Looking for Alaska
Відкрити в Telegram
آقا یک لیوان قهوه مارو نجات داد. https://t.me/XBCHATBot?start=sec-hfdajjjcec
Показати більшеІран133 423Категорія не вказана
371
Підписники
-924 години
-327 днів
+15430 день
Архів дописів
Repost from Death whispered a lullaby
مایل بودید این پیام رو فوروارد کنید + عکس موردعلاقتون از اینجا، و پستی که حس میکنید خیلی دیده نشده رو منشن کنید تا اینجا بزارمش.
منِ معمولی؛
فهمیدهام که معمولی بودن شجاعت میخواهد.
آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد، نه نقاشی را میگذارد کنار نه دماغش اگر معمولی است را عمل میکند، نه غصه میخورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستورانهای معمولی را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را، نه حق پوشیدن یک سری لباسها را، حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی میکنند.
هراس هبوط(سقوط) در لایه آدمهای "معمولی ".
و این هراس میتواند حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان در بیاورد. تصمیم گرفتهام خودِ معمولیام را پرورش دهم. نمیخواهم دیگر آدمها مرا فقط با "ترین" هایم به رسمیت بشناسند.
از حالا خودِ معمولیام را به معرض نمایش میگذارم و به خودِ معمولیام عشق میورزم و به آدمها هم اجازه میدهم به من معمولی عشقِ بورزند.
از انحصار جملهی"فقط با تو"خوشم میاد؛
فقط با تو راحتم، فقط با تو حرف میزنم، فقط با تو مهربونم، فقط با تو دلم آروم میگیره، فقط با تو این مدلیام، فقط با تو خوده واقعیم هستم.
