نبضِ لحظه
Відкрити в Telegram
دست نوشته هایی از تفکرات من بابت هیچ عقیده ای توضیحی بدهکار نیستم به روزای من خوش اومدی✨️ @nabz_lahzebot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
237
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-530 днів
Архів дописів
236
دیروز استادی که خیلی دوسش دارم و براش احترام قائلم بهم تو اینستا در مورد معایب کاشت مژه پیام داده.
از دیروز دارم تو آینه خودمو نگاه میکنم.قیافم شبیه اونایی نیست که کاشت مژه کردن به خدا😅
ولی چون خیلی دوسش دارم...
از اونجا بهش قول دادم به همه بگم دیگه کاشت مژه انجام ندن
نکنین خانوماااا
236
برنامه کاراموزی این ترممون هم اومد...
هفته اول شروع دو شیفتی با درمانگاه...
فقط امیدوارم شیفتای صبح و شب اورژانس رو سالم بمونم😶
236
نه بر شانه پدر گریستیم
نه درد دل با مادر کردیم
تا مبادا غصهدار شوند،
ما خودمان، خودمان را بزرگ کردیم
از بیرون گل و بلبلیم، از درون ویران...
236
Repost from N/a
امروز اینو خوندم و خیلی حقه به نظرم:
کاش عروس دریایی بودم، خوشگل، نرم، بدون قلب، بدون مغز و تا حد مناسبی سمی :)
236
همیشه یه چیزایی هست که هیچوقت نمی تونی به بقیه بگی...هیچوقت حل نمیشن...جای دردودل کردن هم ندارن...ولی همیشه باقی میمونن...یه گوشه تاریک تو قلب میمونن و یه دفعه دوباره ظاهر میشن
236
دلم که شکست و به پهنای صورت که گریستم و شبها را که تاصبح با رنج و اندوه بیدار ماندم گفتم؛
کاش در مسیرم تا به امروز دلی را نشکستهباشم،
کاش حتی یکبار هم باعث نشدهباشم کسی سخت بخوابد،
کاش باعث نشدهباشم کسی در خلوتش احساس نا کافی بودن کند،
اعتماد بنفسش را ببازد و از هیچ چیز جهانش لذت نبرد.
چقدر سخت است زیستن در جهانی که مهربان باشی، خودت له میشوی
و سرسخت که شوی و مهربان که نباشی، دیگران را له میکنی...
#نرگس_صرافیان_طوفان
236
+از قدیم گفتن هیچ سختی موندگار نیست...
_هیچ سختی؟
+همشون یه روزی تموم میشن...
_حتی این روزامون؟
+حتی این روزامون...فرقی نداره که...
_باشه اما...خودمون چی؟چیزی از ما میمونه یا خودمونم باهاشون تموم میشیم؟
+خودمون؟...🥀
236
فارغ از چیزای بدیهی...
یه سری چیزا بو دارن...
بوی تهدید،بوی نفرت،بوی حسادت،بوی کمبود...
من وقتی نگاهت میکنم...
وقتی باهات صحبت میکنم...
تمام این بوها رو حس میکنم...
حتی زمانیکه سعی میکنی
خودت رو پشت نقاب بی تفاوتی استتار کنی...
236
Repost from N/a
متن یک نامه خودکشی به جا مانده از دهه 1970:
به سمت پل میروم؛
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید
پ.ن: به آدمها لبخند بزنید؛ شاید با يک لبخند فرشتهی نجات كسى شدید!
236
یه جاهایی هم آدم تو تمام روابطی که برای خودش ساخته بود و فکر می کرد هیچوقت رو دستشون نمیاد،شکست می خوره.
236
یه چیز جالبی که اکثرا تو خونواده ها می بینم
اینه که پدر و مادری که یادنگرفتن اشتباهشونو قبول کنن،
یاد نگرفتن معذرت خواهی کنن
و هنوز این دیدگاه رو ندارن که شان ادم با معذرت خواستن نه تنها پایین نمیاد که خیلی بالاترم میره،
کودکانی درست مشابه خودشون رو تحویل جامعه میدن.
مطمئنا هر آدمی اشتباه می کنه و هیچکس صد مطلق نیست.پدر و مادرها هم از این قاعده مستثنا نیستن.
بچه ای که توی خانوادش یه بار ازش عذرخواهی نشده،هیچوقت ابراز پشیمونی رو یاد نمی گیره...
همین بچه در آینده تبدیل میشه به آدمی که اگر بدونه اشتباه هم کرده باز به صورت خودکار از اشتباهش دفاع می کنه...
و واقعا برای من جالبه که این موضوع در عین سادگی خیلی از مشکلات روابط انسانی رو پوشش میده...
واقعا چندتامون فرهنگ پشیمون شدن و جبران کردنش رو بلدیم؟
236
از ته قلبم برای تموم آدمایی که زندگی نکرده از این دنیا میرن ناراحت میشم...
واقعا اگر قرار نیست از این دنیا بهره ای ببریم چرا باید پا توش بزاریم؟
236
بعضیا رو باید بخشید
نه برای کلیشه هایی تکراری که تو ذهنمون ریختن
برای اینکه حتی بعد مرگ هم برای تصفیه حساب این دنیا
مجبور نباشی دوباره باهاش طرف بشی
236
Repost from N/a
Twinkle, twinkle, little star
How I wonder what you are
Up above the world so high
Like a diamond in the sky 🌠
236
Repost from سِرتِرالین
بهمن سال ۹۳
ترم دو پزشکی بودم
خانم دکتر عسکری استاد روانمون بود
سر کلاس گفت: بدترین بیماری افسردگیه بچه ها
خندیدم. زدم به شونه بغل دستیم
گفتم: خیر سرش دکتره. از ایدز و سرطان چی میدونه این؟؟
ده سال بعد
زمستان ۱۴۰۳
سال اخر رریدنتی
جوری بودم
که بخوام توصیفش کنم
فقط میتونم بگم که
وقتی تو بیمارستان منتصریه شیفت بودم
زنگ میزدم به ی نفر از دوستام
که بیاد و تو پاویون پیشم بشینه
تا من یه وقت خودکشی نکنم
بعدش که یکم استیبل تر شدم
دیگه هیچوقت نتونستم منتصریه شیفت بدم
چون اون پاویون و اون در و دیوار
آوار میشد سرم
کسی هیچوقت نمیدونه این چاهی که فرد در معرض خودکشی توشه، چقدر عمیقه
چون از دل آدم، کسی خبر نداره
کاری که ازتون برمیاد فقط اینه که
کنارشون باشین
کنکاش مسئله و چسبیدن به جزئیات و پیدا کردن دلیل
تو اون حالِ نزدیک به خودکشی
فقط وضعیت رو بدتر میکنه
تو اون وضعیت
من رو
رفیق، دارودرمانی و ورزش نجات داد
مقاومت نکنین تو دارو درمانی و روان درمانی
بچسبین به ورزش
در بدترین حالات روحیتون هم تنها نباشین یا حداقل به نزدیکترین فردتون، اطلاع بدین
اره خلاصه
اون روزام گذشت
و دورِ زندگی جوری چرخید که
منم بگم
آره خانم دکتر عسکری
حق با تو بود
هیچ مرضی بدتر از افسردگی نیست...
#وقایع_اتفاقیه
236
چقدر مفت،چه جوون هایی ها رو داریم از دست میدیم...
واقعا حرفی برای گفتن ندارم...
از ته قلبم ناراحت شدم...روحت شاد
