کتاب و چای نَبات
Відкрити в Telegram
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
Показати більше2 441
Підписники
-1424 години
-497 днів
-24230 днів
Архів дописів
2 441
📚بریده کتاب
«شب، رازهایی دارد که تنها در سکوت میتوان فهمید؛و طوبی، زنی بود که میان تاریکی، معنای روشنایی را جستوجو میکرد.»#طوبی_و_معنای_شب #شهرنوش_پارسیپور
2 441
از پی هفت سال خشکسالی اینک دیوانه سه روز بود مدام میبارید و طبی با جارو به جان حوض افتاده بود تا لجن چسبناک و خشکیده هفت ساله را از دیواره هایش بتراشد و سطل سطل آب را به پاشویه بریزد تا به باغچه برود و باغچه را پر کند، و خاک، خاک تشنه در اسارت رویای آب اینک در رحمت آب غرق شود.دو زن حاج مصطفی از پشت پنجره به بیوه هیجده ساله می نگریستند.زن بزرگتر، عاقل تر و موذی تر در هراس این اندیشه بود که اگر حاجی ناگهان و بی خبر بیاید و بیمه نیمه لخت را در حوض ببیند چه خواهد شد.زن کوچکتر ساده و بچهگانه بود و در وسوسه که به طوبی ملحق شود و حوض را بشوید....
#طوبی_و_معنای_شب #شهرنوش_پارسیپور رمان
2 441
بریده کتاب📚
تمام لطف گریه کردن در این بود که پیش از اینکه لوث شود باید از آن دست کشید. تمام لطف غصه این بود که وقتی هنوز بی آلایش بود تمامش کنی وقتی هنوز معنایی داشت. چون به سادگی فاسد میشد، جلوی خودت را نمی گرفتی میدیدی داری به عمد به هق هق هایت آب و تاب میدهی.#جاده_انقلابی #ریچارد_ییتس
2 441
داستان این رمان که در سال 1955 اتفاق می افتد ، بر امیدها و آرزوهای فرانک و آوریل ویلر ، حومه نشینان مطمئن کانکتیکات تمرکز دارد.
در شماره اکتبر 1999 مجله بوستون ریویو ، ییتس در مورد موضوع اصلی خود نقل قول کرد: "اگر کار من موضوعی داشته باشد ، من گمان می کنم که یک موضوع ساده است: اکثر انسانها ناگزیر تنها هستند و تراژدی آنها در همین نهفته است." فرانک و آوریل با وجود همه امیدها و رویاهای شخصی خود قادر به برقراری ارتباط بین آنها نیستند. این سندرم در شخصیت های دیگر ، شپ و میلی کمپبل و آقای و خانم گیوینگز نیز مشاهده می شود. ناامیدی و اشتیاق ویلرز برای چیزی بهتر نشان دهنده بقایای پاره شده رویای آمریکایی است.
#جاده_انقلابی #ریچارد_ییتس #ادبیات_کلاسیک_تاریخی
2 441
من آرامش خیال را در همه چیز جسته ام اما آن را در هیچ کجا نیافته ام مگر در گوشه ای با کتابی#نام_گل_سرخ
2 441
بریده کتاب📚
هیچ چیز ناپایدارتر از صورت ظاهر نیست که همچون گلهای صحرایی با آمدن پاییز پژمرده و دگرگون میشود.#نام_گل_سرخ #اومبرتو_اکو
2 441
اولین رمان نویسنده ی ایتالیایی، اومبرتو اکو است که در سال 1980 برای اولین بار انتشار یافت. این اثر، یک داستان معمایی و تاریخی است که در صومعه ای ایتالیایی در سال 1327 میلادی می گذرد و به شکلی هنرمندانه، نشانه شناسی، تحلیل کتاب مقدس، مطالعات قرون وسطا و تئوری های ادبی را با ادبیات داستانی ترکیب کرده است. سال 1327 میلادی است و خانواده ی فرانسیسکان در کلیسایی ثروتمندانه به کفر و ارتداد متهم شده اند و «برادر ویلیام» از باسکرویل به منظور تحقیق و بازپرسی این پرونده آمده است. اما زمانی که هفت قتل عجیب بر این پرونده ی معمولی سایه می افکنند، برادر ویلیام به کارآگاهی جنایی تبدیل می شود. ابزار او برای حل این معماها، منطق ارسطویی، خداشناسی آکویناس و فرضیه های تجربی راجر بیکن هستند که همگی با طنزی گزنده و کنجکاوی بی حد و حصر به اوج خود رسیده اند. او شواهد و مدارک را جمع می کند، نمادها و نوشته های سری را رمزگشایی می کند و قدم به هزارتوی اسرارآمیز کلیسا می گذارد؛ جایی که در آن، جالب ترین چیزها در شب اتفاق می افتند
#نام_گل_سرخ #اومبرتو_اکو
2 441
#معرفی_کتاب✨️📚
از طریق این دریچه تاریخی، خوانندگان به بینشهایی در مورد ریشه های نبوغ انسانی، تولد کشاورزی و پیدایش جوامع پیچیده دست مییابند. همانطور که روایت پیش میرود، «این جهان گذرا» در میان فرورفتگیها و جریانهای تمدنها، از ظهور و سقوط امپراتوریها تا ایدههای انقلابی که روند رویدادهای انسانی را شکل دادهاند، حرکت میکند. کاوش کریستین شامل مسیرهای تجاری به هم پیوسته جاده ابریشم، تفکرات فلسفی یونان باستان و نوآوریهای تکنولوژیکی انقلاب صنعتی است. این کتاب به ماشین زمان تبدیل میشود، خوانندگان را به دورهها و قارهها منتقل میکند و درک جامعی از رشتههای متنوعی که روایت انسانی را تشکیل میدهند، ارائه میدهد. در پایان، «این جهان گذرا: تاریخچهی بشریت» به عنوان یک راهنمای استثنایی در میان راهروهای زمان ایستاده است و به خوانندگان فرصتی برای تفکر در سفر قابل توجه گونه ما در کیهان گسترده ارائه میدهد. داستانسرایی استادانه دیوید کریستین، همراه با رویکرد میان رشته ای او، این کتاب تاریخی را به روایتی جذاب تبدیل میکند که از مرزهای آکادمیک فراتر می رود.
#این_جهان_گذرا #دیوید_کریسچن #تاریخی_علمی
2 441
📚بریده کتاب
ما در زمان زندگی می کنیم، زمان ما را نگه داشته و به ما شکل می دهد، اما من هیچوقت آن را به درستی درک نکرده ام.#حس_یک_پایان #جولین_بارنز
2 441
این رمان، داستان مردی میان سال را روایت می کند که در حال دست و پنجه نرم کردن با گذشته ای است که هرگز سابقا روی آن تفکر و تعمق نکرده است؛ تا اینکه صمیمی ترین دوستان کودکی اش، یکی از آن ها از گور و دیگری که همیشه و همه جا حضور دارد، با حس انتقام به زندگی او باز می گردند. تونی وبستر، شخصیت اصلی این رمان، در این فکر بود که با ساختن زندگی جدیدی برای خود، همه ی اتفاقات گذشته را پشت سر گذاشته است و زندگی مشترکش با طلاقی مسالمت آمیز و زندگی حرفه ای اش با بازنشستگی زودهنگام به سرانجام خوبی رسیده است. اما تونی با میراثی مرموز از گذشته روبرو می شود که او را وادار می سازد درباره ی چیزهای زیادی تجدید نظر کند؛ چیزهایی که او گمان می کرد در تمام این مدت به طور کامل فهمیده و درک کرده است. او همچنین مجبور می شود باورش را از ماهیت وجودی و جایگاه خود در جهان اصلاح کند. رمان درک یک پایان، رمانی بسیار جذاب با ژرفایی احساسی و روان شناختی خیره کننده است که خواننده را ترغیب می کند بدون زمین گذاشتن کتاب، بی وقفه داستان را دنبال کند.
#حس_یک_پایان #جولین_بارنز #رمان
2 441
نویسندگان همهی جنوبها انگار بار سنگینی را به دوش میکشند که هیچگاه از دوششان برداشته نمیشود. نویسندگانی که از جنوب آمدهاند، از ایران تا آمریکا، همان جنوبهایی که شکل تمام عیار همان جنوبهای قصهها و افسانهها هستند، جنوبهای گرم، جنوبهای خشک، جنوبهای مرطوب، جنوبهای تبکرده، جنوبهای دلگیر و دلتنگ، همگی اگر هزاران کیلومتر از جنوبشان جدا شوند هم باز تا همیشه قصههایشان در آن جنوب خواهد ماند. «کارسون مکالرز» یکی از مهمترین نویسندگان تاریخ ادبیات است که از یک جنوب کلاسیک مهاجرت کرده ولی هیچگاه ذهن و زبانش از آن جنوب جدا نشده و در رابطهای عجیب با اقلیم و جغرافیای زادگاهش باقیمانده، در حرکتی سیال و همیشگی میان عشق و نفرت. کتاب «در جستوجوی یک پیوند» روایتگر یکی دیگر از آدمهای جنوبی مکالرز در یک شهر کوچک جنوبی دیگر است؛ دختری که هیچ پیوندی با جهان پیرامونش ندارد و این بیپیوندی لزوما خودخواسته نیست! فرنکی آدامز، دختر نوجوان رمان، به ازدواج برادرش به شکل اتفاقی نگاه میکند که میتواند جهان و آدمها را برایش قابل پیوند کند و این تنهایی عظیم را از او دور کند.
#در_جستوجوی_یک_پیوند #کارسون_مکالرز #رمان
2 441
«هیچچیز آنقدر که فکر میکردیم مهم نبود… جز چیزهایی که از دست دادیم.»— مارسل پروست
