آوید کاشانه .🕊️🫠.
Відкрити в Telegram
نور منم،شور منم،بنده ی مجبور منم نفخه ی آن صور منم،زنده ی در گور منم 19.1.26
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
218
Підписники
-124 години
+57 днів
+430 днів
Архів дописів
Repost from N/a
آدمی که زیبایی و دارایِ خود را پیشه قدم بگذار ،
اغلباً قلب فقیری دارد!
#آوید
Repost from N/a
محمد بن عوف میگوید:
در کودکی مشغول بازی با توپ بودم که توپ داخل مسجد، نزدیکِ مُعافى بن عمران افتاد. مُعافى بن عمران از علما و محدثین بود و نامش را در سلسلهٔ راویان احادیث میبینید؛ هم اهل علم بود و هم اهل عبادت.
برای برداشتن توپ وارد مسجد شدم. او مرا نگه داشت و پرسید: پسر چه کسی هستی؟
گفتم: پسر عوف بن سفیان.
گفت: پدرت از برادران ما بود؛ او همراه ما حدیث و علم مینوشت و یاد میگرفت. تو هم که شبیه پدرت هستی، شایسته است همان راهی را بروی که پدرت میرفت.
نزد مادرم رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم. گفت: راست میگوید؛ او از دوستان پدرت است.
مادرم لباسی به من پوشاند و به همراه قلمدان و کاغذ نزد مُعافى برگشتم.
به من گفت: بنویس:
«اسماعیل بن عیاش برای ما روایت کرد، از عبدربّه بن سلیمان، که گفت: امدرداء این جمله را بر لوح من نوشت:
"اطلبُوا العِلْم صِغَاراً، تَعْمَلُوا بِهِ كِبَاراً، فَإِنَّ لِكُلِّ حَاصد مَا زرع."«در کودکی علم بیاموزید تا در بزرگسالی به آن عمل کنید؛ زیرا هر کس چیزی بکارد، همان را درو خواهد کرد.» این نخستین حدیثی بود که شنیدم. (۱) نتیجهٔ این کار چه شد؟ مُعافى با یک کودک روبهرو شد و او را راهنمایی کرد؛ همین راهنمایی کوچک، نتیجهٔ بزرگی داشت. آن کودک بزرگ شد و از مُعافى بن عمران علم آموخت و بعدها محمد بن عوف شد؛ همان کسی که ذهبی دربارهاش میگوید:
"الإِمَامُ، الحَافِظُ، المُجَوِّدُ، مُحدثُ حِمْصَ، أَبُو جَعْفَرٍ الطَّائِيُّ، الحِمْصِيُّ."«امام، حافظ، استادِ حدیث و محدث حِمص، ابوجعفر طائی حمصی.» (۲) گاهی یک ایده یا یک تلنگر از کسی به ذهن تو میرسد که از تو جایگاه پایینتری دارد؛ پس هیچگاه آن را کوچک و بیارزش نشمار. 📚 منابع: (۱) سير أعلام النبلاء، شمس الدین الذهبي، ج ١٢، صص ٦١٤-٦١٥. (۲) همان؛ ص ٦١٣. @𝓗𝓪𝓭𝓭𝓪𝓽𝓱𝓪𝓷𝓪 | حَدَّثَنا
Repost from هِیچْ مَن
مادر شاید زمینیترین نام برای یک موجود آسمانیست
فرشتهای که خدا بال نداد،
تا ما هرگز نفهمیم چهقدر ملکوتی بوده است.
حين ينتهي الحُب، اءدرِك انه لم يكُن حُبًّا. الحُب لابدَّ ان يُعاش،لا ان يُتَذَكَّر.
