اینجادیوانهایمینویسد!
Відкрити в Telegram
من؟ شاید هیچکاره، شاید هم نیمچه نویسنده. @Thecrrazyhearbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
6 539
Підписники
-9324 години
+3 0947 днів
+2 43330 днів
Архів дописів
کاش هر وقت که بهت فکر میکردم، یه نوتیف رو گوشیت میاومد. و مطمعنم اونموقع، گوشیت از شدتِ پیدرپی بودنِ نوتیفها، خراب میشد.
کاش هر وقت که بهت فکر میکردم، یه نوتیف رو گوشیت میاومد. و مطمعنم اونموقع، گوشیت از شدتِ پیدرپی بودنِ نوتیفها، خراب میشد
استفاده از هر چیزی که ترنده، شما رو باکلاس و با پرستیژ و آدمحسابی و مدرن و open mind و امروزی نمیکنه.
هیچوقت اعتقادی به پینکردن چت یا پیویِ شخصی در هیچ پیامرسانی نداشتم. چون معتقدم اونی که دوستداره با من در ارتباط باشه، نمیذاره پیویش پایین بره، پس نیازی به پینکردن نداره، چون همیشه بالاست.
من واقعا هیچوقت نتونستم کسی رو نفرین کنم، تجربه ثابت کرده همیشه تاوان دادن و آسیب دیدن.
Repost from "مردی به نامِ قاف"
بدون معده نمیشه زندگی کرد؟ چون من الان بامعده درد زندگیم کاملا مختله.
اون لحظهای که دیگه حال بد و غمگینی و ناراحتی با خوابیدن و پرخوری و گریهکردن خالی نشد، تهِ فاجعهست.
آسمان ، صفحه ای از زندگی و زندگانی
گاهی سیاه و تیره گاهی ابی و روشن
در تک به تک ابر هایش داستانی نگفته و غمگینی ست
آخ که روزی برسد ابر بگرید و انگاه دیده شود داستان غم زده ی این سکونتگاه ابی ؛
دلنوشته
