2 210
Підписники
Немає даних24 години
-337 днів
+31430 днів
Архів дописів
2 210
منتظر شام بودم که برامون گلاب آوردن، گفتم ممنونم من جلوام شما بزنید، گفتن نه برای شست و شوی دست و صورته.
2 210
یکی بهم گفت آقا علی چرا همراهی نمیکنی؟ گفتم صلوات بفرستم؟ گفت نه الان رسیدیم به بخش ختم انعام برای زوجین.
2 210
پدر داماد در قسمت مردانه شاباش میریخت و آقا محمدطاها ها و آقا محمدیاسین ها دنبال پول مفت میدوییدن.
2 210
شبیه خوابهام بود، اون آقا آخونده خواننده بود و بجای موعظه برای عوام داشت این اشعار مبتذل رو میخوند:
خوشبختی یعنی مشکلات به سایه خدا میشه حل
عشقمون بشه توی فامیل ضرب المثل
یه سفر بریم مشهد ماه عسل
روز عشق ما با فرشته ها هلهله کن
2 210
کسی جایی سراغ نداره ماشین غلتک کرایه بده برای یه روز با راننده؟ نیاز دارم از روم رد شه خیلی خستم.
