uk
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Відкрити в Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 038
Підписники
-2424 години
+1997 днів
+24930 днів
Архів дописів
من سال‌هاست مرزها را باور نمی‌کنم. آخر مگر می‌شود بینِ دریا و موج خط کشید؟ بینِ باد و بوی گیسوانِ تو؟ بینِ من و تو؟ من از همان روز که نامت را برای اولین بار بلند گفتم، کم‌کم از خودم کم شدم. آن‌قدر که حالا هرجا اسمِ مرا صدا می‌زنند، تو برمی‌گردی... دیگر خودم را نمی‌بینم، فقط رد تو را می‌بینم که آرام از میانِ صورتم عبور می‌کند.

پنجره به سمتِ تو باز مانده. باد از پس پنجره، موهای خرمایی‌ات را شانه می‌کند. از لابه‌لای هر تار، نامِ تو را از روی لب‌های من برمی‌دارد و با خودش می‌برد. از کوه می‌گذرد. در جنگل گم می‌شود. خودش را می‌رساند به دریا. بعد سکوت می‌آید. سکوت آواز می‌شود. آواز پرنده می‌شود. پرنده پرواز می‌شود. پروازی به سوی اسکله‌ی آغوشِ تو. اسکله دست‌های تو را به یادم می‌آورد. من به دستانت محتاجم؛ دلم می‌خواست همه‌چیزم را بدهم و دستت را تاابد در دستم بگیرم. تمامِ شهر را گشته‌ام. هیچ‌جا به اندازه‌ی دست‌های تو خانه نبود. کف دستت، تنها وطنی بود که هیچ مرزی نداشت.

من درخت شدم، سایه شدم، کوچه شدم، تا اگر روزی از آدرسِ تمامِ جهان خسته شدی، هنوز راهِ خانه را در من گم نکنی... ریشه‌هایم را آن‌قدر در خاک این سرزمین فرو بردم که شاید روزی از زیرِ تمامِ شهر بگذرم و بی‌صدا به قدم‌های تو برسم.

من از نبودنت خانه نساختم؛ دریا ساختم. هر صدف، دستی بود که به تو نرسید. هر قایق، نامه‌ای که هرگز نفرستادم. هر موج، راهی بود که مرا به تو می‌رساند. خانه که تو بودی... دریا تو بودی.

دریا تمامِ رودها را در آغوش می‌گیرد؛ کاش کسی می‌گفت این همه اشک، آخرش به کدام دریا می‌ریزد؟ من از گریه رود نمی‌شوم. رود از من نشأت می‌گیرد. رود پل می‌شود. پل راه می‌شود. راه نامِ تو را از بَر می‌کند.‌ می‌بینی؟ همه‌ی راه‌های زندگی من به تو ختم می‌شود. به تو و برای تو.

از تمامِ ایستگاه‌ها می‌گذرم، اما قطار هنوز در ایستگاهِ چشم‌های تو توقف کرده. بگو به کدام سمتِ جهان بروم که جاده مرا دوباره به نامِ تو نخواند؟ من هرچه رفتم، زمین گردتر شد. هرچه گردتر شد، باز به تو رسید.

photo content

این پست از چنل و این پیام رو فور کنید چنلتون؛
به چند نفرتون رندوم استارز بدم🧋

photo content
+1

Repost from a
این پیام رو فوروارد کنید منم چنل‌هاتون رو با دقت نگاه میکنم و زیباترین پستی که دارید رو فوروارد میکنم اگر هم نظرتون رو راجب به اینجا بگید منم نظرم رو راجب یا چنل یا ادمین میگم
جوین بودنتون اهمیتی نداره(اما باعث افتخاره)
بعد از خط زدن برای آشنا ها پارتی بازی هم میکنم

sticker.webp0.06 KB

Repost from 𝐃𝐑𝐀𝐗
استارز ⭐️
جوین باشید لطفا

Repost from 𝐃𝐑𝐀𝐗
این وسط بچه هایی که جدید اومدین لینک بدین بیام چنلتون . . . @DeraxcannelBot

Repost from 𝐃𝐑𝐀𝐗
استارز ⭐️
جوین باشید لطفا ✔️

چرا که نه! اول یه قابلمه آب رو با یه قاشق نمک و یه کم روغن بذار بجوشه، بعد پنه‌ها رو بریز توش تا آل‌دنته (نه له، نه سفت) بپزن.🍝 هم‌زمان، مرغ‌های تکه‌ای رو با کره و یه کم روغن تفت بده. وقتی رنگشون عوض شد، سیر رنده‌شده رو اضافه کن، بعد قارچ‌ها رو بریز تا آبشون کامل کشیده بشه. شیر و خامه رو جداگونه باهم ترکیب کن و تو یه ماهیتابه جدا با کره بریز تا خوب ترکیب بشن و قل بخوره. حالا مرغ و قارچ رو اضافه کن، بعد پنیر پارمزان، نمک، فلفل سیاه و یه ذره آویشن. بذار یکی دو دقیقه قل ریز بزنه تا سس غلیظ و خوشگل بشه. آخر سر پنه‌های آبکش‌شده رو بریز توی سس و آروم هم بزن تا همه‌شون حسابی آغشته بشن. اگه دوست داشتی، آخرش یه کم جعفری خردشده هم بریز روش. عصاره‌ی عشق هم یادتون نره!😭🤍🍝 فقط یه نکته‌ی کوچولو هم بگم؛ پنه آلفردوی کلاسیک معمولا شیر نداره و فقط با کره، خامه و پارمزان درست می‌شه. ولی نسخه‌ای که ما بیشتر تو ایران درست می‌کنیم، معمولا شیر هم داره تا سسش لطیف‌تر و رقیق‌تر بشه. اگه چیزی رو جا انداختم ببخشیدد...

رسپی میذاری برامون خانم خوشگله؟

sticker.webp0.26 KB

خوش به حال اونی که کنار ایستاده تا همچین بانوی زیبایی پاستا درست کنه براش^^🫠🫠

4_5960996766659647788.mp394.93 MB