2 210
Підписники
Немає даних24 години
-337 днів
+31430 днів
Архів дописів
2 210
عین پیرمردا شدم، شبا زود میخوابم، صبح زود بیدار میشم، اخبار میخونم، شجریان و ویگن گوش میدم، شبا پیادهروی. وقتشه وصیتمو بنویسم.
2 210
گفتم که اگر بوسه دهی، توبه کنم
که دگر باره ازین گونه خطاها نکنم
بوسه داد و چو برداشت لبش از لب من
توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم
2 210
باز خداروشکر صحبتای ما وقتی بیرونیم شنود نمیشه وگرنه (من که قطار مطار بلد نیستم) تورو هم از قطار انقلاب پیاده میکردن.
2 210
اینا با چه رویی میخوان برن پاتختی؟ مثلا رو اسپیکر بزن که خوب میزنی رو بذارن و وارد خونه شن؟ ضربه آخرو بزن؟
2 210
آها اینو یادم رفت بگم، یه صحنه از دستشون در رفت من تونستم نظر بندازم قسمت زنونه، هیچی نبود واقعا، انگار داری به رواق امام خمینی حرم امام رضا نگاه میکنی.
