uk
Feedback
کتاب و چای نَبات

کتاب و چای نَبات

Відкрити в Telegram

به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژه‌ها، هم‌صحبتِ لحظه‌هایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️

Показати більше
2 466
Підписники
-524 години
-447 днів
-25930 днів
Архів дописів
-
-

📚بریده کتاب
منظره ی میدان جنگ پس از نبرد باورکردنی نبود، هزار ها کشته همچنان سرپا بودند و تل کشته ها که روی هم تلنبار شده بود، مثل پشتبند دیوار آن ها را در هوا نگه می داشت. افسران فارغ التحصیل دانشکده ی سن سیر با کلاه گرد که پری سفید بالای آن بود و دستکش های سفید به جنگ می رفتند؛ مردن با دستکش سفید را شیک می دانستند!
#توپ_های_ماه_اوت #باربارا_تاکمن

📚بریده کتاب
۹ نوامبر از نامه های ستاد خیلی کفری ام روز و شب مدام از این کاغذ ها میفرستند و خواب راحت را از چشم ادم می‌گیرند. بعضی‌اش خیلی خیلی احمقانه و بیخودیست تازه دارد خوابم میبرد که امربر از راه می رسد و می پرسد هفته ی قبل گروهان من چند جفت جوراب داشت. می گویم ۱۴۱/۵ پشت بندش نامه می رسد لطفا فوری توضیح دهید چرا یک لنگه جوراب کم دارید؟ جواب مینویسم "چون گلوله ی توپ پای یک نفر را برد."
#توپ_های_ماه_اوت #باربارا_تاکمن

توپ های ماه اوت - باربارا تاکمن.pdf69.77 MB

کتاب توپ های ماه اوت، اثری نوشته ی باربارا تاکمن است که نخستین بار در سال 1962 به انتشار رسید. تاریخ نگار برجسته، باربارا تاک
کتاب توپ های ماه اوت، اثری نوشته ی باربارا تاکمن است که نخستین بار در سال 1962 به انتشار رسید. تاریخ نگار برجسته، باربارا تاکمن، در این اثر موفق و برنده ی جایزه ی پولیتزر، جانی تازه به نخستین ماه جنگ جهانی اول می بخشد: سی روز از تابستان سال 1914 که سرنوشت جنگ، قرن و درنهایت جهان امروز را تعیین کرد. تاکمن اثر خود را با مراسم خاکسپاری ادوارد هفتم آغاز می کند و قدم به قدم به بررسی اتفاقاتی می پردازد که به جنگی بزرگ و خانمان سوز منجر شدند. کتاب توپ های ماه اوت، اثری جامع، خیره کننده و بسیار آموزنده است که به دلیل توانایی مثال زدنی تاکمن در به تصویر کشیدن شخصیت واقعی عاملین کلیدی در وقوع جنگ، به اثری کلاسیک تبدیل شده که تا نسل ها، مخاطبین را به وجد خواهد آورد.
#توپ_های_ماه_اوت # باربارا_تاکمن #رمان

زندگی با من کینه داشت من به زندگی لبخند زدم، خاک با من دشمن بود من بر خاك خفتم.
شاملو

photo content

📚بریده کتاب
من فقط روی کاغذ میدانم چه بگویم در زندگی واقعی برای پیدا کردن جمله مناسب مشکل دارم.
#شهر_ممنوعه #در #ماگدا_سابو

📚بریده کتاب
مرده ها همیشه برنده اند؛ فقط زنده ها می بازند.
#شهر_ممنوعه #در #ماگدا_سابو

📚بریده کتاب
وقتی آدم ها میخواهند بروند ، بگذار بروند.
#شهر_ممنوعه #در #ماگدا_سابو

شهر ممنوعه .pdf17.41 MB

نویسنده ای جوان که سرش شلوغ است و در تلاش است که با کارهای خانه کنار بیاید ، خدمتکاری را که یکی از دوست هایش به او معرفی کرده
نویسنده ای جوان که سرش شلوغ است و در تلاش است که با کارهای خانه کنار بیاید ، خدمتکاری را که یکی از دوست هایش به او معرفی کرده را استخدام می کند. شهرت خدمتکار به قابل اعتماد بودن و راندمانی است که دارد. به همین دلیل او کمی عجیب وغریب به نظر می رسد. سرسخت است و بدزبان و بی اعتنایی آشکاری به نظرات کارفرمای خود دارد. با این اوصاف او حتی ممکن است دیوانه باشد. او به هیچ کس اجازه نمی دهد تا پا در خانه اش بگذارد. او خود را با یک حجاب می پوشاند و به همین اندازه هم از زندگی شخصی خود محافظت می کند. با این حال همانقدر که از امرنس می ترسند به او احترام هم می گذارند همانطور که داستان پیش می رود انرژی و اشتیاق او را برای کمک کردن بیشتر معلوم می شود، چیزی که هرگونه شک و تردید ناشی از رفتار عجیب او را از بین می برد.
#شهر_ممنوعه #در #ماگدا_سابو #رمان

+ ژینا یعنی چی؟ _ یعنی زندگی...
+ ژینا یعنی چی؟ _ یعنی زندگی...

📚

📚بریده‌ کتاب
ماتیو گفت به راستی که که زندگی دوزخ است. ایرن گفت یک دوزخ شیرین. - نه دوزخ تاریکی دوستیها و عشق بر پایه تردید و دوروئی و خواسته ها و منافع شخصی استوار است و همه ما در این دوزخ دست و پا می زنیم. ایرن گفت اما آزاد هستیم. ماتیو گفت: آزاد... در درون ما تضادهای خوفناک دست و پا می زند، حرص، طمع، کینه، دشمنی، شقاوت، دوروئی، با این حال چگونه می توانیم آزاد باشیم؟
#آخرین_مهلت #ژان_پل_سارتر

آخرین مهلت.pdf1.95 MB

داستان کتاب دقیقاً در سپتامبر سال ۱۹۳۸ می‌گذرد؛ یعنی در طول هشت روزِ منتهی به «معاهده مونیخ». در این بازه زمانی، جهان در آستا
داستان کتاب دقیقاً در سپتامبر سال ۱۹۳۸ می‌گذرد؛ یعنی در طول هشت روزِ منتهی به «معاهده مونیخ». در این بازه زمانی، جهان در آستانه جنگ جهانی دوم قرار دارد و هیتلر تهدید به حمله به چکسلواکی کرده است. سراسر اروپا در وحشت، تعلیق و آماده‌باش برای یک جنگ ویرانگر به سر می‌برد. این «مهلت»، همان فرصت کوتاهی است که صلح موقتِ مونیخ به اروپا می‌دهد تا فاجعه را کمی به تاخیر بیندازد.
#آخرین_مهلت #ژان پل_سارتر #رمان_تاریخی

صدایت را شنیدم می گفتی: مادر میسوزم بالای سرت آمدم، به سر و رویم زدم: مادر با تو که چنین کرد؟
جامه به خوناب، رضا جولایی

photo content
+1

photo content
+1