آفتاب سوخته؛
Відкрити в Telegram
SolarScars❗ ناشناس http://t.me/safeCht_bot?start=3jFbea
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
243
Підписники
-124 години
-57 днів
-2730 днів
Архів дописів
244
چشمهایت را میبوسم
میدانم هیچکس
هیچگاه در هیچ لحظه ایی از آفرینش
آنچه را که من در گرگومیش نگاه تو دیدم،ندید...
244
به نظرم یکی از قشنگترین بخشهای هر رابطه، حرفهای آخر شبه...
همون وقتایی که دیگه هیچ عجلهای نیست و فقط دوتایید؛
از هر چیزی حرف میزنید...
از اتفاقای روز،
از گذشته،
از رؤیاها،
از ترسها،
از دلخوریها،
از باگهای رابطهتون،
و حتی از چیزایی که گفتنش سخته.
قشنگیش اینه که قرار نیست همیشه همهی اون حرفها شیرین باشن.
گاهی وسطش بغض میکنی، گاهی دلت میگیره، گاهی دوباره زخمهای قدیمی یادت میاد...
اما میدونی کسی روبهروته که بهجای قضاوت، میشنوه؛
بهجای فرار، میمونه؛
و بهجای اینکه بگه «بیخیال»، دستت رو میگیره و کمک میکنه ازش رد بشی. 🤝
فکر میکنم رابطهای که توش بشه بدون ترس حرف زد، بدون خجالت احساساتت رو گفت و مطمئن بود که آخر هر بحث، هدفتون پیدا کردن راهحله نه برنده شدن... یه رابطهی امنه.
شاید عشق فقط «دوستت دارم» گفتن نباشه؛
شاید عشق همون مکالمههای طولانی آخر شبه که باعث میشن هر بار، یه ذره بیشتر همدیگه رو بفهمید و عاشق هم بشید.
🩵💙
244
Repost from N/a
عاشق وقتایی ام که اون حرکت آخرو میزنن و باعث میشن با خیال راحت و بدون عذاب وجدان کنار بزاریشون.
244
Repost from N/a
جدیدا کشش بحث ندارم،حوصله توضیح دادن ندارم،رمغ داستان جدید ندارم،تاب تحمل حرف مفت رو ندارم،با یه اوکی حق با توعه تمومش میکنم،اصلا خودم رو قاطی داستان نمیکنم،قطع ارتباط میکنم.
