uk
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Відкрити в Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 007
Підписники
+224 години
-597 днів
+21330 днів
Архів дописів
Голосове повідомлення01:11

photo content

454_106497544587098.mp33.10 MB

کی‌قبل‌ِرفتنش‌عزیزشو‌بوسیده؟
کی‌قبل‌ِرفتنش‌عزیزشو‌بوسیده؟

«معشوقِ موفرفری‌اش، با گیسوانی که باد آرام میانشان می‌رقصید، بر مزار عشقش نشست؛ انگار هر پیچِ موهایش روایتِ دلتنگی‌هایی بود که هنوز در دلِ خاک نجوا می‌شد...»

سَرِخَم‌قد‌غن.

‏فردوسیِ دیگری بباید، شاهنامه‌ای از نو بسراید.🕊
‏فردوسیِ دیگری بباید، شاهنامه‌ای از نو بسراید.🕊

تو اون‌قدر زندگیم بودی، که با مرگم نمی‌میرم...

497_106406439385954.mp310.00 MB

ورنه، این ستاره بازی حاشا چیزی بدهکار آفتاب نیست نگاه از صدای تو ایمن می‌شود. چه مؤمنانه نام مرا آواز می‌کنی! و دلت کبوتر آتشی‌ست، در خون تپیده به بام تلخ. با این همه چه بالا چه بلند پرواز می‌کنی!
- احمد شاملو

پس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانی است، که آزادی را به لبان برآماسیده‌ی گل سرخی پرتاب می‌کند؟

مرا تو بی‌سببی نیستی به راستی صلتِ کدام قصیده‌ای ای غزل؟ ستاره بارانِ جواب کدام سلامی به آفتاب از دریچه‌ی تاریک؟ کلام از نگاهِ تو شکل می‌بندد خوشا نظر بازیا که تو آغاز می‌کنی!

پسر کو ندارد نشان از پدر واقعا.
+1
پسر کو ندارد نشان از پدر واقعا.

ارادت ما به نور از بین نمیره، حالا تو هرچقدر که برمیاد ازت، تاریک شو شب.

415_106284340250445.mp39.92 MB

زنده‌باد آزادی زنده‌باد ایران...🤍

هیچکس جز خودمون، قادر به مارو زندگی کردن نیست. هیچکس جز ما، نمیتونه زیر بار چنین سوگ ژرف و دیوانه‌کننده‌ای، همچنان حفظ امید کنه و منتظر روز جزا باشه. اگرچه خسته‌ایم، ذله از زندگی و داغدار، زنده باد ما.

خونه‌ی مامان‌بزرگ هنوزم بوی زندگی میده...

photo content
+1

می‌گویند: «می‌دانی وطن یعنی چه؟ وطن یعنی همه‌ی این‌ها نباید اتفاق می‌افتاد.» نه. اتفاقاً شاید تنها این‌جا بود که معنای وطن بودن اتفاق افتاد. وطن یعنی پدری که جنازه‌ی فرزند خود را تحویل نگرفت تا فرزند پدر دیگری را نجات دهد. وطن یعنی مادری که بر سر مزار فرزند خود دست زد و کمر خم نکرد. وطن یعنی فرزندی که مادرش را از او گرفتند و تنها خواست که اسم مادرش هم خوانده شود. وطن یعنی خون من و تو. وطن یعنی تو. وطن یعنی “ما”. ‌‌وطن یعنی معنیِ “ما” بودن. مایی که همیشه جنگیدیم، هنوز هم می‌جنگیم و خواهیم جنگید. با خون و استخوان‌مان. با جان‌مان. “ما” بی‌شماریم. و وطن یعنی همین.