𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾🆕
Відкрити в Telegram
A safe house for all the vampires🩸 Talk to me? @Ewanibot Challenges : @deadvampire_7
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
713
Підписники
+624 години
+107 днів
+15130 днів
Архів дописів
Repost from 𝓛𝘰𝘷𝘦 𝘪𝘯𝘴𝘢𝘯𝘦
🏷ایـن پـیام رو فوروارد کـنید!
اسم شـیپ مورد علاقـہتون + اسم یک آهـنگ رو بگید.
📜تا من طبق لـیریک اون آهـنگ براے شـیپتون یک متن بنویسم و تقدیمتون کنم.
جوین باشید.
Limit: 6
Repost from دنیـای خاکستـری
البته هیسونگ بیرون رفتن هم دوست داره، اما به عنوان یه امگای تنها که حتی جفت یا دوستی هم نداره، گشتن توی جامعه خیلی ترسناکه.اوه…
چشمهایی که حالا منتظر خاموش شدن چراغهای خونهی جیک بودن، منتظر لحظهای که همسر و بچهش بیدفاع و تنها داخل خونه خواب باشن؛ هیسونگ فقط منتظر بود. منتظر لحظهای که بالاخره نوبت خودش برسه.هیسونگ تو که واقعا نمیخوای....
برخلاف انتظارش، چند قدم جلو اومد و بیهوا لبای همسرش رو بوسید و نفس عمیقی کشید، همین حرکت سریع باعث شد جیک خودشو عقب بکشهاون لبا مال تو نیست بکش کناررر
گونههاش ناخوداگاه با تصور پسر مورد علاقش رنگ گرفت و همینکه متوجهش شد عقب رفت و دستپاچه پالتوش رو پوشید.عاشق و دلباخته شدی رفت-
— همین جملهت دقیقاً باعث میشه بیشتر نگران بشم... از بس با دیوونهها سر و کله زدی، داری کمکم عقل خودتم از دست میدی.اونا نباید اصولا عقلشون رو از دست بدن-
برای اولین بار با خودش فکر کرده بود که چقدر دلش میخواست به جای اون زن، هیسونگ همین حالا کنارش دراز کشیده بود؛ اینکه میتونست خودش رو توی آغوش گرمش پنهان کنه و برای چند دقیقه هم که شده، تمام چیزهایی که توی سرش میگذشت رو فراموش کنه.اخ پسر نازم.... ای کاش واقعا هیسونگ بود( به زودی میاد)
