uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

کتاب و چای نَبات

کتاب و چای نَبات

Відкрити в Telegram

به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژه‌ها، هم‌صحبتِ لحظه‌هایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️

Показати більше
2 434
Підписники
-824 години
-497 днів
-23930 днів
Архів дописів
4.mp364.15 MB

3.mp359.06 MB

2.mp370.03 MB

#کتاب_صوتی #ابله #فئودور_داستایوفسکی ترجمه سروش حبیبی با روایت #آرمان_سلطان‌زاده

ابله ترجمه سروش حبیبی (1).pdf6.75 MB

📚بریده کتاب
آه، چه آرزوهایی داشتم! الان دیگر هیچ چیز نمی‌خواهم. اصلا نمی‌خواهم که آرزویی داشته باشم . با خودم عهد کرده ام که هیچ نخواهم.
#ابله #فئودور_داستایوفسکی

📚بریده کتاب
من پول می‌خواهم وقتی پول داشته باشم آن وقت یک آدم متشخص خواهم بود. همین پول کثیف و نفرت انگیز حتی استعدادهای انسان را شکوفا می‌کند و تا آخر دنیا هم این قاعده پابرجا خواهد بود.
#ابله #فئودور_داستایوفسکی

ابله 3.pdf3.78 MB

ابله 2.pdf3.64 MB

ترجمه مشفق همدانی

کتاب ابله، رمانی نوشته ی فئودور داستایفسکی است که نخستین بار در سال 1869 منتشر شد و یکی از بهترین شخصیت های داستان های این نو
کتاب ابله، رمانی نوشته ی فئودور داستایفسکی است که نخستین بار در سال 1869 منتشر شد و یکی از بهترین شخصیت های داستان های این نویسنده—شاهزاده میشکین—را به مخاطبین خود معرفی کرد. شاهزاده میشکین پس از اقامتی بلندمدت در آسایشگاهی در سوییس به روسیه بازمی گردد. او که به خاطر بخشندگی و معصومیت خود در چشم جامعه به عنوان یک ابله تحقیر می شود، خود را در دوراهی انتخاب میان زنی ثروتمند و دختری زیبا و پاکدامن می یابد، در حالی که هر دوی آن ها امید دارند که میشکین را از آن خود کنند. اما شوربختانه به نظر می رسد که خوبی و صداقت میشکین برای هر کسی که با او ملاقات می کند، بدبختی و فاجعه به همراه می آورد. رمان ابله، یکی از شناخته شده ترین و تأثیرگذارترین آثار داستایفسکی است و به عنوان شاهکاری فراموش نشدنی در میان برترین آثار ادبی جهان، جاودان شده است.
#ابله #فئودور_داستایوفسکی #رمان

_روز رهایی
+1
_روز رهایی

#ترلان #فریبا_وفی
#ترلان #فریبا_وفی

📚بریده کتاب
«می‌دانی اگر اینجا نمی آمدم چکار می‌کردم؟» «نه.» «روی خودم نفت می‌ریختم و خودم را آتش می‌زدم.»
#ترلان #فریبا_وفی

ترلان فریبا وفی.pdf1.02 MB

شخصیت های اصلی داستان دو دختر به نام های ترلان و رعنا هستند؛ دو دوست هم مدرسه ای که تصمیم می گیرند پاسبان شوند. آن ها به تهرا
شخصیت های اصلی داستان دو دختر به نام های ترلان و رعنا هستند؛ دو دوست هم مدرسه ای که تصمیم می گیرند پاسبان شوند. آن ها به تهران می آیند و پس از گذراندن دوره ی آموزشی سخت و پررنج، سرانجام به آرزویشان می رسند. ترلان که دختری کتاب خوان و اهل نوشتن است درباره ی اتفاقاتی که در این محیط رخ می دهد می نویسد. او ساکت است و اهل رفتارها و کارهای دخترانه نیست.
#ترلان #فریبا_وفی #رمان

آدمی موجودی است که به همه چیز عادت می‌کند؛ این شاید بهترین تعریف او باشد. -داستایوفسکی

📚بریده کتاب
هیچکس تا ابد در سن ۲۲ سالگی نمی‌ماند. آدم بزرگ می‌شود و همه چیز تغییر می‌کند
#زن_همسایه #شاری_لاپنا

📚بریده کتاب
آن روزها فقط عشق را می‌شناخت، اما حالا هيچکس و هیچ چیز را نمی‌شناسد
#زن_همسایه #شاری_لاپنا

زن همسایه.pdf20.44 MB