دِࢪیا؛
الذهاب إلى القناة على Telegram
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 045
المشتركون
-2724 ساعات
+2167 أيام
+26630 أيام
أرشيف المشاركات
1 039
من سالهاست مرزها را باور نمیکنم. آخر مگر میشود بینِ دریا و موج خط کشید؟ بینِ باد و بوی گیسوانِ تو؟ بینِ من و تو؟ من از همان روز که نامت را برای اولین بار بلند گفتم، کمکم از خودم کم شدم. آنقدر که حالا هرجا اسمِ مرا صدا میزنند، تو برمیگردی... دیگر خودم را نمیبینم، فقط رد تو را میبینم که آرام از میانِ صورتم عبور میکند.
1 039
پنجره به سمتِ تو باز مانده. باد از پس پنجره، موهای خرماییات را شانه میکند. از لابهلای هر تار، نامِ تو را از روی لبهای من برمیدارد و با خودش میبرد. از کوه میگذرد. در جنگل گم میشود. خودش را میرساند به دریا. بعد سکوت میآید. سکوت آواز میشود. آواز پرنده میشود. پرنده پرواز میشود. پروازی به سوی اسکلهی آغوشِ تو. اسکله دستهای تو را به یادم میآورد. من به دستانت محتاجم؛ دلم میخواست همهچیزم را بدهم و دستت را تاابد در دستم بگیرم. تمامِ شهر را گشتهام. هیچجا به اندازهی دستهای تو خانه نبود. کف دستت، تنها وطنی بود که هیچ مرزی نداشت.
1 039
من درخت شدم، سایه شدم، کوچه شدم، تا اگر روزی از آدرسِ تمامِ جهان خسته شدی، هنوز راهِ خانه را در من گم نکنی... ریشههایم را آنقدر در خاک این سرزمین فرو بردم که شاید روزی از زیرِ تمامِ شهر بگذرم و بیصدا به قدمهای تو برسم.
1 039
من از نبودنت خانه نساختم؛ دریا ساختم. هر صدف، دستی بود که به تو نرسید. هر قایق، نامهای که هرگز نفرستادم. هر موج، راهی بود که مرا به تو میرساند. خانه که تو بودی... دریا تو بودی.
1 039
دریا تمامِ رودها را در آغوش میگیرد؛ کاش کسی میگفت این همه اشک، آخرش به کدام دریا میریزد؟ من از گریه رود نمیشوم. رود از من نشأت میگیرد. رود پل میشود. پل راه میشود. راه نامِ تو را از بَر میکند. میبینی؟ همهی راههای زندگی من به تو ختم میشود. به تو و برای تو.
1 039
از تمامِ ایستگاهها میگذرم، اما قطار هنوز در ایستگاهِ چشمهای تو توقف کرده. بگو به کدام سمتِ جهان بروم که جاده مرا دوباره به نامِ تو نخواند؟ من هرچه رفتم، زمین گردتر شد. هرچه گردتر شد، باز به تو رسید.
1 039
Repost from آیموی|𝐈𝐌𝐎𝐕𝐈𝐄
𖣬𝐅𝐎𝐋𝐃𝐄𝐑𖣬
𖣬𝐅𝐎𝐋𝐃𝐄𝐑𖣬
𖣬𝐅𝐎𝐋𝐃𝐄𝐑𖣬
𖣬𝐅𝐎𝐋𝐃𝐄𝐑𖣬
𖣬𝐅𝐎𝐋𝐃𝐄𝐑𖣬
𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄
❰با چالشهای این چنل ممبرای چنلتو دوبرابر کن🤍🐚⛱❱
𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄
❰ممبرای چنلتو با این تعرفه ممبری بالا ببر و از پیشرفت چنلت لذت ببر🤍🐚⛱❱
𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄✨𖠄
❰تنها ربآت استارز رایگان و قابل اطمینان برای واریزی آنی استارز روی پستاتون بدون محدودیت🤍🐚⛱❱
برای آموزش ثبت استارز رایگان رو پست چنل قشنگت کلیک کن🦄🌟
1 039
چرا که نه! اول یه قابلمه آب رو با یه قاشق نمک و یه کم روغن بذار بجوشه، بعد پنهها رو بریز توش تا آلدنته (نه له، نه سفت) بپزن.🍝
همزمان، مرغهای تکهای رو با کره و یه کم روغن تفت بده. وقتی رنگشون عوض شد، سیر رندهشده رو اضافه کن، بعد قارچها رو بریز تا آبشون کامل کشیده بشه. شیر و خامه رو جداگونه باهم ترکیب کن و تو یه ماهیتابه جدا با کره بریز تا خوب ترکیب بشن و قل بخوره. حالا مرغ و قارچ رو اضافه کن، بعد پنیر پارمزان، نمک، فلفل سیاه و یه ذره آویشن. بذار یکی دو دقیقه قل ریز بزنه تا سس غلیظ و خوشگل بشه. آخر سر پنههای آبکششده رو بریز توی سس و آروم هم بزن تا همهشون حسابی آغشته بشن. اگه دوست داشتی، آخرش یه کم جعفری خردشده هم بریز روش. عصارهی عشق هم یادتون نره!😭🤍🍝
فقط یه نکتهی کوچولو هم بگم؛ پنه آلفردوی کلاسیک معمولا شیر نداره و فقط با کره، خامه و پارمزان درست میشه. ولی نسخهای که ما بیشتر تو ایران درست میکنیم، معمولا شیر هم داره تا سسش لطیفتر و رقیقتر بشه.
اگه چیزی رو جا انداختم ببخشیدد...
