خاکسترِ آبی
Відкрити в Telegram
درود بر شما✨️ خوش اومدین به کاخِ خودتون خب حالا فنجونهاتون رو بیارید تا گرم صحبت بشیم. راه ارتباطیمون : @Rahaa2007bot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
229
Підписники
-324 години
-657 днів
+3230 днів
Архів дописів
229
شاید این آشنایی چون داستان های پر آب و تاب نباشد، شاید جرقه نگاهت در چشمان من زیر درخت های شکوفه دار بهاری نبوده اند، اما میخواهم بنویسم که بماند، که بدانی، که بخوانند..
روزی از روز های غریب غمزدهی این ماتمکده، دختری چون خورشید نورش را به کیهان غم انگیز من بخشید، لطف و مهربانیاش چونان مثال بزنم که از اشک لبخند ساخت و از دل سنگ جوانه مهر رویاند.. شاید برای الباقی آدم ها دوستی و آشنا شدن با دیگری بدیهی باشد ولی او فرق داشت. مگر میشود کسی بیاید که همراه لبخند و صدای خنده اش ناز باشد و شوق زندگی؟ بگذارید باور نکنم، که آسای من! این آسای خیال انگیز من با دیگری تفاوت داشت بسیار!
حقیقت نمیدانم چند روز و چند ساعت از ورودش به زندگی ام میگذرد.. تنها میدانم انگار سالیان سال است او را میشناسم و ناز و کرشمه اش باعث شوق زندگی ام شده.
برایش مینویسم و تقدیم حضورش میکنم امید را، همان توشه راهی که توان نفس کشیدن به من بخشیده. همان بانویی که همدم و رفیق راه بانوی غمزده قرن بیست و یکم شده.
اضافه گویی ام را ببخش بانوی من- خوش آمدی بود برای شما، هدیه ای ناقابل از قلم نازبانوی قرن نوزدهم.
