غرق در سکوت
Відкрити в Telegram
ناراحت کننده بود،اما زندگی جریان داشت.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
246
Підписники
+1024 години
-87 днів
-5230 днів
Архів дописів
246
نه، کسی تصمیم نگرفته است، خودم اینطور خواستهام؛ تقدیرِ من این بوده. من دیگر از کسی گله ندارم، چون خودم را به کلی فراموش کردهام.»
زندهبهگور
246
«میدانی چه چیز بیشتر از همه مرا رنج میدهد؟ اینکه ما واقعا لایق خوشبختی و زندگی راحتی هستیم، اما دائم مجبوریم برای اندکی زندگی بجنگیم و بمیریم.»
246
خستم
کلا خستم،دیروز تمام مدت به یه نفر و کاراش فک کردم، از لحاظ جسمی،روحی و فکری خستم...
246
شازده کوچولو پرسید: کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت: از وقتی که بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره.
246
آن که رفته هم روزی برمیگردد، اما آن روز تو دیگر آدم سابق نیستی که بودنش را بپذیری؛ تو زندگی کردن بدون او را خیلی خوب یاد گرفته ای...
