کتاب و چای نَبات
Відкрити в Telegram
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
Показати більше2 434
Підписники
-824 години
-497 днів
-23930 днів
Архів дописів
2 430
📚بریده کتاب
دیگر تمام شد. حال برای مردن آماده ام. چند لحظهی دیگر همه را میبینم. اميدوارم خدا ما را از هم جدا نکند. نکند خدا یکی از ماها را به دوزخ ببرد، نه! اگر چنین کند، فریاد خواهم کشید. فریاد...#و_خدایان_دوشنبه_ها_میخندند #رضا_خوش_نظر
2 430
📚بریده کتاب
آه! کاش هيچگاه به دنیا نیامده بودم. بودن یا نبودنم یکی است.#و_خدایان_دوشنبه_ها_میخندند #رضا_خوش_نظر
2 430
«و خدایان دوشنبهها میخندند» رمانی اجتماعیـطنز از رضا خوشنظر است.
داستان دربارهی آدمهای معمولی و خستهای است که در روزمرگی، شکستها و بیعدالتیها گیر کردهاند، اما نویسنده با طنز تلخ و نگاه انتقادی این تلخی را روایت میکند.
کتاب ترکیبی از شوخی، تلخی، و تأمل دربارهی پوچی و وضعیت جامعه است؛ جایی که انگار «خدایان» به تلاشهای آدمها در دوشنبههای تکراری زندگی میخندند.
#و_خدایان_دوشنبه_ها_میخندند #رضا_خوش_نظر #رمان
2 430
📚بریده کتاب
عدهی زیادی به شام دعوت شده بودند. وقتی شام تمام شد، نژدانوف از شلوغی استفاده کرد و به اتاق خود خزید. میخواست با افکار خود خلوت کند.#خاک_بکر #ایوان_تورکنیف
2 430
«تورگنیف» از بین تمام رمان نویسان بزرگ قرن نوزدهم روسیه با روحیه ترین و انسان دوست ترین بود. و در «خاک بکر»، بزرگترین و جاه طلبانه ترین اثر خود ، نگرانی های عمیق روزافزون خود در مورد آینده کشور و مردمش بروز داده است. در قلب این کتاب داستان یک مرد جوان و یک زن جوان وجود دارد که حضور این دو در داستان باعث می شود روایت سیاسی تورگنیف در ماجرایی عاشقانه در هم آمیخته شود. این زوج عاشق در تلاشند تا در برابر استبداد قدرتمندان ، بدبختی های روزمره افراد بی قدرت و کنوانسیون های خفقان آور زندگی ولایتی، زندگی خود را از صفر بسازند. تورگنیف در این کتاب غنی و پیچیده ، یک داستان عاشقانه ، یک هجو اجتماعی ویرانگر و تلخ و شاید از همه متحیرتر ، یک جشن صمیمانه از زیبایی بی نظیر حومه روسیه و در آخر یک شاهکار غم انگیز خلق کرده است .
#خاک_بکر #ایوان_تورکنیف #رمان
2 430
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه ســواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن..-ژان دلابرویه
2 430
مثل خورشيد از پشت تاريكی های من درآمد و خنديد بی دريغ. مثل يک كشتی در دريای اشكهای من فرو نشست و غرق شد بی دليل. اين، همهی داستان بود.#نامه_های_عاشقانه #عباس_معروفی
2 430
بخش اول کتاب «نامههای عاشقانه» گفتگویی بین دو نفر برمبنای موضوعات مختلف عاشقانه است. راوی حرفهایش را با حروف پررنگ بیان کرده است و بانوی او با حروف نازک. بین دیالوگها از علامت @ استفاده شده؛ چنانکه معروفی میخواسته شعرهایش را مانند نامه در پایاپای گفتگوی اییمیلی خلق کند و مضمون آنها را عاشقانه و عاطفی آراسته است. دراین اثر انگار فضای دیگری جز او، بانوی او و خدا وجود ندارد. آنها باهم چرخ میزنند، کودکانه بازی میکنند، عشق میکنند، نفس میکشند، بیتابی میکنند، از دلتنگی میگویند، لحظهها را میشمارند، انتظار میکشند، همدیگر را در آغوش میگیرند و ستایش میکنند. و آنها از مستی خواب میگویند، از هوس و عشق… غرق در خیال شهر رویایی..
#نامه_های_عاشقانه #عباس_معروفی #شعر
2 430
📚بریده کتاب
پسرک گفت:« بعضی وقتها میترسم شماها بفهمین من معمولی ام.» موش کور گفت:« عشق و علاقه نیازی به خاص بودن نداره.»#پسرک_موشکور_روباه_اسب #چارلی_مکسی
2 430
چارلی مکسی بر اساس کوارتت معروف شخصیت هایش، در کتاب زیبای «پسربچه، موش کور، روباه و اسب»، الهام و امید را در زمانی نامشخص به خوانندگان خود می دهد. این کتاب، ماجرای پسر، موش کور، روباه و اسب، دوستی غیرممکن بین آنها و درس های حزن انگیز و جهانشمولی که با هم و از هم می آموزند را روایت می کند. این کتاب درخشان همراه با شوخ طبعی های مکسی، روایت دست نویس را با ده ها نقاشی شگفت انگیز می آمیزد. این کتاب جذاب با طراحی بسیار زیبایش گنجینه ای برای نسل های بعد است.
#پسرک_موشکور_روباه_اسب #چارلی_مکسی #رمان_داستانی
2 430
📚بریده کتاب
تلویزیون را روشن نکردم. به این نتیجه رسیده ام که وقتی حال آدم بد است، این لعنتی فقط حال آدم را بدتر می کند. یک مشت چهره ی خالی از روح که پشت سر هم می آیند و می روند و تمامی هم ندارند. احمق پشت احمق، احمق هایی که بعضا مشهور هم هستند.#عامهپسند #چارلز_بوکوفسکی
