اتاقِ فکرهای نصفِ شب
Відкрити в Telegram
همون ایانم🕯 در حاشیهی روزها..🤍 https://t.me/Soul_ian : "ناشناس" @ian_yoona : "روبیکا"
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
435
Підписники
-924 години
-727 днів
-7230 днів
Архів дописів
Repost from موومان
من از ویدیو مسیج گرفتن متنفرم این که صدای اطراف هست این که قیافمو باید چک کنم صدام باید خوب باشه و انقدر حواسم به این چیزهاست که هدفم از ویدیو مسیج یادم میره ولی بعضی وقتا فقط همین ویدیو مسیج جوابه تا بهش بگی این لحظه کنارمی بگی ببین این تیکه از زندگی این شکلی بود، توی این روز مشخص و این ساعت دغدغه زندگیم این بود و چیزی جز اون نمیتونه خوب همه چی رو نشون بده.
بعضی اوقات هست که دلت نمیخواد تا این حد برگردی به قبل
نه خیلی گذشته های دورا، که البته اونارم شاید بخوایم، نه
حتی همین دیروز
دلت تنگِ همین دیروزه. باخودت میگی کاش زمان برمیگشت به عقب و همون دیشبو تجربه میکردم دوباره
همونجوری پیش میرفت مثل دیروز و اصلا زمان همین موقعتو نمیخوای
ولی اینجاست که زمان میگه متاسفم سعی کن باهاش کنار بیای.
روزایی که میرسه که حتی دلت واسه خودتم تنگ میشه
واسه خود قبلیت
روزهایی که گذروندی، کارهایی که کردی، آدمایی که تو اون زمان داشتی
واسه روزهای خوبت میخواستی که هیچوقت تموم نشن و واسه روزای بدت خدا خدا میکردی که زودتر تموم بشن
امیدوار بودیم آدما طوری زندگی کنن که گذشته واسشون حسرت نشه
چه بسا درس عبرت هم شد و تونست ادامه دهنده زندگی باشه اما خب؛
ماهیت زندگی همینه دیگه؟
Repost from dramalist
جدای اینکه واقعاً سریال وحشتناکی بود اما به نظرم با ۸ قسمت ۵۰ دقیقهای خیلی خیلی خوب همه چیز داستان پیش رفت و تموم شد. البته پایانش هم ترسناک بود ولی خب به نظر منطقی ترین پایان بود.
پس اگر یه مینی سریال جالبانگیز با تعداد قسمت کم ولی داستان قوی میخواید میتونین ناقصها رو توی لیستتون بذارید فقط اینکه به وارنینگهاش توجه کنین به علاوه اینکه خودتون رو آماده کنین که خیلی باهاش گریه کنین و چون فضای دراما خیلی سنگین و عذابآوره بنابراین روی روحیهتون تاثیر گذاره. اما در کل یه درامای جنایی/هیجانانگیز فوقالعادهست که حتماً اگر فرصتش رو دارید بهش شانس بدید 🤍
💫 دراماهای مشابهش save me و kill it هستن که تقریباً توی یک دسته از غمگین بودن قرار میگیرن.
دختر خوشگلم گول حرفای قشنگ قشنگ رو نخور
فکر کن اگه طرف لال بود چی؟بازم حس میکردی دوست داره؟
عمل بلندتر از کلماته
خیلیا هستن که ممکنه بگن بابا، تو و اون که خیلی خوب بودین
اصلا امکان نداشت که جداشین یا همچین اتفاقایی واستون بیوفته
اصلا تو چطور تونستی تموم کنی همه چیزو و فراموش کنی و مووان کنی انگار نه انگار که اتفاقی افتاده؟
بله عزیزم، برای من سخت بود. خیلی سخت
اما وقتی به گذشته نگاه میکنم میدونی چی یادم میاد؟
اینکه تو این مدت چه کارایی داشت باهام میکرد و نابودم میکرد اما خودم متوجهش نبودم. دوستش داشتما هنوزم یه سری اوقات بهش فکر میکنم
اما زیادی بد کرد
حتی دلمم تنگ میشه برای روزایی که باهم داشتیم
موفقیت های جدید و روزای خوب و بدی که به دست میاد اما تو نیستی
اما اینو میدونم که الان اینقدری ازت متنفر هستم که نخوام به اون روزا برگردم
