما معنای بارز رحمتید. و ما هربار به شما توسل میکنیم انگار شما میآیید و خاک هارا از صورتمان کنار میزنید و از گور تنهایی مارا میرهانید مانند تمام دخترکانی که در پیش از این هم...
میدانید جنابِ رحمت للعالمین؛
اصلا گمان نمیکنم پیش از شما کسی در این دنیا برخاسته باشد تا زن را کرامت ببخشد. تا دختر را ستایش گوید. تا برگ گل را نوازش کند. اصلا انگار آمدید تا لطافت را برای مردم دنیا به ارمغان بیاورید و عشق معجزه ی شما بود!
سوغات شما از بهشت برای ما عطر و لبخند و صلوات است و امروز بیش از آنکه مبارکِ شما باشد بر ما مبارک است یا اباالزهرا.. | 1 086 |
| 4 | و سلام بر تو
به تعداد دخترانی که از گور رهانیدی' | 1 141 |
| 5 | «دختر شماست، نه؟ خیلی شبیه شماست. چشمهای قشنگی دارد. مثل خودتان. کاش عمرش دراز باشد و بچههایی بیاورد و چشمهای شما بر زمین بماند! خوش به حال شما که دختر دارید. دختر، رحمت است.»
محمّد رسولالله/مجید مجیدی | 1 079 |
| 6 | او هنوز صورت عشق را به سینه نفشرده بود!
شب تولد آقا احسان ایشون رو مهمان کنید به نور ذکر شریف صلوات❤️🩹 | 3 612 |
| 7 | بعد از تو نوشته هام روهم دوست ندارم.
بی قاعده، بی رنگ، بی حساب
ساعتها مینویسم و در نهایت کنج پستو قایمشون میکنم.
حقیقتا سیاهه نویسی دل میخواد، دل!
دل ماهم که
بماند... | 2 037 |
| 8 | به گل مشغول میدارم خیال و دیده را بی تو
که هم رنگ تو دارد هم اَزو بوی تو میآید' | 2 767 |
| 9 | آدم بند دنیا که نباشد، تنگی پوتین را بهانه میکند، میپرد، میرود. شبیه همین زائرانی که اربعین را بهانه میکنند و از شهر و وطنشان دل میبرند و پابرهنه به سوی دریا میدوند. به سوی حسین«ع». روح که قد بکشد، دنیا پایت را میزند. اذیت میکند. کفشی را هم که پا را بزند، نمیپوشند یک گوشه کناری میاندازند بماند برای آنها که اندازهشان است. تو هم دنیا را دور انداختی، رها کردی بماند برای ما که هنوز گیر و دار زرق و برقشیم، هنوز دست به دامانشیم، هنوز باور نکردیم که مسافرخانه است و محل گذر. و حالا ما در دنیای رها شدهات ماندهایم با کفش هایی نو که شرمندهی زخمِ پوتین توست. | 2 909 |
| 10 | کاروان اهالی بهشت، خادم شهدا بود.
آخر شب دیدم اذیت راه میره. یکی از پاهاش لنگ میزد. گفت پوتینش دیگه خوب نیست. یه لنگهش پارو میزنه.
ابوالفضل که رفت؛ تنها چیزی که ازش برگشت یه لنگه پوتین خونی بود. همون لنگه ای که پاشو میزد! | 7 088 |
| 11 | تنها جامانده :)) | 2 591 |
| 12 | بعضی وقتها میون یه عالمه کار و تولید محتوا، بعضی تیم ها و بعضی کارها یه جور خاصی بی ریا و دل نشینن.
همین اخلاصشون عجیب رنگ و بوی شهدایی داره. مثل -اینجا بدون تو-
خداقوت به بچه های درجه یک و با اخلاق رسانه ی کمیته خادم الشهدای اصفهان✨
ان شاءالله همیشه همینقدر دغدغه مند و پای کار؛ زیر سایه ی صاحب الزمان سربازی کنید.
کانالشون در ایتا
https://eitaa.com/injabedooneto/36 | 2 611 |
| 13 |
سلام، خوب هستین؟
میشه لطفا برای یکی از دوستان من که دیروز فوت کردن و امروز خاکسپاریشون بوده، نماز لیلهالدفن بخونید؟
چون خانواده و دوستان مذهبیای ندارن و فکر میکنم تعداد کمی براشون نماز رو بخونن...
تینا فرزند امیر | 1 326 |
| 14 | آنقدر دیوار ها برای آن حجم از غم | 1 |
| 15 | امید که تبریکِ ظهورت گویم' | 3 575 |
| 16 | بنده ی روسیاه خدا کجا؛ اصحاب بی بدیل حضرت سیدالشهدا کجا؟...
اما عزیزِ من
به تأسی از آن بانوی خوشبخت؛ از خدا بخواه مرا نیز با تو هم سفر کند! | 2 895 |
| 17 |
https://t.me/hoob_tor/1084
هانیه وقتی صورت خونین شوهرش را کنار زد و پیشانی مردانهاش را بوسید، تازه دامادش را تحسین کرد و خطاب به او گفت: «پدر و مادرم فدایت باد که از پاکان و ذریّه پیامبر دفاع کردی. بهشت گوارای وجودت! از خدا بخواه مرا نیز با تو همسفر کند.»
چقدر این متن برای شماهم صدق میکنه هانیه خانوم:) | 3 009 |
| 18 | پیراهنش را جا گذاشت … | 496 |
| 19 | نامم را دوست دارم.
هانیه از ریشه ی هنی معنای زیبایی دارد؛ شادمان و خوشبخت!
از همان کودکی برایم شیرین بود و خوش آوا.
عمیقا باور داشتم این نام بر طالعم تاثیر میگذارد. شاید به همین خاطر بود که من را همه با لبخند های عمیق و شادی بی انتها میشناختند.
میدانم این نام اتفاقی بر لوح وجودم حک نشده و به دنبال سر رشته ی تقدیر میگردم.
تا اینجای زندگی را، هم معنای نامم زندگی کردم و حالا شاید وقت آن است که هم مسیرِ این نام باشم. به یاد میآورم که نام تازه عروسِ وهب هانیه بود! و به اقبال بلند و آسمانی اش مینگرم. به آن بانوی شادمان و خوشبخت.
حالا بیش از گذشته نامم را دوست دارم. | 3 243 |
| 20 | تمام دلخوشی زندگی من این است
که وقت مرگ میآیی و مرگ شیرین است' | 2 528 |
