uk
Feedback
🐟

🐟

Відкрити в Telegram

Показати більше
Іран121 931Категорія не вказана
529
Підписники
-224 години
-137 днів
-1730 днів
Архів дописів
🐟
529
البته ! اجازه نمیدم هیچکس جز من دستش بهت بخوره ! این درسته !

🐟
529
بوسه اولشون همونجا بود😔(با سیگار

🐟
529
یاد اون تیکه افتادم که رفت دم در پرورشگاه(😭🤏🏻

🐟
529
من برای بار سوم دارم میخونمش

🐟
529
بچه ها نظر خیلی کامل و قشنگی بود حتما بخونید)

🐟
529
Голосове повідомлення00:36

🐟
529
خب ام ... یک دو سه، یک دو سه امتحان میکنیم🎤 🗣️
دنیای شیرین ام جی و گای!‌(⁠◔⁠‿⁠◔⁠)⁩ جایی که دوتا آدم گنده فقط از نظر ابعاد و هیکل همچنان بعد از سالها دوستیشون رو حفظ کردن در حالی که هنوزم کودک درونشون گاهی اوقات بیرون میپره و شلوغ بازی میکنه! ام ... البته این بیشتر درمورد ام جی صدق میکنه چون اون دقیقا از اون آدماست که نمیگه دوست دارم اما یهو از وسط ناکجا آباد پیداش میشه و میاد نجاتت میده و در جوابِ "چرا اومدی؟" میگه: "چون حال میداد اومدم !" یعنی جون به جونش کنن اعتراف نمیکنه طرف مقابلش رو دوست داره 😵‍💫😂 اینجور آدما عمیقا طرف مقابلشون رو دوست دارن اما از اعتراف به این حس میترسن چون حس میکنن نکنه بعد از گفتن واقعیت همه چیز از بین بره! در مقابل کاراکتر گای، به شدت میفهممش! پسر درسخون و مرتب که فقط به قوانین ذهن خودش پایبنده و درگیر هیچ چارچوب بیرونی نیست که محدودش کنه، همیشه این جمله تو سرش بالا و پایین میره که "هی، من مطمئنم هیچ بچی اون بیرون حرفامون رو نمیفهمه!" اون مکان مخفی، پشت بوم!جایی دور از هیاهو و تمام چیزایی که با ظاهر زننده راه نفس کشیدن اون دونفر رو بسته بود و اونا برای پیدا کردن جرعه ای زندگی بهش پناه بردن! با این بهانه : هی بهم یه مکان امن بده تا منم از این به بعد پدر هر کی اذیتت کرد رو دربیارم ! موضوع بعدی سیگار بود! ام جی سیگار نازنینش رو با گای تقسیم کرد حتی با اینکه فهمیده بود اون هیچ تجربه ای نداره اما ابدا یه لحظه هم به ذهنش خطور نکرد تا گای رو دست بندازه چرا؟ چون یکم بعدتر گفت: نمیخواد بکشی، من جای هردومون انجامش میدم ! کلا تعارف کردن یه منبع آرامش و سکون (اینجا سیگار) یعنی من دارم مهمترین چیزم رو بهت میدم پس تو آدم امنی هستی و جمله بعدیشم اینو نشون میده که اوکی حتی اگه قراره این مسیر مبهم و سخت باشه من، خودم بجای هردومون تموم خطراتش رو به جون میخرم! تغییرات دقیقا از چیزای کوچیک شروع میشن! نه با اجبار و نه با سرکوفت و هرچیز دیگه ای ! اینکه ام جی حس کرد بوی سیگار گای رو اذیت میکنه کافی بود تا منبع ارامش عزیزش رو کنار بزاره چون اولویت زندگیش تغییر کرده بود اون حرفا و بغل زیر بارون!تک تک دیالوگهاش به شدت قشنگ بود و مدام باعث میشد به خودم بگم ، دوست داشتن واقعا اینجوری نیست که دم به دقیقه بگی دوست دارم، بلکه همین شوخیهاست، همین سربه سر گذاشتن ها و از نگاه هم همه چیز رو فهمیدن ! رابطه ی ام جی و باباش! صمیمیت عجیب و بامزه ای فقط در نگاه اول جالبه اما پشتش یه رابطه ی هم خونه ای جریان داره و نه خانوادگی ! اوضاع پیچیده ی زندگی ام جی باعث شده بود تا اون درک درستی از دوست داشته شدن نداشته باشه(مادرش عملا اونو از زندگیش حذف کرده بود و پدرش هم تمام اوقاتش رو صرف کارش میکرد)و همه اینا باعث شد تا این حس رو برای اولین بار با گای تجربه کنه ام جی از اون پسرایی بود که واقعا دوست دارم تو زندگیم به عنوان یه" دوست" داشته باشم و باهاش وقت بگذرونم چون در تمام زندگیم مثل گای زندگی کردم و فکر میکنم به یه نفر مثل ام جی واسه متعادل کردن این شلم شوربا نیاز دارم 🫠
ام ... فکر کنم خیلی طولانی نوشتم ولی دیگه باید با جزیبات احساسم رو شرح میدادم ‌(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩

🐟
529
sticker.webp0.04 KB

🐟
529
دوستانی که فقط دوستن دقیقا !

🐟
529
الگو برداری کن که گای بهترین الگوست

🐟
529
دیدی که به هم نخورد(چالش تیک تاک

🐟
529
از شدت دلتنگی کلی دژاوو بهتون دادم

🐟
529
ام جی که داوطلبانه رو کاناپه میخوابه

🐟
529
Голосове повідомлення00:42

🐟
529
فقط دوست

🐟
529
گای وقتی به ام جی زور می‌گفت که هیچکس جرئت نداشت بهش زور بگه

🐟
529
از مامان هم بدتر(آقا بالا سر

🐟
529
Голосове повідомлення00:19

🐟
529
Голосове повідомлення00:38

🐟
529
نظرات عروس گلم می‌خوام دونه دونه ریپلای بزنم