uk
Feedback
خانه کتاب کالاگان

خانه کتاب کالاگان

Відкрити в Telegram

نشانی: بندر انزلی- خیابان سی‌متری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحه‌ای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعه‌ها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
2 120
Підписники
+724 години
+377 днів
+20730 днів
Архів дописів
کلمه‌هایی که ترجمه نمی‌شوند بعضی کلمه‌ها چمدانشان را می‌بندند، از زبانی به زبان دیگر سفر می‌کنند و دیگر هرگز برنمی‌گردند. نه به این دلیل که بیگانه‌اند، چون در مقصد، کسی برایشان جانشین پیدا نکرده است. 🦢 دژاوو | Déjà vu 🇫🇷 در فرانسوی، déjà یعنی «قبلاً، پیش‌تر» و vu صورتِ اسم مفعولِ فعل voir به معنی «دیدن» است؛ بنابراین déjà vu به معنای تحت‌اللفظیِ «قبلاً دیده‌شده» یا «پیش‌تر دیده‌شده» است. اما دژاوو فقط «دیدن دوباره» نیست. اصطلاحی است برای آن احساس عجیب و آشنایی که ناگهان در یک موقعیت تازه به سراغمان می‌آید؛ انگار این صحنه، این مکان یا این لحظه را قبلاً تجربه کرده‌ایم، در حالی که می‌دانیم احتمالاً چنین نبوده است. در فارسی، «دژاوو» تقریباً همان معنای اصلی خود را حفظ کرده و به‌عنوان یک اصطلاح رایج به کار می‌رود. معادل فارسی: «آشناییِ کاذب»، «احساسِ پیش‌تر تجربه‌شدن» یا «احساسِ آشناییِ ناگهانی»؛ هرچند هیچ‌کدام به اندازه‌ی «دژاوو» کوتاه و جاافتاده نیستند.

Soheil Peyghambari – Bazsaziye Khaterat.mp33.70 MB

به آنچه دیده‌ام از خلق، اعتمادی نیست که می‌زنند در این شهر بر نقاب، نقاب.. #فاضل_نظری

واژه‌های مهاجر بخش زیادی از واژه‌های روسی در دورهٔ قاجار و اوایل پهلوی، به‌ویژه از راه قفقاز و شمال ایران، وارد فارسی شدند. بعضی از آن‌ها آن‌قدر جا افتاده‌اند که کمتر کسی به ریشهٔ روسی‌شان فکر می‌کند. سماور: Самовар (samovar) استکان: Стакан (stakan) [خود واژه روسی نیز ریشه‌ای ترکی دارد و برخی آن را ترکیبی از واژه‌های ترکی «ایستی» (به معنی گرم) و «کان» (به معنی ظرف یا مکان) می‌دانند. شایعه ساختگی انگلیسی بودن این واژه با عبارت East Tea Can صحت ندارد و یک افسانه عامیانه است] پیراشکی: Пирожки (pirozhki) [ریشه‌ای روسی و اسلاوی دارد. این واژه از جمع کلمه روسی «پیرُشک» (пирожок - pirozhok) یعنی «پای کوچک» گرفته شده است. خود این کلمه نیز به ریشه قدیمی‌تر اسلاوی یعنی «پیروگی» (пирог - pirog) به معنای پای، نان یا خمیر پرشده می‌رسد.] کالسکه: Коляска (kolyaska) چمدان: Чемодан (chemodan) [همان واژه فارسی «جامه‌دان» است که به زبان روسی رفته (чемодан) و پس از تغییر تلفظ، دوباره به صورت «چمدان» به زبان فارسی بازگشته است]

یک شهر، چند قصه پاریس؛ آن‌طور که نویسنده‌ها دیدند بعضی شهرها را نویسنده‌ها نمی‌نویسند؛ هر نویسنده، فقط یکی از چهره‌های پنهان شهر را پیدا می‌کند. پاریس برای ویکتور هوگو، شهری تاریخی و رازآلود است؛ شهری که در گوژپشت نتردام، کوچه‌ها، میدان‌ها و کلیسای نتردام، فقط پس‌زمینه‌ی قصه نیستند؛ خودشان بخشی از داستان‌اند. برای اونوره دو بالزاک، پاریس شهرِ طبقه‌هاست؛ شهرِ فاصله‌ی میان اشراف و فرودستان، خانه‌های مجلل و اتاق‌های محقر، جاه‌طلبی و سقوط. در جهان بالزاک، گاهی حتی محله‌ای که آدم در آن زندگی می‌کند، بخشی از سرنوشت اوست. امیل زولا پاریس را از پشت ویترین‌های درخشانش بیرون می‌آورد و به میان بازارها، مغازه‌ها و خیابان‌های شلوغ می‌برد؛ پاریسی پرهیاهو که فقر، گرسنگی و زندگی روزمره، هم‌زمان با شکوه شهر جریان دارند. برای ارنست همینگوی، پاریس بیش از آن‌که یک شهر باشد، خاطره‌ی جوانی است. کافه‌ها، کتاب‌فروشی‌ها، خیابان‌گردی‌ها و روزهای سخت و شیرین یک نویسنده‌ی جوان در پاریس، شهری می‌سازند که انگار بخشی از جوانی او برای همیشه در آن جا مانده است. جورج اورول اما ما را به پاریسی می‌برد که معمولاً در کارت‌پستال‌ها دیده نمی‌شود؛ پاریسِ کارگران، آشپزخانه‌های هتل، اتاق‌های ارزان و گرسنگی. در “آس‌وپاس‌ در پاریس و لندن” شهر را از چشم کسانی می‌بینیم که در حاشیه‌ی آن زندگی می‌کنند. در آثار پاتریک مودیانو، پاریس به نقشه‌ای از خاطره تبدیل می‌شود؛ خیابان‌ها و آدرس‌ها سرنخ‌هایی برای پیدا کردن آدم‌های گمشده و گذشته‌ای هستند که هنوز در گوشه‌وکنار شهر باقی مانده است. و در آذربادِ نسیم مرعشی، پاریس چهره‌ای معاصر و متفاوت پیدا می‌کند: شهرِ مهاجران و پناهجویانی که به جایی رسیده‌اند، اما هنوز گذشته و خانه‌ی قبلی‌شان را با خود حمل می‌کنند. هفت نویسنده، هفت نگاه، هفت پاریس: پاریسِ هوگو؛ تاریخ و افسانه. پاریسِ بالزاک؛ طبقه و جاه‌طلبی. پاریسِ زولا؛ فقر و زندگی روزمره. پاریسِ همینگوی؛ جوانی و خاطره. پاریسِ اورول؛ فرودستان و بقا. پاریسِ مودیانو؛ گذشته و حافظه. پاریسِ مرعشی؛ مهاجرت و بی‌خانمانی. پاریس که همان یکی است؛ اما در ادبیات، به تعداد چشم‌هایی که آن را دیده‌اند، پاریس وجود دارد. #کالاگان #یک_شهر_چند_قصه

به‌به آقای کاظم بهمنی، به‌به: «پیش از آنی که بخواهی از کنارت می‌روم تا بدانی عذرِ ما را خواستن، کار تو نیست»

مثلاً فکر کن تو آرژانتین مثلاً فکر کن که من ایران مثلاً فکر کن خدا داور باخت حقم نبود... می‌فهمی ؟؟ #امید_صباغ_نو

«با آن‌که همه‌چیز عادی به نظر می‌رسید، گاهی باورم نمی‌شد که این زندگی واقعاً زندگیِ من است… دردهایی که درست فهمیده نشوند، درم
«با آن‌که همه‌چیز عادی به نظر می‌رسید، گاهی باورم نمی‌شد که این زندگی واقعاً زندگیِ من است… دردهایی که درست فهمیده نشوند، درمان هم نمی‌شوند.» جومپا لاهیری | مترجم دردها

Fardin Khalatbari - 02 - Madreseye Sharif.mp36.18 MB

لطف کن لب‌های خود را بیش از این قرمز مکن رحم کن بر این دلِ ویرانِ استقلالی‌ام #کنعان_محمدی

معرفی کتاب | داستان فیلم؛ تاریخ سینما از آغاز تا امروز تاریخ سینما را می‌توان از خلال نام‌ها، تاریخ‌ها و جنبش‌ها روایت کرد؛ ا
معرفی کتاب | داستان فیلم؛ تاریخ سینما از آغاز تا امروز تاریخ سینما را می‌توان از خلال نام‌ها، تاریخ‌ها و جنبش‌ها روایت کرد؛ اما مارک کازینز راه دیگری را انتخاب کرده است: روایتِ خودِ سینما. «داستان فیلم» سفری است از نخستین سال‌های تولد این هنر تا سینمای معاصر؛ سفری میان فیلم‌ها، فیلم‌سازان و ایده‌هایی که زبان سینما را شکل داده‌اند. کازینز در این کتاب، به‌جای تمرکز صرف بر هالیوود، نگاهی گسترده و قصه‌گونه به سینمای جهان دارد و خواننده را از اروپا و آمریکا تا آسیا و دیگر نقاط جهان همراه خود می‌برد. این کتاب یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار تاریخ‌نگاری سینما در سال‌های اخیر است. نویسنده: مارک کازینز مترجم: محمدصادق صادقی‌پور ناشر: ققنوس

Triolet Band – Sarkhoshan Waltz.mp33.65 MB

امشب در هم‌صحبتیِ دلنشین با علیرضا بدیع، این چند بیتِ خوش‌تصویر و دلبرانه را از او شنیدم؛ دلم نیامد فقط برای خودم نگه‌شان دارم: بادِ شالیزار، شالت را به رقص آورده است هیچ‌کس جز من مبادا دست در مویت کند خوش به حالِ بوته‌ی یاسی که در ایوانِ توست می‌تواند هر زمان دلتنگ شد، بویت کند #علیرضا_بدیع

معرفی کتاب | عشق‌های خنده‌دار «عشق‌های خنده‌دار» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه میلان کوندراست؛ کتابی درباره‌ی عشق، اما نه عشق
معرفی کتاب | عشق‌های خنده‌دار «عشق‌های خنده‌دار» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه میلان کوندراست؛ کتابی درباره‌ی عشق، اما نه عشقِ افسانه‌ای و بی‌نقص. کوندرا در این داستان‌ها به سراغ لحظه‌هایی می‌رود که آدم‌ها در رابطه‌هایشان نقش بازی می‌کنند، خودشان را پنهان می‌کنند، می‌خواهند دوست داشته شوند یا گاهی حتی از عشق برای اثبات خودشان استفاده می‌کنند. طنز ظریف کوندرا، پشتِ جدی‌ترین احساسات انسانی را نشان می‌دهد؛ جایی که عشق، غرور، میل، تنهایی و نیاز به دیده‌شدن در هم می‌آمیزند. در جهان کوندرا، گاهی چیزی که برای ما بسیار جدی و سرنوشت‌ساز است، از بیرون می‌تواند عجیب و حتی خنده‌دار به نظر برسد. «ما با چشمانی بسته از میان زمان حال عبور می‌کنیم؛ فقط می‌توانیم حدس بزنیم و احساس کنیم که واقعاً چه چیزی را تجربه می‌کنیم. بعدها، وقتی چشم‌بند از روی چشمانمان برداشته می‌شود، به گذشته نگاه می‌کنیم و می‌فهمیم چه چیزی را زیسته‌ایم و چه معنایی داشته است» [از متن کتاب]

كالثّلجِ الأوّلِ أنتَ، تأتي بالفرحِ دونَ أن تعلم. تو شبیه اولین برفی؛ می‌آیی و خوشحالم می‌کنی؛ بی‌آن‌که بدانی.

انزلی | خواننده آیدین دخانی

معرفی کتاب | ده‌تایی‌ها یک راه ساده برای ورود به دنیای داستان کوتاه گاهی برای آشنایی با ادبیات جهان، لازم نیست سراغ رمان‌های
معرفی کتاب | ده‌تایی‌ها یک راه ساده برای ورود به دنیای داستان کوتاه گاهی برای آشنایی با ادبیات جهان، لازم نیست سراغ رمان‌های بلند رفت. مجموعهٔ «ده‌تایی‌ها»ی انتشارات نقش و نگار، راه دیگری پیش پای خواننده می‌گذارد: هر جلد، ده داستان کوتاه را با یک موضوع یا فضای مشترک کنار هم می‌نشاند؛ ده روایت کوتاه که می‌شود در چند شب خواند و با نویسندگان و سبک‌های مختلف آشنا شد. مزیت این مجموعه در همین ایجاز و تنوع است. خواننده بدون آن‌که درگیر یک کتاب قطور شود، می‌تواند در هر جلد با چند جهان و چند نگاه متفاوت روبه‌رو شود؛ از داستان‌هایی دربارهٔ عشق و موسیقی گرفته تا تنهایی، سفر، خاطره و مرگ. اگر به داستان کوتاه علاقه دارید یا می‌خواهید تازه وارد دنیای ادبیات داستانی شوید، «ده‌تایی‌ها» از آن مجموعه‌هایی است که می‌شود از هر جلدش شروع کرد؛ بی‌آن‌که نگران ترتیب خواندن باشید. #معرفی_کتاب #داستان_کوتاه #ده_تایی_ها

🦢 در فرانسوی، بسیاری از صفت‌ها برای مذکر و مؤنث شکل متفاوتی دارند؛ مانند: heureux → heureuse (خوشحال) inquiet → inquiète (نگ
🦢 در فرانسوی، بسیاری از صفت‌ها برای مذکر و مؤنث شکل متفاوتی دارند؛ مانند: heureux → heureuse (خوشحال) inquiet → inquiète (نگران) fatigué → fatiguée (خسته)

با احترام موجود شدند.
+1
با احترام موجود شدند.