uk
Feedback
ᴄᴏᴏᴋɪᴇ🫧

ᴄᴏᴏᴋɪᴇ🫧

Відкрити в Telegram
247
Підписники
-124 години
-117 днів
-1230 день
Архів дописів

به مناسبت تولدم🫪 این آرت + این پیام رو فروارد کنید چنلتون❣ یه آرت خوشگلتون🍒 رو علامت بزنید تا بذارم داخل چنل💝
محدودیت: تا ساعت 23:59 امروز✅

Afagh: Happy birthday to you, My Great Mother🥰💝 #Eternal_Spirit #Afagh #Dragon_Queen #Birthday
Afagh: Happy birthday to you, My Great Mother🥰💝 #Eternal_Spirit #Afagh #Dragon_Queen #Birthday

غذای مورد علاقه جدیدم! بلخره آشپزی هم هنره دیگه؟!😔
غذای مورد علاقه جدیدم! بلخره آشپزی هم هنره دیگه؟!😔

قشنگ برا دو روز انگار ماکارونی پخته بودم!

کلی ماکارونی اضاف امده!

A little gift art for aya 💕 *I flipped it horizontally- #wip
A little gift art for aya 💕 *I flipped it horizontally-
#wip

Repost from .
The ugly Stepsister 2025 🪲🩰Elvira.
+1
The ugly Stepsister 2025
🪲🩰Elvira.

#Wip !
#Wip !

یه ویپ هم بزارین بدم! بعد غیب شم!

#Art ( ´ ▽ ` )
#Art ( ´ ▽ ` )

اع پیشیههههه پیشیییییییی

#wip pt. 99
#wip pt. 99

من نمی‌خواستم عاشق شوم… اما او انگار کامل‌ترین آدم دنیا بود. هر روز از روزش برایم می‌گفت؛ از اتفاق‌هایی که در مغازه‌اش افتاده بود. هر روز برایم گیتار می‌زد و آواز می‌خواند. صدایش آن‌قدر دلنشین بود که میان نت‌هایش گم می‌شدم. هر روز قربان‌صدقه‌ام می‌رفت. هر شب تا وقتی خوابم ببرد، برایم قصه و لالایی می‌خواند. یک شب خودم را به خواب زدم؛ او آن‌قدر قربان‌صدقه‌ام رفت و آرام حرف زد که خودش هم همان‌جا خوابش برد. همیشه حواسش به ساعت غذا خوردنم بود تا مبادا وعده‌ای را از دست بدهم. و وای به روزی که دیر غذا می‌خوردم یا اصلاً نمی‌خوردم؛ آن وقت با اخم‌های بامزه‌اش مرا حسابی سرزنش می‌کرد. اما... تمام این خوشی‌ها فقط برای مدتی کوتاه بود. نمی‌دانم چرا، اما یک‌دفعه همه‌چیز تغییر کرد. دیگر انگار برایش مهم نبودم. دیگر برایش مهم نبود شب‌ها چطور می‌خوابم. دیگر برایش مهم نبود غذا خورده‌ام یا نه. آن قربان‌صدقه‌ها، آن لالایی‌ها و آن همه حرف‌های قشنگ، کم‌کم جایشان را به دعواهایی دادند که بیشترشان از طرف خودش شروع می‌شد. حالا که رفته، نمی‌دانم باید با این همه خاطره چه کنم. فقط یک چیز را می‌دانم... دیگر نمی‌توانم به محبتِ کسی به‌سادگی اعتماد کنم. گاهی با خودم فکر می‌کنم... آیا عشق همیشه همین‌قدر تلخ است، یا فقط بعضی آدم‌ها، شیرین‌ترین خاطره‌ها را با تلخ‌ترین پایان‌ها جا می‌گذارند؟

Repost from .
زال و رودابه مانهوایی که هیچوقت شروع نشد.. شخصیت های شاهنامه
زال و رودابه مانهوایی که هیچوقت شروع نشد..
شخصیت های شاهنامه

#Wip (⌒‐⌒)
#Wip (⌒‐⌒)

Repost from N/a
اینم که نقاشی دیجیتالیمم و رفرنسشم که اسکین روبلوکسم بود https://t.me/+XCEkIhksBbk1MmY0 (تایم لپس )
اینم که نقاشی دیجیتالیمم و رفرنسشم که اسکین روبلوکسم بود https://t.me/+XCEkIhksBbk1MmY0 (تایم لپس )

Repost from N/a
photo content

عاشقشون شدم😭