𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾🖤
Відкрити в Telegram
A safe house for all the vampires🩸 Talk to me? @Ewanibot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
491
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
ببخشید که تنهات گذاشتم هیونگ. نتونستم نبودت رو تحمل کنم.
وقتی دست اون دختر رو توی دستت دیدم، وقتی دیدم چطور داری عاشقانه نگاهش میکنی، وقتی دیدم حلقه ای که با هم انتخاب کرده بودیم و تو وقتی دستم کردی گفتی این به هیچ کس به غیر تو نمیاد توی دستش بود، دیگه نتونستم تحمل کنم.
گفته بودی خیلی دوستم داری، گفتی هر چقدر هم بگذره نمیتونی کسیو پیدا کنی که بیشتر از من دوسش داشته باشی. پس اون دختر توی بغلت چی میگه؟
تو قول داده بودی عاشق کس دیگه ای به جز من نشی. جفتمون قول داده بودیم. اما فکر کنم تنها کسی که سر قولش موند من بودم.
حالا ، میخوام این قول رو تا ابد با خودم به زیر خاک ببرم.
یکی از چندین نامه پیدا شده در اتاق نیکی پس از مرگش
گاهی وقتا ادما تصمیمات عجیبی میگیرن. تصمیماتی که ممکنه بعدا خودشون بیشتر از بقیه ازشون پشیمون بشن. تصمیمات منم همینجورین. بیشتر از اینکه بقیه رو مورد ازار قرار بدن، پشیمون کنن یا ناراحت کنن، خودمو نابود میکنن.
وقتی تصمیم گرفتم برم، هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی دلم براش تنگ بشه. شاید بگم دوسش ندارم شاید بگم ازش متنفرم اما ته دلم، خودم هم میدونم هنوز منتظر برگشتشم.
وقتی تصمیم گرفتم بزارم از زندگیم بری، خیلی ازت خسته شده بودم. تو وجودمو نابود کردی. باعث شدی خود واقعیم رو نادیده بگیرم. الان که رفتی، حس میکنم خودمم اما جای خالیت، وجودم رو ازار میده.
نمیدونم از تصمیمی که گرفتم خوشحالم یا نه ولی، حداقل تونستم خودمو پیدا کنم. خود واقعیم. بدون تلاش واسه شبیه بقیه بودن، بدون تلاش واسه شبیه علایق تو بودن و بدون تلاش واسه مورد قبول دیگران بودن. اگه الان ببینیم میگی "تو مثل قبل نیستی" و باید بگم اره. کسی که تو میشناختی بازتابی از علایق خودت بود. عروسک خیمه شب بازیت اما کسی که الان جلوته، من واقعیم.
درسته از نبودت ناراحتم، اما خوشحالم که خودت با پای خودت از زندگیم رفتی.
نوشته های پنهان ئیوان، ۳ اوریل ۲۰۲۶
من دوستت نداشتم؟ من با تمام وجودم عاشقت بودم هیونگ. تو بهترین فردی بودی که توی کل عمرم دیده بودم. تنها کسی که هیچ وقت فکر نمیکردم ترکم کنه، ولی کرد.
قول داده بودی نمیری. قول داده بودی تو هم مثل بقیه ترکم نمیکنی. این بود قولت هیونگ؟ من بهت اعتماد کردم هیونگ اما تو تنهام گذاشتی. مثل بقیه.
به خودم قول دادم بدون تو هم دووم بیارم ولی وقتی دستت رو توی دست اون دختر دیدم، دیگه نتونستم. ببخشید اگه زدم زیر قولم. این دنیا نشد، اون دنیا میبینمت هیونگ.
نامه ی پیدا شده از نیکی در بالین جنازه اش
List of fiction:
Heeki...
Letters: 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6Jaywon...
My little cat Friends? My lightSunki...
First meetHeejake...
Basketball AccidentSunsun...
Skate class Fall in loveJayhoon...
Step brotherHeejay...
My familySunjake...
ANGEL CompanyHeesun...
GoodbyeSunwon...
CelebrateHoonki...
Snowy dayHeehoon...
DebutWonki...
Christmas giftJayki...
Fall in what?: p1 , p2Yunki
New reason : p1 , p2 , p3 , p4 , p5 , p6 , p7
