ܦ̈ࡐܠܙِ ߊَࡅ߭ܭَُܢܚ݅ࡅ߳ܨ
Відкрити в Telegram
ناشناسمون🎀✨ https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-ay_2418_an گپمون🍓👀 https://t.me/+g2jGOlg8zysyYzU0
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
428
Підписники
-324 години
+67 днів
+7930 днів
Архів дописів
خداروشکر به صورت جدی موآن کردم انگار..
یک روز صبح که نمیدونم کِی بود از خواب بلند شدم و دیدم دیگه دوستش ندارم... متنفر هم نیستم، اصلا حسی بهش ندارم و به سختی چهره اش و احساساتم یادم میاد.
بخوای نخوای؛
دیگه نه میجنگم نه اهمیت میدم نه صبر میکنم هیچ تلاشی واست نمیکنم تموم شدی،تموم.
فهمیدم اونقدر احساساتم رو سرکوب کردم که دیگه مغزم درست اطلاعات رو نگه نمیداره. حافظهم ضعیف شده، تمرکز کردن برام سخته و موقع حرف زدن هم بعضی کلمهها یادم نمیاد.
اگه برگردم عقب، خیلی از پیامهای بلندم تبدیل میشن به یه «باشه».
آدمها بیشتر از چیزی که فکر میکردم، ارزش توضیح دادن نداشتن.
نمیخوام بهت حس کافی بودن بدم تو کافی هستی، ولی به اندازه کافی ماله من نیستی اینو بدون.
زندگی شبیه یه ساعت شنیه.
دونههای شن یکی یکی از بین انگشتات رد نمیشن، آروم و بیصدا از دست میرن.
برای همین هیچوقت متوجه نمیشی چقدر از وقتت گذشته، تا وقتی که برگردی و ببینی نصفش خالی شده.
ما همیشه فکر میکنیم هنوز وقت هست؛ برای گفتن، برای شروع کردن، برای بخشیدن، برای زندگی کردن.
اما زمان هیچوقت منتظر تصمیمهای ما نمیمونه.
و بخاطر همینه که بیشتر چیزهایی که از دست میدیم، به خاطر دیر رسیدن نیست؛ به خاطر دیر فهمیدنه.
یک نصحیت برای تمام عمر:
هر چی که مردم از زندگی شخصی، توان مالی، جزئیات کاری، عادات روزانه، علایق، دایره دوستان، نحوه خوش گذراندن، و حتی مشخصات پارتنر شما کمتر بدونن زندگی با آرامشتری خواهید داشت.
