جبهه رزمندگان ایران آزاد
Відкрити в Telegram
حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
305
Підписники
+124 години
+27 днів
+1930 днів
Архів дописів
Repost from آینده
🟩 ترجمه ویدیو عراقی:
نماینده مجلس عراق (عامر الفايز) به نقل از سفیر عراق در تهران میگوید اشتباه از عراقیها بوده، کاری کردند که موجب خشم مردم سمنان شد.
من و وزیر خارجه عراق سعی کردیم زود جمعش کنیم چون به ضرر ما تمام میشد.
بعد رئیس بیشرف دانشگاه سمنان رفته از بعثیهای عراقی عذرخواهی میکند.
@A_pajhohi
درفش کاویان در دستان شاه است
در جنگهای ایران باستان، پرچم ایران یا همان درفش گرانقدر کاویانی همواره در دستان یکی از نزدیکان شاه یا شخص شاه بود. سرداران و سربازان لشکر ایران، همواره با دیدن درفش کاویان، میدانستند که که او کجا در حال جنگیدن است یا به کدام سو در حال یورش است.
دیدن درفش افراشتهی کاویان به سربازان قوت قلب میداد و آنان را از دور شدن از شاه یا گم شدن، در خطر افتادن جانشان یا اسارت بدست دشمن حفظ میکرد.
امروز هم درفش کاویانی ما در این کارزار سهمگین، در دستان توانمند رضاشاه دوم پهلویست و مردم ایران همواره چشم بر آن درفش دارند و جهتی که او بسوی آن در حال حرکت است.
امروز هم هیچ همهمه و زمزمهای از ارواح سرگردان، ما را از جایگاه شاه و پیرامون وی دور و در این مسیر گمراه نمیسازد، زیرا ما شاه را میزان خرد و ایراندوستی میدانیم، همچنان که پدر و نیای او را بدانسان شناخته و همواره تحسین کردهایم.
✍کاوه اسواران
تحریریه میهنپرست
@isargaran_pahlavi
آیا افزایش قیمت دلار بخاطر جنگ و تحریم است؟! پاسخ را بشنویم
شهریور 1405
@isargaran_pahlavi
Repost from مناظرهها
🎙️ دو هنرمند و دو پدیده بزرگ موسیقی ایران
بانو دلکش (عصمتباقرپور_بابلی) و استاد پرویز_یاحقی؛
دو نام درخشان و ماندگار که یاد و نامشان تا همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودان خواهد ماند.
#موسیقی_ایرانی
@MonazeratChannel
🛑 وزیر خزانهداری ترکیه به شرکتها درباره معامله با ایران هشدار داد!
🔻 وزیر خزانهداری و دارایی ترکیه به شرکتها و مؤسسات مالی این کشور درباره معاملاتی که ممکن است مشمول تحریم شوند هشدار داده است؛ موضعی که چند روز پس از تحریم یک بانک ترکیه و دو شرکت زیرمجموعه آن به دلیل ارتباط مالی با ایران اعلام میشود.😢
@isargaran_pahlavi
راهبندان سراسری زمینگیر کردن ماشین سرکوب
ایجاد راهبندان با خاموش کردن خودروها گامی موثر برای زمینگیر و درنهایت فلج کردن ماشین سرکوب رژیم است
جمهوری اسلامی سالهاست منابع و ثروت کشور را بجای آبادانی و رفاه مردم ایران صرف سرکوب داخلی و ماجراجوییهای خارجی کرده است سرکردگان این رژیم و وابستگانشان نیز در فساد و غارت داراییهای ملی بایکدیگر رقابت میکنند حاصل این سیاستها چیزی جز فقر، بحران و فشار روزافزون بر زندگی مردم ایران نبوده است
این رژیم جنایتکار درعین حال تصورمیکند که با سرکوب و کشتار دهها هزار میهنپرست توانسته اراده ملت را درهم بشکند اما واقعیت چیز دیگری است آتش خشم و اعتراض مردم خاموش نشده و اراده آنان برای تغییر این وضعیت همچنان پابرجاست
راهبندان سراسری در صورت شکلگیری گسترده و منظم میتواند ماشین سرکوب رژیم را با اختلال جدی روبهرو کند این ویدئو را پخش کنید و درباره ایده راهبندان سراسری با دوستان و نزدیکان مورد اعتماد خود سخن بگویید و برای اجرای آن در زمان مناسب آماده باشید
پیروزی نزدیک است ما باهم این رژیم فاسد و تبهکار را به زانو درمیآوریم و ایران را پس میگیریم.دفتررسانه ای شاهزاده پهلوی
@isarg
چه جانکاه است وقتی مشاهده میکنی جمهوری اسلامی حتی به جانباز جنگ ایران وعراق هم رحم نکرده و جان شریف او را در قیام ۱۸ و ۱۹ دی ، ناجوانمردانه و ددمنشانه در کف خیابان با شلیک تیرجنگی ستانده است !!
روایت زندگی افتخارآفرین افسرخلبان جنگنده ارتش ( جاوید نام محمد خانمحمدی ) که در جنگ ۸ ساله ایران وعراق ، در راه دفاع از آب وخاک وطن جانباز شد اما بازهم در همراهی با مردم شریف ومطالبات بحق شان از نظام آدمکش و بیکفایت جمهوری اسلامی به خیابان آمد و سرانجام به خیل عظیم فرزندان ایران و جاویدنامان پرافتخار در قیام دی ماه پیوست .
راه افتخارآفرین چنین رادمردانی قطعاً تاسقوط نظام فاسد و خونریز وجنگ افروز جمهوری اسلامی تداوم خواهد یافت .
#کهنه_سربازان_دلاور_ایران_زمین
#ما_ملت_کبیریم
#ایران_را_پس_میگیریم
@isargaran_pahlavi
جشن تولد رهبر و حکایتِ دوگانگیِ ارزشها
در مراسم خیابانی جشن تولد رهبر، یکی از بانوانِ حاضر با پوششی دیده میشود که نهتنها از سوی «ارزشیها» مذموم و محکوم است، بلکه بر اساس همان قانون عفاف و حجابی که خود مدافع آناند، میتواند جرم تلقی شده و مستوجب مجازات باشد؛ آنهم در حالی که کیک تولد رهبر را در دست دارد و در خیابان به جشن و پایکوبی مشغول است!
ما مردم ایران، با پوشش این زن هیچ مشکلی نداریم؛ پرسش ما با خودِ این دوگانگی است.
چگونه است نظامی که مخالفانش را پیوسته به «اباحهگری» و بیاعتنایی به ارزشهای دینی متهم میکند و سقوط خود را با هراسافکنی درباره آینده اخلاقی و فرهنگی ایران پیوند میزند، در برابر همان چیزی که برای مردم جرم و گناه میداند، برای خودیها چشم بر هم میگذارد؟
شایسته است مدافعان این نظام، پیش از آنکه براندازان و حامیان شاهزاده پهلوی را مروج بیبندوباری معرفی کنند و مردم متدین را از فردای پس از جمهوری اسلامی بترسانند، به همین تصاویر نگاه کنند وبدانند آنچه علیه مخالفان بهعنوان «ارزش» فریاد زده میشود، چیزی جز ابزار فریب و هراسافکنی نیست.
✍م.حسن زاده،رزمنده جنگ ایران وعراق
@isargaran_pahlavi
🔴 زهران ممدانی شهردار مسلمان و چپ زده ی نیویورک:
قربانی اصلی حمله «11 سپتامبر» عمهی من بود که بعد از اون اتفاق نمیتونست با امنیت از مترو استفاده کنه چون حجاب داشت!!
قضاوت با شما😢
@isargaran_pahlavi
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
بیستوپنج سال پیش، چند روز پس از حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر، ایرانیان در خیابانهای تهران برای قربانیان آمریکایی شمع روشن کردند؛ در مقابل چشمان نیروهای امنیتی رژیم که همین امروز نیز مردم ایران را سرکوب میکنند.
در روزهایی که شبکههای خبری جهان، تصاویر تکاندهندهای از شادی و پایکوبی در بخشهایی از خاورمیانه پخش میکردند، مردم ایران، در همدردی و همبستگی انسانی با مردم آمریکا، چهرهای متفاوت از این منطقه به جهان نشان دادند. رژیم شعار «مرگ» سر میداد؛ مردم ما نور هدیه میکردند.
ملتهای ایران و آمریکا هرگز دشمن یکدیگر نبودهاند. ما یک دشمن مشترک داریم: افراطگرایی اسلامی که ۲٬۹۷۷ انسان بیگناه را در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به قتل رساند و ۴۷ سال است کشور من را به گروگان گرفته است. ما همچنین یک ارزش بنیادین مشترک داریم: آزادی. آزادی سنگبنای آمریکاست و همان چیزی است که ما ایرانیان امروز برای آن مبارزه میکنیم.
Twenty-five years ago, in the days after 9/11, Iranians filled Tehran’s squares with candles for the American dead, watched by the same security forces that still oppress them today.
While global news networks were broadcasting shocking footage of celebrations in the Middle East region, the people of Iran stood as a profound, solitary exception of human empathy for Americans. The regime chanted death. Our people offered light. Iranians and Americans have never been enemies. We share one common enemy: the Islamic fanaticism that murdered the 2,977, and that has held my country hostage for 47 years. We also share a fundamental common value: liberty. Liberty is the cornerstone on which America is built and what Iranians are fighting for today.
@OfficialRezaPahlavi
سخنان دردآور رئیس بخش کانسر بیمارستان خمینی :
بیماران بسیاری در بیمارستان داریم که بخاطر نداشتن پول درمان ، التماس میکنند که ما کاری کنیم که بمیرند !!!
*پی نوشت :
این سخنان نه سیاهنماییِ اپوزیسیون است و نه تبلیغات منفیِ رسانههای خارجی؛ روایت تلخِ واقعیتی است که در متن زندگی مردم ایران جریان دارد.
نزدیک به نیمقرن، جمهوری اسلامی و جریانهای سیاسیِ درون آن، از اصولگرا و اصلاحطلب، هر یک به سهم خود در شکلگیری و تداوم این وضعیت مسئولاند؛ از سیاستهای جنگافروزانه و ماجراجوییهای منطقهای و صرف منابع کشور در لبنان و غزه و سوریه، تا سرکوب، ناکارآمدی، فساد، سوءمدیریت و سپردن سرنوشت کشور به نالایقان و الیگارشیهای قدرت و ثروت.
بیآنکه هیچگاه در برابر مردمی که حاصل این حکمرانی را با جان و زندگی خود میپردازند، پاسخگو باشند.!
و امروز، در برابر ملتی که حتی برای درمان و زنده ماندن با فاجعه دست وپنجه نرم میکند، باز هم دغدغه شان نه نجات ایران و ایرانی، بلکه حفظ نظام و سهمخواهی است با دوگانههای فرسودهی «موافق و مخالف توافق» !
دست از سر این ملت بردارید!
✍م.حسن زاده، رزمنده جنگ ایران وعراق
@isargaran_pahlavi
سؤالی از چپهای عزیز:
«نفتکش» دقیقاً از چه روزی از فهرست «زیرساخت» خط خورد؟
وقتی آمریکا تهدید کرد نیروگاههای ایران را نشانه میگیرد، علی قمصری، البته با هماهنگی خانم مهاجرانی، سازش را برداشت و جلوی نیروگاه، به جای قران، انسان طاغی آلبر کامو به سر گرفت و ساز زد و عکسهای هنری گرفت. آن روز «زیرساخت ایران» مقدس بود. نیروگاه هم مالِ مردم بود.
اما امروز نفتکشهای ایران یکییکی در آتش فرومیروند، و همان جماعت چنان ساکتاند که گویی نفت خودش شناکنان به بازار جهانی میرسد.
نفتکش چند هزار تُن آهن شناور نیست؛ رَگیست که نفت را از پایانه به بازار میرساند و نفسِ صادراتیِ اقتصاد را زنده نگه میدارد. با قطع این رگ، آن ظرفیت هم میخشکد.
و اگر عدد میخواهید: فقط ارزش خودِ چهار نفتکشی که مشخصاتشان با اطمینان بیشتری قابل احراز است، بدون محاسبهی Horizon 1 و بدون حتی یک دلار از ارزش محمولهها، حدود ۱۹۰ تا ۲۴۵ میلیون دلار برآورد میشود.
اما اهمیت این نفتکشها فقط به قیمت خودشان نیست. همین پنج شناور، بنا بر دادههای TankerTrackers، از سال ۲۰۱۹ در مجموع حدود ۴۵ میلیون بشکه نفت و فرآوردهی ایرانی جابهجا کردهاند. یعنی آنچه میسوزد فقط چند کشتی نیست؛ بخشی از ظرفیت حمل و صادرات انرژی ایران است.
پس ساز کجاست؟ تحصن کجاست؟ آن فریادهای «زیرساخت ایران» به کدام سکوت پناه بردند؟
مگر آن ساز، پیش از هر «علت»ی، برای وجود و ماهیت خودِ زیرساخت نواخته نمیشد؟ آن روز کسی نپرسید نیروگاه در جنگ چه نقشی دارد؛ فقط یک سؤال کافی بود: ایرانی هست یا نه؟
حالا گویا «علیت» شرطِ تقدس شده: زیرساخت وقتی سزاوار دفاع است که در خدمت روایت رژیم جمهوری اسلامی باشد، نه صرفاً از آنرو که مالِ این خاک است. و درست همینجاست که تناقض لباسش را درمیآورد و لخت میشود.
این بار، برای رسیدن به نفتکشهای سوخته باید یک قدم به عقب رفت: سپاه آتشبس را به فرمان پوتین نقض کرد و در ادامه به ناوهای آمریکایی موشک شلیک کرد، و آمریکا آشکارا گفت پاسخش نشانهگرفتنِ نفتکشهای ایران است.
این بار نمیشود جمهوری اسلامی را از زنجیرهٔ علت و معلول تراشید و ماجرا را در یک جمله خلاصه کرد: «آمریکا زیرساخت ایران را زد.»
و دقیقاً همینجا، آن حساسیت پرشور هم دود میشود و به هوا میرود.
این نشان میدهد دفاع از زیرساخت، برای بخشی از این جماعت، اصلی ثابت نبوده؛ اصلی بوده مشروط، منوط به اینکه مقصر مطابق میل روایت انتخاب شود. وگرنه نه ایران عوض شده، نه زیرساخت، نه حتی آمریکا.
فقط این بار، نواختن ساز جلوی نفتکشهای سوخته یک سؤال ناخوشایند هم با خودش میآورد: این چرخهٔ حمله و پاسخ را چه کسی دوباره به راه انداخت؟
و شاید برای همین است که این بار، ساز در غلاف مانده و قمصری دیگر حوصلهی طاغی بودن و کاموخوانی ندارد.
✍#زهرا_عبدی
#نویسنده_منتقد_سینما
@isargaran_pahlavi
سؤالی از چپهای عزیز:
«نفتکش» دقیقاً از چه روزی از فهرست «زیرساخت» خط خورد؟
وقتی آمریکا تهدید کرد نیروگاههای ایران را نشانه میگیرد، علی قمصری، البته با هماهنگی خانم مهاجرانی، سازش را برداشت و جلوی نیروگاه، به جای قران، انسان طاغی آلبر کامو به سر گرفت و ساز زد و عکسهای هنری گرفت. آن روز «زیرساخت ایران» مقدس بود. نیروگاه هم مالِ مردم بود.
اما امروز نفتکشهای ایران یکییکی در آتش فرومیروند، و همان جماعت چنان ساکتاند که گویی نفت خودش شناکنان به بازار جهانی میرسد.
نفتکش چند هزار تُن آهن شناور نیست؛ رَگیست که نفت را از پایانه به بازار میرساند و نفسِ صادراتیِ اقتصاد را زنده نگه میدارد. با قطع این رگ، آن ظرفیت هم میخشکد.
و اگر عدد میخواهید: فقط ارزش خودِ چهار نفتکشی که مشخصاتشان با اطمینان بیشتری قابل احراز است، بدون محاسبهی Horizon 1 و بدون حتی یک دلار از ارزش محمولهها، حدود ۱۹۰ تا ۲۴۵ میلیون دلار برآورد میشود.
اما اهمیت این نفتکشها فقط به قیمت خودشان نیست. همین پنج شناور، بنا بر دادههای TankerTrackers، از سال ۲۰۱۹ در مجموع حدود ۴۵ میلیون بشکه نفت و فرآوردهی ایرانی جابهجا کردهاند. یعنی آنچه میسوزد فقط چند کشتی نیست؛ بخشی از ظرفیت حمل و صادرات انرژی ایران است.
پس ساز کجاست؟ تحصن کجاست؟ آن فریادهای «زیرساخت ایران» به کدام سکوت پناه بردند؟
مگر آن ساز، پیش از هر «علت»ی، برای وجود و ماهیت خودِ زیرساخت نواخته نمیشد؟ آن روز کسی نپرسید نیروگاه در جنگ چه نقشی دارد؛ فقط یک سؤال کافی بود: ایرانی هست یا نه؟
حالا گویا «علیت» شرطِ تقدس شده: زیرساخت وقتی سزاوار دفاع است که در خدمت روایت رژیم جمهوری اسلامی باشد، نه صرفاً از آنرو که مالِ این خاک است. و درست همینجاست که تناقض لباسش را درمیآورد و لخت میشود.
این بار، برای رسیدن به نفتکشهای سوخته باید یک قدم به عقب رفت: سپاه آتشبس را به فرمان پوتین نقض کرد و در ادامه به ناوهای آمریکایی موشک شلیک کرد، و آمریکا آشکارا گفت پاسخش نشانهگرفتنِ نفتکشهای ایران است.
این بار نمیشود جمهوری اسلامی را از زنجیرهٔ علت و معلول تراشید و ماجرا را در یک جمله خلاصه کرد: «آمریکا زیرساخت ایران را زد.»
و دقیقاً همینجا، آن حساسیت پرشور هم دود میشود و به هوا میرود.
این نشان میدهد دفاع از زیرساخت، برای بخشی از این جماعت، اصلی ثابت نبوده؛ اصلی بوده مشروط، منوط به اینکه مقصر مطابق میل روایت انتخاب شود. وگرنه نه ایران عوض شده، نه زیرساخت، نه حتی آمریکا.
فقط این بار، نواختن ساز جلوی نفتکشهای سوخته یک سؤال ناخوشایند هم با خودش میآورد: این چرخهٔ حمله و پاسخ را چه کسی دوباره به راه انداخت؟
و شاید برای همین است که این بار، ساز در غلاف مانده و قمصری دیگر حوصلهی طاغی بودن و کاموخوانی ندارد.
✍#زهرا_عبدی
#نویسنده_منتقد_سینما_ادبیات
@isargaran_pahlavi
Repost from مهدی نصیری
ماهواره که نگاه نمی کنیم که مبادا امواج شیطانی و خبرهای دروغ وارد خانه یمان بشود ! میماند تلویزیون اما این یکی را که اصلا نمیشود نگاه کرد چون بعد از هر بار نگاه کردن باید روبروی آینه برویم و جلوی سرمان را وارسی بکنیم که شاخ نداشته باشیم یا گوشمان دراز نباشد بعد که می بینیم آنچه در آینه می بینیم با آدمیزاد مو نمیزند برایمان سوال میشود که پس تلویزیون در صورت و سیره ی ما چه دیده که اینها را نشانمان میدهد و اینگونه به شعورمان توهین میکند ؟ اینطور هم که نمیشود بالاخره خدا چشم داده که ببینیم برای همین تصمیم میگیریم حالا که نمیتوانیم تلویزیون نگاه کنیم و ماهواره هم نمیتوانیم نگاه کنیم جای ماهوراه گوشواره نگاه کنیم تا حداقل همان چند سوت طلای اویزان شده در گوش دخترمان گرهی از گره هایمان را باز کند ! تلویزیون را هم خاموش میکنیم تا خودش با توهم صدها میلیون تن طلا خر کیف باشدو ما را خر فرض نکند ...
علی قاینی
Repost from Iran International ایران اینترنشنال
فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی برای ثبت محدودههای اکتشافی و شرکت در مزایدههای معدنی، از ارائه گواهی صلاحیت فنی و مالی معاف شد. شورای عالی معادن، جبران خسارتهای جنگ و حمایت از فعالیتهای ورزشی و فرهنگی را دلیل این تصمیم اعلام کرده است.
گفتوگو با مهدی رستمپور، خبرنگار ورزشی
@iranintltv
✓⭕اصلاحطلب! اصوگرا...
«گور پدر همتون»
دوباره دادگاه دارم؛ شنبه ۲۱ شهریور. این بار باید بروم ایلام. حس خوبی ندارم. به خاطر دادگاه نیست؛ ای مولام را دوست ندارم.
خاطرات من از این شهر یا مراجعات پزشکی است یا گرفت و گیرهای بیحاصل اداری. یکبار هم برای اعزام به سربازی رفته بودم. مرداد بود؛ بعد از دو روز سرگردانی گفتند «اضافهنیرو» داریم. برگشتم؛ مادرم خوشحال شد.
این میان دلم به عطر انجیرهای روستای «کُلم» خوش بود که ٱنرا هم جادهی جدید دور زده است.
دوستان ایلامی دلخور نشوند، ما در جنوب استان همین اندازه به شهر شما ارادت داریم.
از نصیحتهای اصلاحاتچیها خسته شدهام؛ و دلسوزی اصوگرایانِمیانهرو!
شگفتا! چگونه این حجم از ابتذال فکری و اخلاقی یکجا جمع شده است. احساس تهوع دارم؛ در گعدههای شبانه ژست برانداز دارند و صبح نشده سرشان در ٱخور «وضع موجود» است.
شما «طاعونزده» نیستید، خودِ طاعون هستید. همین طاعونی که بخاطر اعتراض به ٱن امثال من دادگاه میروند، بازجویی میشوند، زندان میروند و یا جانشان را از دست میدهند. شما صلاحیت دلسوزی برای ما را ندارید. من از دادگاه و زندان و بازجویی هراسی ندارم اما از دلسوزی شماها میترسم؛ دستهای نامریی تفتیش هستید که تا نزیکترین فاصله به گلوی ما تداوم دارید.
علاوه بر قضات و ضابطین مدام در دادگاه شما مٶاخذه میشوم: «چی رو تونستی تغییر بدی؟ از دانشگاه استعفا دادی چی عوض شد؟»
شاید هیچ! حق باشماست، شاید چیزی عوض نشده؛ اما دستکم مانند شما تبدیل به بخشی از این طاعون نشدم. شما بیمار نیستید، خودِ بیماری هستید.
بهتر است به جای نصیحت امثال من سرتان را در همان نکبتی فرو کنید، که نامش را زندگی گذاشتهاید. من به دلسوزی و خیرخواهی شما احتیاجی ندارم.
ٱنقدر گردنتان از کثافت کلفت شده که تا چند نسل بعد از خودتان هم نیاز نیست کسی به خودش زحمت کار کردن بدهد. البته قیمت همهی شما اینقدر نیست! نصیحتهایتان برای من از طناب دار هم هولناکتر است. بار بعد که مرا دیدید زبانتان را پشت دندانهای جرمگرفته نگه دارید؛ ضمانتی نیست که کلامی محترمانه از من بشنوید.
خلاصه کنم:
اصلاحطلب! اصوگرا؛
«گور پدر همتون»
✍️مرتضی نعمتی
۱٨ شهریور ۱۴۰۵
جاوید شاه
#پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی
#ایران_را_پس_میگیریم
@AM_Movahed
@isargaran_pahlavi
Repost from پسر عاقل نوح
🔴سوال:
طی این نیم قرن کدام مسئولی از مردم ایران اینچنین عذرخواهی کرده بابت انواع جنایت و دزدی و کشتار؟
اما جمهوری اسلامی کاپیتولاسیونهای گوناگون را بر مردم ایران تحمیل میکند و در اخر هم قول جبران بی احترامی به مردان عراقی را میدهد!!!
(در حالی که حتی حامیان رژیم نیز به صحت تعرض عراقی ها به زنان سمنانی اذعان و اعتراض داشته اند!)
فیلم دوم مربوط به اعتراض مردم سمنان نسبت به چنین واکنش و رفتاریست.
🔴این شخص دکتر مسعود نصیری زرندی است که اینچنین بابت حفظ صندلی ریاستش تلاش مشمئز میکند!
ایمیل این فرد: mnasiri@semnan.ac.ir
#پسرعاقل_نوح
Repost from امیر موحد
بچهشیعه!
قبل از ایمان آوردن به موشک، یکبار حساب کن
نقلقولی به حسین طائب نسبت داده شده است: «ترامپ! اگه میگی ما رو شکست دادی، پس با کی داری میجنگی؟»
اگر نقل دقیق باشد، جمله در نگاه اول قرار است حکم «کیش و مات» را داشته باشد؛ بچهشیعه بشنود، سینه جلو بدهد و بگوید: دیدی چه جوابی داد؟ آمریکا قفل کرد!
فقط یک مشکل کوچک وجود دارد: منطق.
شکست خوردن در یک نبرد، عملیات یا مرحلهای از جنگ به معنی محو شدن طرف شکستخورده نیست. اگر چنین قاعدهای در تاریخ وجود داشت، هر کشوری بعد از نخستین شکست نظامی باید همراه پرچم و جمعیتش از روی نقشه پاک میشد.
اما هدف چنین جملهای الزاماً تحلیل جنگ نیست؛ تولید چند ثانیه احساس پیروزی برای مخاطبی است که از قبل آماده باور کردن آن شده است.
اینجاست که ماجرا از یک شوخی سیاسی فراتر میرود.
سالهاست دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی هنری عجیب در حسابداری پیروزی پیدا کرده است: موشک به هدف بخورد، پیروزیم؛ رهگیری شود، دشمن را مجبور کردهایم موشک گرانقیمت مصرف کند، باز پیروزیم؛ دشمن حمله را متوقف کند، از ما ترسیده؛ ادامه دهد، معلوم میشود نتوانسته ما را شکست دهد!
در این دفتر حساب، ستون «شکست» ظاهراً از کارخانه چاپ نشده است.
ولی سؤال مهمتر این است که چرا بخشی از مخاطبان مذهبی چنین روایتی را اینقدر آسان میپذیرند؟
از نگاه یک سکولار پادشاهیخواه، پاسخ صرفاً این نیست که «جمهوری اسلامی، تشیع خوب و بیگناه را مصادره کرده است». چنین توضیحی بیش از حد ساده است.
جمهوری اسلامی در خلأ متولد نشد. تشیع ، فرهنگ تقدسبخشی به رهبر دینی، مفهوم تکلیف، شهادتطلبی، حق و باطل مطلق، انتظار و حکومت دینی از مصالح فکری مهمی بودند که روحانیت درغگو توانست با قرائت خاص خود از آنها یک نظام سیاسی بسازد.
این البته به این معنی نیست که هر شیعهای طرفدار جمهوری اسلامی است یا هر قرائتی از تشیع الزاماً به ولایت فقیه ختم میشود. میلیونها انسان مذهبی میتوانند مخالف حکومت دینی باشند. اما از آن طرف هم نمیشود رابطه تاریخی و ایدئولوژیک میان تشیع سیاسی و ساختار جمهوری اسلامی را با یک جمله «اینها از دین سوءاستفاده کردند» پاک کرد.
و درست همینجا «بچهشیعه سیاسی» باید یک سؤال ناراحتکننده از خودش بپرسد:
چرا من اینقدر آمادهام یک ادعای سیاسی را بهجای سنجیدن، باور کنم؟
اگر یک فرمانده یا مقام امنیتی جملهای حماسی گفت، چرا باید احساس مذهبی پیش از عقل نقاد وارد میدان شود؟
چرا موشک باید تبدیل به نشانه حقانیت شود؟ چرا شکست یا پیروزی نظامی باید به ایمان گره بخورد؟ چرا نقد «محور مقاومت» برای بعضیها تقریباً بوی ضدیت با مقدسات میدهد؟
اینجاست که ایدئولوژی میتواند بهجای آگاهی، فیلتر آگاهی شود: اطلاعاتی که ایمان سیاسی را تقویت میکند پذیرفته میشود و اطلاعات ناسازگار با آن یا توطئه است، یا جنگ روانی دشمن، یا محصول «غربزدگی».
بعد بچهشیعه با چند کلیپ موشکی به خواب میرود و صبح با این اطمینان بیدار میشود که امپراتوریهای جهان شب گذشته دوباره از وحشت «اقتدار» او نخوابیدهاند!
طنزش خندهدار است؛ نتیجه سیاسیاش نه.
چون هزینه این جهانبینی را فقط همان مخاطب ایدئولوژیک نمیپردازد. کل ایران پرداخت میکند.
ما سکولارهای پادشاهیخواه دقیقاً در همین نقطه اعتراض داریم: نمیخواهیم سرنوشت یک ملت، اقتصادش، امنیتش و آینده فرزندانش گروگان جنگهای ایدئولوژیک و تصور یک حکومت از رسالت مذهبی و تاریخی خودش باشد.
و مقصودمان هم این نیست که به مخاطب شیعه بگوییم: «همه اعتقاداتت عالی است، فقط جمهوری اسلامی را کنار بگذار.»
نه؛ نقد باید یک قدم عمیقتر برود.
در ایران سکولار آینده، شیعه میتواند شیعه بماند، بیدین میتواند بیدین باشد و منتقد تشیع نیز باید بتواند آزادانه تشیع را نقد کند؛ هیچکدام حق ندارند عقیده خود را به قانون اجباری برای دیگری تبدیل کنند.
این همان مرزی است که جمهوری اسلامی از ابتدا شکست.
پس خطاب به بچهشیعهای که هنوز هر بیانیه نظامی را با هیجان بازنشر میکند: یک بار بهجای پرسیدن «دشمن چه گفت؟»، از کسانی که چهار دهه است به نام مقدسات حکومت میکنند سؤال کن:
هدفتان چه بود؟ هزینهاش چقدر شد؟ چه چیزی به دست آوردید؟ زندگی ایرانی بهتر شد یا بدتر؟
اگر جواب این سؤالها دوباره «شهادت»، «تکلیف»، «مقاومت»، «دشمن» و «پیروزی الهی» بود، شاید وقتش رسیده باشد خود دستگاه فکریای را که پاسخها را تولید میکند هم زیر سؤال ببری.
چون مشکل فقط این نیست که چه کسی تو را فریب میدهد؛ مهمتر این است که چه باوری در ذهن تو، فریب را باورپذیر میکند.
و دفعه بعد که کسی با افتخار گفت:
«اگر ما را شکست دادی، پس با کی داری میجنگی؟»
قبل از اینکه ذوقزده شوی، یک سؤال سادهتر بپرس:
«آقای دیکتاتور و فریبکار ، اول بگو معیار شکست و پیروزی چیست؛ بعد برایمان معما طرح کن.»
امیر موحد
رزمنده جنگ ایران و عراق
@AM_Movahed
