uk
Feedback
آوید کاشانه .🕊️🫠.

آوید کاشانه .🕊️🫠.

Відкрити в Telegram

نور منم،شور منم،بنده ی مجبور منم نفخه ی آن صور منم،زنده ی در گور منم 19.1.26

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
218
Підписники
-124 години
+57 днів
+430 днів
Архів дописів
در حال جنگ با چیزی خیلی وقهی هستم! دعا کنید که به این زودی ها شکست نخورم!

غافل کند از کوتهی عمر شکایت شب در انتظار مردم بیدار بلند است

Repost from N/a
آدمی که زیبایی و دارایِ خود را پیشه قدم بگذار ، اغلباً قلب فقیری دارد! #آوید

بهر آن پیغمبر این را شرح ساخت: « هر که خود بشناخت یزدان را شناخت»

And every time I feel I can’t ,God shows me that I can ✨

یک جایی،یک شخص هنوز تورا به یاد دارد؛ چون با او مهربان بودی!

اگر در سرم مار می‌پروراندم،نیش هایش با من این‌گونه نمی‌کرد‌ که افکارم میکند!

I never normalize conversing with a non-mahram. I said what I said!🦢

هرگز،هیچ‌وقت هیچ فایده‌ایی به حال روحی وی ندارد!

و کاش زن ناتوان نبود!💔

photo content

Repost from N/a
محمد بن عوف می‌گوید: در کودکی مشغول بازی با توپ بودم که توپ داخل مسجد، نزدیکِ مُعافى بن عمران افتاد. مُعافى بن عمران از علما و محدثین بود و نامش را در سلسلهٔ راویان احادیث می‌بینید؛ هم اهل علم بود و هم اهل عبادت. برای برداشتن توپ وارد مسجد شدم. او مرا نگه داشت و پرسید: پسر چه کسی هستی؟ گفتم: پسر عوف بن سفیان. گفت: پدرت از برادران ما بود؛ او همراه ما حدیث و علم می‌نوشت و یاد می‌گرفت. تو هم که شبیه پدرت هستی، شایسته است همان راهی را بروی که پدرت می‌رفت. نزد مادرم رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. گفت: راست می‌گوید؛ او از دوستان پدرت است. مادرم لباسی به من پوشاند و به همراه قلمدان و کاغذ نزد مُعافى برگشتم. به من گفت: بنویس: «اسماعیل بن عیاش برای ما روایت کرد، از عبدربّه بن سلیمان، که گفت: ام‌درداء این جمله را بر لوح من نوشت:
"اطلبُوا العِلْم صِغَاراً، تَعْمَلُوا بِهِ كِبَاراً، فَإِنَّ لِكُلِّ حَاصد مَا زرع."
«در کودکی علم بیاموزید تا در بزرگسالی به آن عمل کنید؛ زیرا هر کس چیزی بکارد، همان را درو خواهد کرد.» این نخستین حدیثی بود که شنیدم. (۱) نتیجهٔ این کار چه شد؟ مُعافى با یک کودک روبه‌رو شد و او را راهنمایی کرد؛ همین راهنمایی کوچک، نتیجهٔ بزرگی داشت. آن کودک بزرگ شد و از مُعافى بن عمران علم آموخت و بعدها محمد بن عوف شد؛ همان کسی که ذهبی درباره‌اش می‌گوید:
"الإِمَامُ، الحَافِظُ، المُجَوِّدُ، مُحدثُ حِمْصَ، أَبُو جَعْفَرٍ الطَّائِيُّ، الحِمْصِيُّ."
«امام، حافظ، استادِ حدیث و محدث حِمص، ابوجعفر طائی حمصی.» (۲) گاهی یک ایده یا یک تلنگر از کسی به ذهن تو می‌رسد که از تو جایگاه پایین‌تری دارد؛ پس هیچ‌گاه آن را کوچک و بی‌ارزش نشمار. 📚 منابع: (۱) سير أعلام النبلاء، شمس الدین الذهبي، ج ١٢، صص ٦١٤-٦١٥. (۲) همان؛ ص ٦١٣. @𝓗𝓪𝓭𝓭𝓪𝓽𝓱𝓪𝓷𝓪 | حَدَّثَنا

Repost from هِیچْ مَن
مادر شاید زمینی‌ترین نام برای یک موجود آسمانی‌ست فرشته‌ای که خدا بال نداد، تا ما هرگز نفهمیم چه‌قدر ملکوتی بوده است.

photo content

بار ها کوشش کردم بی‌رحمانه رفتار کنم، اما صدایی در درونم گفت این تو نیستی!

یک زمان به مثل زبان مادریم یاد داشتم، تهی این پنج سال از یادم رفته؟

بح‌بح پس زبانی قشنگی هست گرچه یادم رفته ولی دوباره تصمیم گرفتیم به خاطر بیارم

کسی دیگر هم است که به زبان عربی بلدیت داشته باشد؟

حين ينتهي الحُب، اءدرِك انه لم يكُن حُبًّا. الحُب لابدَّ ان يُعاش،لا ان يُتَذَكَّر.

photo content